ارزش کشف پرسش
خبر رفتن بزرگان، با همه غریب بودنش، دیگر عادی شده است. آنها بخشهایی از زندگی عدهای از مخاطبان را شکل و شمایل دیگر دادند. کارهای آنها خاطرههایی ساخت و به بخشی از زندگی مخاطبان آن آثار تبدیل شد.

اصفهان امروز - سعید آقایی |
خبر رفتن بزرگان، با همه غریب بودنش، دیگر عادی شده است. آنها بخشهایی از زندگی عدهای از مخاطبان را شکل و شمایل دیگر دادند. کارهای آنها خاطرههایی ساخت و به بخشی از زندگی مخاطبان آن آثار تبدیل شد. رفتن این افراد، یعنی رفتن کسانی که برای مخاطبان آنها خاطره ساختهاند و حالا دیگر نیستند تا خاطره تازهای درست کنند و این یعنی رفتن بخشی از وجود خود مخاطب است. دراینبین البته نویسندگان و مترجمان، شاید در آینده و تا زمانی که کارهایشان چاپ و منتشر میشود، میتوانند خاطره بسازند و بخشی از وجود افرادی بشوند که بعد از مرگ آنها با آثارشان روبرو میشوند ولی بیشک برای نسلی که در زمان حیات آنها و در کنار آنها، کارهایشان را میخوانده، متفاوت هستند. گویی بعد از مرگ دیگر منتظر تازگی و شگفتی از او نخواهیم بود اگرچه کارهایشان هیچوقت بیارزش نخواهد شد.
احمد گلشیری مترجم ایرانی ادبیات داستانی متولد ۱۰ اسفند ۱۳۱۵، در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۴۰۱ از بین علاقهمندان به ترجمههایش رفت. وی فعالیت ادبی خود را از جنگ اصفهان آغاز کرد. احمد گلشیری جزء نسلی از مترجمانی است که دست به ترجمه نمیزدند مگر از سر احساس نیاز و ضرورتی؛ ترجمه نزد ایشان نه تفنن و نه حرفه بوده و انتخابِ نویسنده و داستان هم به مد روز و بازار نشر ربطی نداشته است؛ لذا خبر فوت این بزرگواران، حداقل این تلنگر را باید در ذهن ما ایجاد کند که آثار آنها را بخوانیم و اگر خواندهایم یکبار دیگر نگاه کنیم.
از میان آثاری که احمد گلشیری ترجمه کرده، مجموعه ارزشمند چندجلدی داستان و نقد داستان است که جلد اول آن در سال ۱۳۶۸، جلد دوم در سال ۱۳۷۰، جلد سوم در سال ۱۳۷۶ و جلد چهارم در سال ۱۳۷۸ به چاپ رسید و دوازده سال از عمر گلشیری را به خود اختصاص داد. این مجموعه که از شهرت کمنظیری برخوردار است، بعدها با بازنگری به سه جلد تغییر یافت و هماکنون در کلاسهای گوناگون داستاننویسی تدریس میشود. وی در مقدمه این کتاب تعریفی از داستان خوب دارد و مینویسد: «داستان خوب داستانی نیست که حاوی اندیشهای بااهمیت باشد و لزوماً خواننده آن را بپذیرد، بلکه داستانی است که ارزش کشف پرسشی را که در آن نهفته است داشته باشد». گویی برای او متنی که نتواند پرسش جدی طرح کند و مخاطب را به مقام پرسشگری برساند، نمیتواند بهعنوان متن داستانی خوب، تلقی شود. همچنین برای گلشیری، نویسنده دارای جایگاه خاصی است زیرا مینویسد: «نویسنده ابزار حقیقت است، او اندیشهها و واقعیتهایی را برای خواننده روشن میکند که قدرتمندان همواره تلاش کردهاند همچنان در حجاب بمانند. او بر آن است تا برای اشیا و اموری که بیاننشدهاند بیانی مناسب و درخور بیابد، تعریفی روشن از اشیا به دست دهد تا آدمی با شناخت آنها آسانتر و راحتتر در میانشان زندگی کند». ازاینرو است که گلشیری داستان خواندن را کنشی برای دوری از روزمرگی و تجربهورزی و کشف دوباره جهان میخواند: «خواندن داستان فعالیتی ذهنی است که به تجربه آدمی معنی میبخشد. بیتردید خواننده با خواندن و بازخواندن این داستانها، نقد آنها و کارگاههای آنها درعینحال که از ابتذال زندگی روزانه فراغت مییابد، معیارهای بیغش به دست میآورد، تجربههای زندگی را به محک آنها میسنجد، به تعالی نگرش خویش توفیق مییابد، جهانهایی تازه را کشف میکند و به آگاهی و آزادی میرسد. در آن روز احساس سرور و خرسندی میکند، هرچند همراه این سرور و خرسندی سنگینی مطبوع تعهدی را نیز بر دوش خود دارد» و برای شاهد ادعای خود نقلقولی از ارنست کاسیرر دارد: «همانگونه که دانشمند کاشف قوانین و حقایق این جهان است، هنرمند کاشف صورتهای (فرمهای) جهان است»
مجموعه دیگر آثار احمد گلشیری مجموعه ده رمان است با عنوانهای ساعت شوم، نوشته گابریل گارسیا مارکز؛ پدرو پارامو، نوشته خوان رولفو؛ نفرین ابدی بر خواننده این برگها، نوشته مانوئل پوئیگ؛ ناپدیدشدگان، نوشته آریل دورفمن؛ از عشق و دیگراهریمنان، نوشته گابریل گارسیا مارکز؛ گرسنه، نوشته کنوت هامسون؛ شکار انسان، نوشته خوزه ایبالدو ریبیرو؛ دوئل، نوشته آنتون چخوف؛ سالهای سگی، نوشته ماریو بارگاس یوسا؛ چه کسی پالومینو مالرو را کشت، نوشته ماریو بارگاس یوسا که در سالهای ۱۳۶۲ تا ۱۳۸۳ منتشر شدهاند.
از دیگر آثار احمد گلشیری مجموعه بهترین داستانهای کوتاه نویسندگان بزرگ است که از میان آنها بهترین داستانهای آنتون چخوف در سال ۱۳۸۱؛ بهترین داستانهای ارنست همینگوی در سال ۱۳۸۴؛ بهترین داستانهای گابریل گارسیا مارکز در سال ۱۳۸۴ و بهترین داستانهای جیمز جویس در سال ۱۳۸۸ چاپشدهاند و همراه با مقدمههای مفصلی که سبب شهرت این چند مجموعه شده است.