بالا بودن تعداد شعبه ها در شرایطی که بانک ها از بنیه مالی مناسبی برخوردار نیستند افزایش هزینه های شبکه بانکی را به همراه داشته است. ایجاد شعبه های جدید و گستردگی این شعبه ها در نقاط مختلف شهری از آنجایی که منجر به ایجاد هزینه هایی برای خرید ملک و پرداخت حقوق کارمندان می شود افزایش نرخ تمام شده پول در بانک ها را رقم می زند. تعداد شعبه های بانکی در حالی با رشد قارچ گونه ای مواجه شده  و آمار بانک مرکزی نیز گواه بر این ادعاست که برخی از این شعبه ها از کارآیی لازم برخوردار نیستند و فعالیت آنها توجیه اقتصادی ندارد. حال پرسش اینجاست که آیا اقتصاد کشور در شرایط حاضر ظرفیت این تعداد شعبه بانکی را دارد؟

برای ارتقای بهره وری بانک ها و کاهش هزینه های تمام شده پول، جمع آوری شعب ناکارآمد یکی از اقداماتی است که نظام بانکی کشور را سرو سامان می دهد.آخرین آمار بانک مرکزی حاکی از فعالیت ۲۳ هزار و ۲۳۰ شعبه در قالب ۴۲ بانک و موسسه در سراسر کشور است که بر این اساس سهم هر سه هزار و ۴۰۰ ایرانی معادل یک شعبه است.براساس آماری که بانک مرکزی از تعداد شعبه های بانک های مختلف ارائه داده است بانک های ملی با ۳۳۴۸ شعبه، صادرات ۳۰۱۶ شعبه، تجارت ۲۱۴۴ شعبه، کشاورزی ۱۹۷۳ شعبه، سپه ۱۸۲۰ شعبه، ملت ۱۵۷۷ شعبه، مسکن ۱۲۷۲ شعبه و رفاه کارگران ۱۰۶۱ شعبه رتبه های اول تا هشتم را در تعداد شعب کسب کرده‌اند.

 

      بازار پولی انحصاری تر می شود
گستردگی شعب بانکی عملکرد مثبتی برای اقتصاد کشور به دنبال نداشته است. کاهش کارایی بانک ها با افزایش تعداد شعب بانکی نکته ای است که ایمان باستانی فر، عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان نیز برآن تاکید می کند. به اعتقاد باستانی فر ، افزایش شعبه های بانک های کشور منجر به انحصاری تر شدن بازار پولی کشور می شود و این امر کارایی بانک ها را کاهش می دهد. عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان به اصفهان زیبا می گوید: در علم اقتصاد افزایش تعداد فعالیت ها یکی از معیارهای درجه‌ رقابت پذیری است و در بازار رقابتی، بنگاه ها قیمت گذار نخواهند بود، بلکه قیمت پذیرهستند؛ در چنین بازاری رفاه مصرف کنندگان حداکثر است بنابراین با بیشترشدن تعداد بانک ها و شعبه ها  (در قالب پدیده خصوصی سازی) در وهله نخست این احتمال مطرح می شود که نظام پولی کشور به سمت رقابتی شدن حرکت کرده است در صورتی که اینگونه نیست،  زیرا در یک بازار رقابتی باید قیمت محصول به وسیله بازار تعیین شود. این در حالی است که در اقتصاد کشور نرخ های سود به صورت دستوری تعیین شده و بانک مرکزی بر اساس شرایط رونق و رکود تعیین کننده این نرخ دستوری نیست، بنابراین بازار پولی کشور انحصاری شده و افزایش شعبه های بانک های کشور نیز به انحصاری تر شدن بازار پولی کشور منجر شده است که انحصاری تر شدن نیز کارایی را افزایش نمی دهد. 

 

      تبعات منفی ازدیاد شعب بانکی
ایمان باستانی فر با اشاره به پیامدهای افزایش تعداد شعبه های بانک ها در کشور اظهار می کند: افزایش شعبه های بانک های مختلف بدون توجه به نیاز کشور باعث افزایش بیش از حد نقدینگی و افزایش قدرت انحصاری بانک ها می شود و در این شرایط بانک ها نیز نسبت به کاهش نرخ سود مقاومت می کنند در نتیجه سپرده های غیر دیداری در بانک ها  افزایش یافته و قدرت وام دهی بانک ها در آینده کاهش پیدا می کند  که در نهایت این امر منجر به ورشکستگی بانک ها می شود. به گفته باستانی فر،  ورشکستگی و یا تضعیف نظام بانکی خود به منزله بی اعتمادی به نظام اقتصادی و افزایش رکود و بحران اقتصادی و حتی بروز بحران های اجتماعی نیز می شود از سوی دیگر تمایل نداشتن بانک هابه کاهش نرخ سود، هزینه سرمایه گذاری را افزایش داده و تقاضا برای سرمایه گذاری کاهش پیدا می کند که این امر منجر به کاهش رشد اقتصادی کشور خواهد شد.عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان با اشاره به راهکارهای پیشنهادی خود برای رفع این معضل توضیح می دهد: در مرحله نخست نرخ سود بانکی باید حداقل برابر نرخ تورم باشد و این اقدام نه یک دفعه، بلکه به صورت تدریجی در طول دو یا سه بار در دو سال صورت گیرد. دوم اینکه همزمان روش های تامین مالی دیگر اوراق بهادار اسلامی (صکوک) و روش های مشارکت عمومی -خصوصی (PPP) در پروژه های ملی و منطقه ای رشد پیدا کند و دولت برای استفاده از آنها امتیازات ویژه ای در نظر گیرد؛  با رشد بازارهای مالی به تدریج انحصار تامین مالی از بانک ها به بخش های دیگر سرایت می کند و سوم اینکه برای رفع این مشکل بانک های با کارایی پایین تر و یا شعب ناکارآمدتر بر اساس منطق بازدهی به مقیاس تجمیع شوند.