زهرا حسومیان/اصفهان امروز: مرد به کمک زن همراهش خودش را روی تخت اورژانس می‌اندازد. هنوز کامل روی تخت قرار نگرفته که روتختی خیس از عرقش می‌شود. از درد شدید پاهایش را توی شکمش جمع و صورتش را در دست‌هایش پنهان می‌کند. زن از اتاق بیرون می‌دود. کادر پذیرش یک‌به‌یک یا با موبایل مشغول صحبت‌اند. زن می‌خواهد کسی به بیمار برسد. سرپرستار، کاغذی دستش می‌دهد که به ساختمان دیگر برود و پرونده تشکیل دهد. زن دوان‌دوان می‌رود و پریشان با پرونده بازمی‌گردد. می‌خواهد سمت اتاق برود که سرپرستار کاغذی دیگری دستش می‌دهد و می‌گوید برود داروخانه که در ساختمان روبه‌رو است. زن از اتاق سرک می‌کشد. مرد همچنان به خودش می‌پیچد... زن توی صف داروخانه اورژانس می‌ایستد. مسئول آن قسمت نیست. جلو می‌رود و به شیشه می‌زند... داروها را می‌گیرد و می‌دود.

پرستاری بالای سر بیمار است و از او خون می‌گیرد. زن هنوز از راه نرسیده که پرستار نمونه‌ی خون را دستش می‌دهد. زن به‌ناچار با دست‌های پر نمونه را هم می‌گیرد. پشت ظرف نمونه دوم خونی شده، پرستار دستکش به دست آن را هم به زن می‌دهد. پرستار بیرون می‌رود. مرد می‌خواهد دست زن را بگیرد اما دست‌های او پر از خون و داروست. پرستار با کاغذی برمی‌گردد. داروها را از زن می‌گیرد و می‌گوید نمونه‌های خون را به آزمایشگاه ببرد که در زیرزمین است. زن می‌دود. سرپرستار صدایش می‌زند. باحوصله نشسته و نسخه‌ای می‌نویسد، گاهی سرش را بالا می‌آورد و باکسی حرف می‌زند. زن یادآوری می‌کند بیمارش بدحال است گر‌چه خودش هم‌رنگ به چهره ندارد. کاغذ را می‌گیرد و با شیشه‌های خون در دست، باز می‌دود.

همراهان بیمار در بیمارستان‌های دولتی باید دونده‌های خوبی باشند. گاهی لازم است دو نفر باشند؛ یکی مراقب حال بیمار و با کادر درمان در ارتباط باشد و دیگری خوب بدود. طبیعی است بیماری که به اورژانس آورده می‌شود در شرایط روحی و جسمی خوبی نیست و نیاز به رسیدگی فوری دارد؛ اما این رسیدگی ممکن است به خاطر کارهای جانبی تا ساعت‌ها به تعویق بیفتد. سولماز می‌گوید: «ساعت 10 صبح همسرم را به اورژانس آورده‌ام و تا دو ساعت مشغول رفت‌وآمد به ساختمان‌های دیگر بوده‌‌ام تا پذیرش را بیمارم انجام دهم و نسخه‌های پیاپی پزشک را بگیرم. بعد از دو ساعت توانستیم یک سونوگرافی بگیریم و مشخص شد که نیاز به جراحی است. برای جراحی باید پرونده‌ای دیگر تشکیل شود و مبلغی علی‌الحساب پرداخت شود. اینجا برای هر چیزی ساختمانی هست که شما را به آن بفرستند. برای تشکیل پرونده باید بروید ساختمان رو‌به‌رو. برای دارو ساختمان سمت راست. برای آزمایشگاه زیرزمین. لباس اتاق عمل را هم از کنار داروخانه باید بگیرید. چرا دارو و لباس و وسایل موردنیاز را دم دست کارکنان نگه نمی‌دارند؟»

بعضی از همراهان به خاطر شرایط خاص بیمارشان حتی توان کمک به جا‌به‌جایی او را هم ندارند. مهری زنی حدوداً 60 ساله و بسیار لاغر است که در بخش اورژانس همراه همسرش است. مرد بسیار چاق است و مهری به‌تنهایی نمی‌تواند به او در پایین آمدن از تخت کمک کند. بهیاری هم که به اتاق می‌آید و می‌رود توجهی به تلاش او ندارد. مهری می‌گوید: «چند بار کمک خواستم اما توجهی نکردند. به سرپرستار گفتم، او هم گفت بهیار فرصت داشته باشد کمک می‌کند. هر وقت من کمک خواستم در ظاهر فرصت داشته. با این وضع من هم کم‌کم کنار شوهرم بستری می‌شوم.»

گفته می‌شود که به دلیل کمبود پرستار و بهیار، همراهان باید کنار بیمار باشند و نیازهای او را رفع کنند. پرستاران و بهیاران برای کمک به بیمار، سال‌ها آموزش‌دیده‌اند اما روشن است که همراهان فاقد دانش و تجربه‌ی لازم برای کمک به بیماران هستند. سروش در یک تصادف رانندگی از ناحیه‌ی زانو به‌شدت آسیب‌دیده است. ناحیه‌ی زانو تا نیمی از ساق پا به دلیل عفونت تغییر رنگ داده و سطح آن پر از تاول است به‌طوری‌که در نگاه اول سوختگی شدید به نظر می‌رسد. پا به‌طور کامل در معرض دید همه است. بیماری که تازه از تخت پایین آمده با دیدن پای سروش دچار افت فشار می‌شود و ناچار دوباره روی تخت می‌نشیند. سروش دو همراه دارد که پرستار یکی از آن‌ها را از اتاق بیرون می‌کند. دقیقه‌ای بعد از رفتن پرستار همراه دوباره به اتاق برمی‌گردد. او دختر سروش است و می‌گوید: «با این وضعیت پدرم یک نفر از پس پرستاری او برنمی‌آید. مادرم دل تمیز کردن زخم او را ندارد و حالش خراب می‌شود. پدرم روحیه‌ی خوبی ندارد و فکر می‌کند پایش را از دست می‌دهد. دکتر و پرستارها راحت بالای سر پدرم ازآنچه ممکن است پیش بیاید حرف می‌زنند اما وقتی می‌پرسیم به ما توضیح درستی نمی‌دهند. فقط می‌گویند منتظر باشید.»

بیماران و همراهانشان حتی نمی‌دانند چه انتظاری باید از کادر درمانی داشته باشند. خیلی اوقات به دلیل شرایط روحی و حساسی که دارند بدون سؤال هر کاری را که به آن‌ها گفته می‌شود انجام می‌دهند تا زودتر کمی از درد بیمار بکاهند. سولماز چند جای برگه‌ای را که برای جراحی شوهرش به او می‌دهند سریع انگشت می‌زند بدون اینکه خطی از آن را بخواند. انگشتش را در استامپ می‌زند و فقط می‌پرسد دیگر کجا؟ وقتی‌که در سالن انتظار اتاق عمل نشسته است می‌گوید: «من بیمار دارم و این شرایط برایم عادی نیست. انتظار رسیدگی به‌موقع دارم. اگر حجم کار زیاد و نیرو کم است چرا با هر بهانه وقت تلف می‌کنید؟ جواب خواهرتان را بعد از نوبت‌کاری بدهید. رزرو ویلای برای دکتر را بعد انجام دهید.»

بیمارستان‌های دولتی مانند هر سازمان دیگری دارای رده‌بندی شغلی هستند. آنچه همراهان بیمار انجام می‌دهند در شرح وظایف عمومی بهیاران آمده است. برخی از وظایف بهیار عبارت‌اند از: تأمین نیازهای اولیه‌ی بهداشتی بیمار. کمک به بیمار در غذا خوردن، خروج از تخت و راه رفتن. تهیه‌ی نمونه‌های آزمایشگاهی. ارتباط مداوم و مؤثر با بیمار و ارائه‌ی گزارش كليه‌ی تغييرات حال او به سرپرست بخش. انجام آمادگی‌های قبل و پس از عمل جراحي بر اساس استانداردهاي موجود ازجمله كنترل شيو و تمیز بودن ناحيه‌ی عمل. آماده كردن بيمار در موارد لزوم جهت انجام معاينات پزشكي با رعايت منشور حقوق بيمار، شاملِ برقراري ارتباط، قرار دادن بیمار در وضعیت مناسب، برداشتن پوشش از محل معاينه و در معرض قرار دادن آن، حفظ محيط مناسب جهت معاينه، پيشگيري از بروز حوادث احتمالي در رابطه با حفظ امنيت بيمار.

متأسفانه در سال‌های گذشته در بیمارستان‌های دولتی، همراه بیمار به شکلی جایگزین بهیار و کمک بهیار شده است. بهیاران در کارهای عمومی بیمار وارد عمل نمی‌شوند و این فقط به دلیل حجم بالای کار یا کمبود نیرو نیست. باگذشت سال‌ها وجود همراه به قانونی نانوشته تبدیل‌شده که بدون حضور او کاری پیش نمی‌رود. امور مربوط به هر بیمارستان‌ نیاز به بازبینی و وضع مقررات جدید دارد که نظارت رئیس بیمارستان و سرپرستان هر بخش نسبت به اجرای آن ضروری است. کارکنان بیمارستان‌ها نیز نیاز به آموزش‌های پیاپی دارند تا توان یاری‌رسانی بهتر به بیماران را داشته باشند. شاید استمرار این آموزش‌ها باعث شود چگونگی عملکرد و تأثیر نقششان در بهبود سریع‌تر بیماران در خاطرشان بماند.



برای خواندن یادداشت این مطلب به این لینک مراجعه نمایید:
http://esfahanemrooz.ir/?newsid=11453