هنوز هم می شود کتاب های خوب چاپ روز را توی دست دوم فروشی ها پیدا کرد. فروشگاه هایی که هنوز به حیات پر معنی خودشان ادامه می دهند. مشتری و مخاطب خودشان را دارند و سرشان توی کار خودشان است؛ چرا كه این شغل، مثل هیچ شغل دیگری نیست. بار دراماتیک روایتش سنگین است و وجودش در شهری مثل اصفهان خاطره ساز ذهن جمعی. شاید این معنی به مخاطب خود این پیام را برساند که دست دوم فروشی هر شغلی میراث ملموس و ناملموس آن شهر است. نباید زیستش را آشفته کرد تا گوشه دیگری از هویت شهر بپرد، کمااینکه گاهی آدمی احساس می کند این کاسه فیروزه ای در گذر زمانه لب پر شده.

   چوب لای چرخ دست دوم فروشی ها
نمی خواهد كسی نامش را بداند چون معتقد است:« حرف برای آدم دردسر درست می كنه، چه بزنی و چه نزنی!» لیوان آب خنک را لاجرعه سر می كشد و ادامه می دهد:« جدای از اینكه من عاشق دست دوم فروشی هستم، اصلا عاشق جمع كردن كتابم هستم؛ چون داره كم كم تبدیل به عتیقه می شه!» كتاب فروش گزارش ما می خندد و خنده خشدارش توی سرم موج می خورد. می پرسم :« چرا؟» پاسخ می دهد :« چون كسی نمی خونه، چون تَكه، یه دونس، اصلا ممكنه بعضی از این كتابا كلا دویست نسخه چاپ شده باشه و از اون دویست نسخه شاید سی، چهل تاش بیشتر باقی نمونده باشه كه از اون سی چهلتا هم بیست یا سی تاش یا توكتابخونه های شخصیه و یا دست مجموعه دارها، حالا اصفان یا تهران، توفیری نمی كنه!» می پرسم:« اصلا برچه اساسی قیمت كتاب های تک چاپ یا كمیاب و چاپ تمام را تعیین می كنید؟» سیگاری می گیرند و می گوید:« شما داری از یه چیزایی سؤال می كنی كه جزو رمز و رازای شغل منه!» می گویم:« مگر قانون ندارد؟» پاسخ می دهد:« كدوم قانون آخه. اصلا كتابی كه پنجاه یا شصت ساله كه تو سیستم نشر هیچ جایی نداره، كی می خوادبراش قانون بگذاره؟» می پرسم:« پس اتحادیه كتاب و اداره ارشاد و تعزیرات و اینها نظارتی ندارند؟» پاسخ می دهد:« توی این شهر هركی میرسه یه چوبی لای چرخ دست دوم فروشا می كنه، حالا اینكه نظارت بكنه و اینها یه بحث دیگری است. معمولا همیشه محسوس و غیرمحسوس سرمی زنند.» می پرسم : «خب متولی پاسخگویی نیازهای شغلی شما چه ارگانی است؟» پاسخ می دهد:« والا موقع پول گرفتن برای جواز و مالیات و عوارض كسب و پیشه و اینها ما باید به خیلی ها ارادت داشته باشیم؛ اما گویا آنها به ما ارادت ندارند!» می پرسم:« چطور؟» پاسخ می دهد: «الان چندسال است كه صحبت بخشش های مالیاتی یا نگرفتن مالیات از این صنف است؛ اما كو؟ حتی اتحادیه كتاب هم دست دوم فــــروشی ها را چنـــدان داخــل اتـــحادیــه حســـاب نمی كند.»

 

  جلوگیری از انباشت سرمایه فرهنگی اقتصادی
شاید باید از خودمان بپرسیم كه دست دوم فروشی در حوزه كتاب به چه درد می خورد؟ پاسخ این سؤال نزد محمد علیزاده، كارشناس چاپ و نشر است. او كه نزدیک به سه دهه است به انحای مختلف با بازار نشر مرتبط است، در پاسخ می گوید: « به نظر من خیلی طبیعی است كه كتابفروشی های دست دوم فروش مانند دست دوم فروشی خیلی از مشاغل دیگر به حیات خودشان ادامه بدهند، زیرا آنها نیز قسمی از نیازهای بازار نشر كشور را برطرف می كنند.» وی ادامه داد:« از سوی دیگر آنها از ركود و انباشتگی سرمایه فرهنگی اقتصادی جلوگیری می كنند و باعث می شوند تا تاریخ نشر ایران در حال چرخش و گردش باشد؛ یعنی اینكه كتاب صرفا به یک كالای یک یا چندبار مصرف تبدیل نشود، بلكه مادامی كه ساختار خودش را حفظ كرده و آسیب ندیده، باید به حیات خودش به عنوان قسمتی از سرمایه كه بدان اشاره شد، ادامه بدهد.» این كارشناس چاپ و نشر معتقد است كه اگر كتابفروشی های دست دوم وجود نداشته باشند، ما قسمت مهمی از تاریخ نشرمان را از دست داده ایم و در نتیجه:« نخواهیم توانست هیچگونه نموداری از گذشته نشرمان برای نسل های آینده متصور شویم. همچنین با حجمی از كتاب های باب روزِ مصرف شده روبه رو خواهیم شد كه دیگر جز پاتیل خمیر كاغذ جایی نخواهند داشت و این عین اجحاف و نابود كردن قسمتی از فرهنگ است.»  علیزاده همچنین كتابفروشی های دست دوم یا به اصطلاح كهنه فروشی ها، جمعه بازار، كتابفروشی های سیار(كیفی) و... را بازوهای پنهان بازار نشر می داند و معتقد است:« تنها جایی كه تاریخ نشر ایران را به صورت پیگیر _ حالا باگسست هایی در ادوار مختلف_  می توان دنبال كرد، كتابفروشی های دست دوم است، به همین خاطر همیشه منبعی است از اطلاعات جهت سنجش « آورده» بازار نشر در طول بیش از یک سده.»  كهنه فروشی ها؛ میراث ناملموس  زهرا ارشدی، كارشناش چاپ یكی از انتشاراتی های اصفهان نیز در رابطه با وجود كتابفروشی های دست دوم معتقد است: « در بسیاری از كشورهای جهان علاوه براینكه این كتابفروشی ها به حیات خودشان ادامه می دهند، هم منبعی برای پژوهشگران هستند و هم محلی برای نمایش نسخه های كمیاب و قدیمی كتاب های مختلف كه ممكن است بسیاری از آنها موجب به وجود آمدن تغییرات مهمی در ساختار هدف مورد نظرشان بوده باشند.» وی با اشاره به این نكته كه كتابفروشی های دست دوم بنگاه های كوچک اقتصادی هستند، افزود:« اگر ما بخواهیم تنها و تنها به وجود كتابفروشی های نوفروش اكتفا كنیم، دیگر آن مركزیت و قطب بودن اصفهان را در كتابفروشی بعد از تهران از دست می دهیم و همین از دست دادن باعث می شود تا خیل عظیمی از مخاطبان دست دوم فروشی هایی كه از شهرهای اطراف و استان های همسایه به اصفهان می آیند، به پایتخت رجوع كنند و قسمت زیادی از سرمایه ای كه باید وارد رگ های كتابفروشی های اصفهان شود، مستقیما و دودستی به پایتخت تقدیم می شود.» وی همچنین با توصیف كتابفروشی های دست دوم به محلی برای برانگیختگی حس نوستالژیک كتاب گفت:« هیچ وقت كتابفروشی های نوفروش نمی توانند احساساتی را كه دست دوم فروشی ها در مخاطب ایجاد می كنند، به وجود بیاورند؛ زیرا هیچ تاریخی ندارند، از طوفان های روزگار گذر نكرده اند و مهم تر از همه دارای ویژگی های فرهنگ ناملموس نیستند.» به واقع كتابفروشی های دست دوم قسمت مهمی از میراث ناملموس اصفهان هستند كه برای اطلاع متولیان امور باید گفت بعد از تهران كه پایتخت ایران است، تنها اصفهان است كه این حجم از كتابفروشی نو و دست دوم را دارد و این همان ویژگی منحصر به فردی است كه در حوزه نشر و فروش و عناصر وابسته،‌اصفهان را از نزدیک به اتفاق شهرهای دیگر متمایز می كند. كاش بتوان قدر این تمایز را تشخیص داد؛ زیرا بیهوده یک شبه و به قولی ناغافل به وجود نیامده است تا همینگونه نیز از صحنه هستی محو شود. ما نیازمند آنیم كه تاریخ و فرهنگ ناملموسمان را حفظ كنیم تا مجبور به تكرار تجارب تاریخی نشویم.