الهام باطنی/شهر امروز: گفته‌شده که به دلیل سوختن کتابخانه‌های سلطنتی ایران به دست اسکندر، اعراب و مغول ها در سه دوره تاریخی مختلف، گذشته ایران در موارد زیادی در هاله‌ای از ابهام است. تاریخ شهرسازی این سرزمین هم، یکی از این نقاط مبهم است. اخیرا اصغر محمودآبادی، استاد تاریخ جهان اسلام دانشگاه اصفهان،  در نشستی که از سوی مرکز اصفهان شناسی برگزار شد درباره نخستین شهرهای ایرانی سخن گفت. وی معتقد است بعدها تاریخ شهرهای اسلامی که در آنها به شهر و شهروند اهمیت داده می‌شود، روشن‌تر است و پویایی بیشتری دارد. تاریخ ایران پیش از اسلام اما ازنظر منابع تحقیقاتی ضعیف است. او تاریخ شهر در ایران پیش از اسلام را به پنج دوره تاریخی تقسیم می‌کند: «دوره اول، حکومت عیلامی‌ها است که پیش از آریایی‌ها در این سرزمین زندگی می‌کردند. دومین دوره، پادشاهی مادها که مهمتر است و اطلاعات ما از آن محدود. دوره سوم هم، تاریخ پربار و روشن هخامنشی است.»

او از دوره چهارم هم می‌گوید: «دوره سلوکیان که به خاطر تسلط یونانیان بعد از حمله اسکندر به ایران، باعث شرمندگی ایرانیان است و کمتر مطرح‌شده، دوره‌ای که شهرفرهنگ‫هایی در ایران ساخته شد و واژه شهرفرنگ هم یادگار همین شهرها است.» به گفته محمودآبادی، دوره پنجم، دوره شهرهای پارتی است و دوره ششم، تاریخ ساسانی که شهرسازان عمده ایران در آن زمان، شهرهای روبه‌پیشرفت و رشدی ساختند.

محمودآبادی درباره شهرهای ساسانی چنین می‌گوید: «در شهرهای ساسانی، 200 ضرابخانه، سکه‌های دِرهم و پشیز ضرب می‌کردند. این نشان می‌دهد چقدر در آن روزگار در شهرهای ایرانی، پول رایج بوده و شهرها آباد، پررونق و پر از امکانات مادی بوده‌اند. چنین شهرهایی بعدها در اختیار مسلمانان قرار گرفتند و مسلمانان هم تغییر زیادی در آنها به وجود نیاوردند، برخلاف کشورهایی مثل مصر، سوریه و آفریقا که مسلمانان بیشترین تغییر را در آنها ایجاد کردند.»

او شهرها را در دوره تمدن عیلامی چنین وصف می‌کند: «زیگورات چغازنبیل با معماری اعجاب‌آور آن در این دوره در خوزستان ساخته شد. چغازنبیل در مرکز شهر قرار داشت و عیلامی‌ها، شهرسازهایی ماهر، بندرسازان و کشتی‌سازانی بزرگ و تجارتگرانی برجسته بودند و پیشرفت آنها در تجارت، صنعت و کشاورزی، محصول دولت‌های بین‌النهرین چون سومر و آشور بود.»

به گفته محمودآبادی، عیلامی‌ها، نخستین شهرسازهای منطقه جنوب ایران بودند و شهرهایی چون شوش، بندر بوشهر، سوسنگرد و الشتر را ساختند. قومی که نژاد بومی سرزمین ایران بودند و آریایی نبودند و درنهایت هم دولت آشور، آنها را نابود کرد.

آریایی‌هایی که به ایران مهاجرت کردند، هم تا پیش از سپیده‌دم مادها، شهر تشکیل ندادند، روستاهای مهمی نداشتند و اغلب زندگی کوچ‌نشینی را برگزیدند.

این استاد تاریخ، شهرهای ایرانی دوره مادها را چنین ترسیم می‌کند، شهرهایی که هیچ‌چیز قطعی از آنها باقی نمانده و صرفاً چیزهایی منسوب به آنها است: «این شهرها شبیه به شهرهای کوهستان اورارتو در ارمنستان امروزی بودند، برج و بارو و کاخ فرمانروا داشتند و کوچه‌هایی برای حرکت ارابه‌ها. خانه‌های مردم هم بین این فضاهای عبور بود.»

«بعد از شکست آشور، مادها، هگمتانه یا اکباتان، نخستین شهر ایرانی را در ایران ساختند که زیر همدان امروز مدفون است. این شهر، تا پایان دوره هخامنشیان، پایتخت نمونه ایرانی بود و هخامنشیان هم در آن کتیبه‌هایی دارند. وقتی هم آشورها به مادها حمله کردند، آنها به درون شهردژهای خود که پناهگاه‌های موقتی بودند، پناه بردند.»

محمودآبادی براساس پژوهش‌های خود، اصفهان، ارومیه، تکاب و کنگاور را دیگر شهرهای مادی می‌داند. او از این هم می‌گوید که اسپادانا یا اصفهان که محل تربیت اسب بود، مرز دو تمدن مادی و عیلامی بوده، محل فعلی اصفهان در تصرف مادها بود و آن‌سوی زاینده‌رود، محل حکومت عیلامی‌ها.

او می‌گوید که به گفته امیلی کورت، مورخ تاریخ مادها هم گوردخمه‫های «دکان‌داوود» در کرمانشاه، «دائو دختر» در فارس و «فخری‫گاه» در مهاباد که سرداران ایران و پادشاهان مادی در آن‌ها مدفون هستند، مقابر مادی‌اند. مقابری که طبق رسم ایرانیان شبیه به خانه ساخته می‌شدند، به دلیل اعتقاد ایرانیان به این‌که مرده‌ها را زنده و در کنار خود می‌پنداشتند.

محمودآبادی ظهور شهرسازی در دوره مادها را چنین تبیین می‌کند: «شهر تبلور تمدن بشری است و مادها، زمانی شهرساز شدند که آرامش پیدا کردند، آرامشی که 60 سال طول کشید. مادها، شهرسازان ماهری بودند و این مهارت را به هخامنشیان منتقل کردند، تا این‌که اوج شهرسازی ایرانیان قبل از اسلام در دوره ساسانی رقم خورد.»

به گفته او با افزایش آرامش سیاسی و جمعیت مردم، شهرها توسعه یافتند و مردم شروع به خانه ساختن کردند، درنتیجه بین سال‌های 600 تا 550 قبل از میلاد، اولین معماران ایرانی ظهور کردند.

او گودین‌تپه، نوشیجان‌تپه و باباجان‌تپه، را سه نقطه باستان‌شناسی مهم مادها می‌داند، سه شهری که چیز چندانی از آنها باقی نمانده و بازارهای تجاری بزرگ با حجره‌های ساده داشتند و تغییرات مهم ساختار اجتماعی آن زمان را بازتاب می‌دهند.

هنر شهرسازی مادها بعد به هخامنشیان منتقل شد. محمودآبادی دراین‌باره می‌گوید: «در ابتدای حکومت هخامنشیان، دو شهر هگمتانه، پایتخت مادها و شهر پاسارگاد اهمیت داشتند. پاسارگاد هم یک شهر مادی است، چراکه کوروش، وقتی یک ساتراپ (استاندار) مادی بود، این شهر را برای ساخت کاخ برای خود و خانواده‌اش احداث کرد.»

او از این هم می‌گوید که پاسارگاد به‌شدت با پرسپولیس که در جنوب آن واقع‌شده و داریوش، 40 سال بعد از ساخت پاسارگاد، زمانی که پادشاه یک امپراتوری بزرگ بود، ساخت آن را آغاز کرد و در آن برای آیندگان هخامنشی کاخ ساخت، متفاوت است: «معماری پرسپولیس، صخره‌ای و تشریفاتی است، آثار معماری آن عظمت و شکوه خاصی دارد و از سطح زمین بالا است. این شهر، جنبه جهانی دارد و ملیت‌های مختلف را دورهم جمع می‌کند.» شهر شوش هم که عیلامی‌ها، آن را ساخته بودند، شهر مهم دیگر هخامنشی به‌حساب می‌آمد.

محمودآبادی این چهار شهر تشریفاتی در دولت هخامنشی را برمی‌شمرد و به این نکته هم اشاره می‌کند که در این دوره هنوز نمی‌توانیم شهر مردمی ببینیم.