یک کشور عزادار سقوط یک پرواز

یک کشور عزادار سقوط یک پرواز

یک کشور عزادار سقوط یک پرواز
27 دی 1398, 19:22 / کد خبر:78891
حداقل 24 ساعت زمان لازم داشتم تا قلم را بردارم و بنویسم. از یک اتفاق از یک خطای انسانی از یک داغی که بر دل همه ماند از ضجه های مادری که با تمام توان نداشته اش عکس پسر تازه داماد پرپر شده اش را بالا نگه داشته بود. نمی دانست بر سر چه کسی فریاد بزند نمی دانست به چه کسی التماس کند تا لااقل یک بار دیگر فرزند پرپر شده اش را در آغوش بکشد.
فاطمه کاویانی - اصفهان امروز : حداقل 24 ساعت زمان لازم داشتم تا قلم را بردارم و بنویسم. از یک اتفاق از یک خطای انسانی از یک داغی که بر دل همه ماند از ضجه های مادری که با تمام توان نداشته اش عکس پسر تازه داماد پرپر شده اش را بالا نگه داشته بود. نمی دانست بر سر چه کسی فریاد بزند نمی دانست به چه کسی التماس کند تا لااقل یک بار دیگر فرزند پرپر شده اش را در آغوش بکشد. اما واقعیت این بود که فرزند او به همراه 175 نفر دیگر برای همیشه رفتند مهاجرت کردندچه مهاجرت دردآوری از این دنیا داشتند. صحنه ها دیروز روح را ویران می کرد دقیقا در نقطه ای که مادر عکس فرزند خود را در مقابل نیروهای نظامی کشورش نگه داشته بود و آن افسر با چهره ای مغموم و شرمنده به حالت احترام سر فرود آورده بود. مادر چه باید می گفت وقتی حتی دل دیدن شرمندگی نیروی نظامی مقابل خود را نداشت. او مادر است دیگر. کمی آن سو تر اما پدر به ظاهر آرام اما با رنگ و رویی بی رمق ناظر بر حضور جمعیتی بود که برای بدرقه فرزندش آمده بودند. باید آبروداری می کرد باید تشکر می کرد باید قوی باشد باید گریه نکند و این بایدها است که پدرها را پیر می کند پدر فقط هر چند دقیقه یک بار یک نفس عمیق می کشید و آسمان را نگاه می کرد. در آسمان نمیدانم به دنبال چه چیز بود. نگاهم به دست هایش افتاد بار آخر با همین دست ها فرزندش را در آغوش کشیده بود و سفر به سلامت بدرقه راهش کرده است حالا باید چه چیز را تحویل بگیرد تشیع کند و به خاک بسپارد؟ غم در تمام لحظات این روز می چرخد در تمام چهره ها آه و حسرت موج می زند. دقیقا از همین لحظه نگاه کردن به آسمان برای این پدران و مادران سخت می شود . برایشان باورناپذیر است تمام این اتفاقاتی که در حال تجربه آن هستند. اما مردم آمدند. آمدند تا بگویند در کنار شما هستیم آمدند تا مادر کمی دلش گرم باشد به اینکه ثمره عمر او برای همه کشور اهمیت داشت. حرف از امنیت است صحبت بر سر حفظ سرنوشت یک کشور است. بگذار عزاداری در یک فرصت دیگر امروز تنها آمده است تا فرزندش را تشیع کند اگر نه این غم را نمی توان تاب آورد اگر ایستاده است برای عزت کشورش است اگر نه مادر و پدر چگونه می توانند بدون فرزند خود راه بروند. مسیر طولانی است. فرزند رفته است و او باید گلایه را در دل نگه دارد که مبادا دشمن بهره برداری کند و این غم او را بیشتر شکسته می کند. مادر در این 9 روز چقدر خمیده شده ای پدر در این مدت چند بار آرزوهایت برای فرزند پرپر شده ات را مرور کرده ای؟ آرام باش سخت است. اما باید برای جوانان این کشور آرام باشی. دشمن همین اطراف است منتظر آماده و چشم به راه. می دانم تلخ ترین عذرخواهی عمرت را شنیده ای اما لطفا این عذرخواهی را برای دل سایر همسالان فرزندت فعلا بپذیر. بپذیر که خاورمیانه آبستن اتفاقات سخت و دردناک است. لطفا بپذیر از فرسنگ ها آنطرف تر آمده اند به قلب خاورمیانه و آسایش را به یغما برده اند. تمام این واژه ها خطای انسانی وارد شده را توجیه نمی کند نمیخواهیم بگذری از خون شهیدی که داده ای تنها می خواهیم ما را به جای فرزندت بپذیری. بپذیری عمری فرزندت مجاهدت علمی برای آسایش مردم سرزمینمان کرده است و تکه تکه شد. باور کن اینجا همه عزادارند برای فرزند تو. دیروز اصفهان فرزندان شهید خود را بدرقه کرد.
ارسال دیدگاه

نظر خود را با سایر مخاطبان ما به اشتراک بگذارید

عکس خوانده نمی شود
روزنامه اصفهان امروز پنج شنبه ۸ اسفند 1398، شماره 3741 ؛ 08 اسفند 1398
روزنامه اصفهان امروز  پنج شنبه ۸  اسفند 1398
  • آخرین ها
  • پربحث ترین
  • پرمخاطب ترین