نزدیک انتخابات که می‌شود یکسری از کاندیداها می‌آیند و از صبح تا شب قربان صدقه مردم می‌روند. یک نفر تماس می‌گیرد و خواهش می‌کند که مرغ و گوشت و سیب‌زمینی و آرد به ما بدهد. بعد که می‌گوییم: «باشه حالا که خیلی اصرار می‌کنی، سه تای اولی رو بده!» توضیح می‌دهد  مرغ‌ها که تماماً هورمونی هستند، گوشت قرمز هم که تب کریمه کنگو می‌آورد، سیب‌زمینی هم که مملو از نشاسته است و شما را چاق می‌کند، در نتیجه یک گونی آرد به ما می‌دهد که مانند دوره سلجوقیان برویم و در خانه نان بپزیم. یک کاندیدای دیگر گیر می‌دهد که مردم بیایند و وضعیت یخچال‌های‌شان را بگویند تا ما آن را پر کنیم. انگار دولتمردان یازدهم هر روز ظهر زنگ خانه مردم را می‌زنند و می‌گویند: «نون و پیاز دارید به ما قرض بدید؟» و همین امر باعث خالی شدن یخچال‌های خانه مردم شده است. هرچند ما مردم نجیبی هستیم و ترجیح می‌دهیم عزیزان به جای نگرانی بابت یخچال خانه ما، به فکر عوض کردن پاترول مدل هفتاد و یک فرزند عزیزشان باشند. یک دوست دیگری که در طول بیست سال گذشته پایش را از شهرشان بیرون نگذاشته، برای ریزگردها که هشت استان آن طرف‌تر زندگی مردم را مختل کرده، اشک می‌ریزد. حالا که انتخابات تمام شد، دیگر ما را دوست ندارند؟ کسی ناگهان وارد خانه ما نمی‌شود که عکاسان و خبرنگاران از این بزرگوار عکس بگیرند؟ کسی نیست که شعار بدهد: «هر ایرانی یک یخچال و هر هموطن یک خیار!»؟ یعنی به نظر می‌رسد بعد از انتخابات اساساً محرومان و فقرا و مستضعفین حذف به قرینه شده و شیفت دیلیت می‌شوند تا چهار سال دیگر سر و کله‌شان پیدا شود.دیگر کسی به فکر نود و شش درصدی‌ها نیست و هیچ‌کس نیست که از زباله‌ها برق تولید کند وبه جای آن  زباله‌ها را در محله گلاب‌دره تهران آتش می‌زنند و بعید نیست چهار سال دیگر بگویند که «این ما بودیم که توانستیم از زباله آتش تولید کنیم!».بنده خدمت این عزیزان سلام رسانده و اعلام می‌کنم که خوشبختانه شما که هنوز پست و مقام در جاهای دیگر دارید، بیایید و بخشی از همان وعده‌های انتخاباتی که داده‌اید را عملی کنید، ما به همان یک گونی آرد راضی هستیم!

نویسنده: فریور خراباتی
منبع: روزنامه ایران