آخرین نمایشگاه گروه کلهر در نگارخانه کوثر اصفهان برگزار شد. نمایشگاه اول گروه مکتب کلهر با حدود ۱۰۰ اثر از بزرگانی چون کلهر و عمادالکتاب و برادران میرخانی و استاد خروش و جمعی از شاگردان استاد خروش در تهران و نمایشگاه دوم در شهر آمل و نمایشگاه سوم در اصفهان از آثار همین بزرگان و شاگردان استاد خروش با نمایش ۵۲ اثر برگزار شد. درنمایشگاه آمل آثار حدود۱۰ نفر از استادان و فوق ممتازان  و در نمایشگاه اصفهان ۵ نفر از استادان و فوق ممتازان بومی شرکت نمودند. مجید هدایتی، رییس هیئت مدیره و مدیر عامل کانون ترویج خوشنویسی معاصر ایران و مدیرگروه مکتب کلهر پاسخ گوی پرسش های ما درباره گروه کلهر و نمایشگاه های این گروه در شهرهای مختلف بود. وی شاگردی استادانی چون  غلامرضا طلوعی و امیر صادق طهرانی و کیخسرو خروش  را در کارنامه کاری خود دارد.

۱-گروه مکتب کلهر از کجا شکل گرفت؟ امروز و پس از کلهر، بیشتر خوشنویسان ادعای پیروی از سبک نگارش کلهر را دارند، پس این گروه به دنبال چیست؟

گروه مکتب کلهر از سال ۱۳۹۴ و در پی احساس نیاز به بازشناسی مجدد و صحیح بزرگمرد خوشنویسی معاصر ایران حضرت استاد میرزا محمدرضا کلهر و همچنین پیروان حقیقی ایشان شکل گرفت و گروه این رسالت سنگین را به دوش گرفت که ان شاءا... بایاری خدا و دعای حضرت کلهر و پیروان راستینش این مهم را به سرانجام برساند‌  متاسفانه خوشنویسی ایران در طی ۴ دهه گذشته توسط افرادی خودکامه و سودجو به انحطاط کشیده شده و امروز کمتر شاهد آن اصالت های هنری در هنر خوشنویسی هنرجویان و معاصرین هستیم. درجواب این که گفتید همه خوشنویسان ادعای پیروی از سبک نگارش کلهر را می کنند باید عرض کنم که خیر این طور نیست که همه ادعا کنند . متاسفانه آن عده ای که ادعا می کنند و حتی در این ۴ دهه سکاندار خوشنویسی بوده اند خود بیشترین لطمات را به این مکتب وارد کرده اند و کارشان به جایی رسیده که حتی خود را برای هنرجویان بی اطلاع برتر از کلهر نیز معرفی می کنند که در اینجا رسالت گروه مکتب کلهر آغاز می شود تا از این فاجعه جلوگیری کند.

۲-پس از کلهر کدام خوشنویسان توانستند یک جریان در خط و خوشنویسی ایجاد کنند و در واقع کاری مانند کلهر در مکتب کلهر کرده اند؟

پس از تلاش های عاشقانه و ریاضت گونه میرزای کلهر که در مسیر تطور و تکامل خط نستعلیق صورت پذیرفت، مادر دهر نادره ای دیگر به هنر خوشنویسی ارزانی داشت، استاد سید محمد حسین سیفی قزوینی ملقب به عماد الکتاب، که شیوه کلهر را غنایی فراوان بخشید او با افزودن دور و همچنین تعدیل بیشتر در ضعف ها و قوت ها و نیز اعمال سلیقه های زیباشناسانه و تحسین برانگیز در اصل ترکیب و بسیاری تغییرات دیگر در فرم ها که دراین مقال نمی گنجد، شیوه کلهر را ارتقاء داد و نقش بسیارموثری در این رفرم پس از میرزای کلهر داشت. پس از عماد الکتاب مرحوم استاد سید حسین میرخانی و مرحوم استاد سیدحسن میرخانی که به واسطه پدر بزرگوارشان شاگرد کلهر محسوب می شوند شیوه کلهر و عماد را با یک پردازش هنرمندانه قوام و نشو و نمایی دیگر بخشیدند و از آنجایی که دارای نبوغ هنری بودند و مهم تر از آن انسانهایی وارسته و عارف بودند هریک ازاین دو برادر بزرگوار برای خود صاحب شیوه شدند و الحق خوشنویسی معاصر ایران مدیون زحمات ایشان است. پس از این بزرگواران شیوه عماد الکتاب با منقح نویسی ها و نوپردازی های زیباشناسانه در فرم و شاکله حروف و کلمات و همچنین کرسی و ترکیب توسط استادکیخسرو خروش این شیوه به اوج کمال و ملاحت خود رسید.

3-استاد حسین میرخانی که بود و مهم ترین کارش را چه می دانید؟

مرحوم استاد سید حسین میرخانی فرزند و شاگرد مرحوم سید مرتضی برغانی میرخانی کاتب ۳ قرآن به خط نستعلیق، بنیانگذارانجمن خوشنویسان ایران و پدرخوشنویسی معاصر ایران و معلمی عاشق و فداکار در راه خط و خوشنویسی بودند که تمامی خوشنویسان برجسته امروز از شاگردان این مردشریف و عزیزبوده اند. مهم ترین کار هنری ایشان کتابت قرآن به خط نستعلیق بود که در طول تاریخ بسیار کم بدان پرداخته شده و ایشان این کار را به نحو احسن انجام دادند چون خط نستعلیق برای فارسی نویسی طراحی شده و خورند کلمات عربی و اعراب در آن به سختی صورت می پذیرد که استاد حسین میرخانی به نحو شایسته و استادانه ای این مهم را صورت دادند. مهم ترین کار اجرایی ایشان در زمانی که از طرف حکومت ستمشاهی زمزمه های تغییر خط دوباره مطرح شده بود تشکیل کلاسهای آزاد خوشنویسی وابسته به وزارت فرهنگ و هنر که سالها بعد به انجمن خوشنویسان ایران تغییر نام داد در راستای حفظ و ترویج خط فارسی و خطوط ایرانی بود که بسیار تاثیرگذار بود و این نشان از وظیفه شناسی ایشان نسبت به جامعه زمان خوددارد که باید هر هنرمند و عالمی فرزند زمان خود باشد و گرنه نمی تواند برای جامعه خود مفید و سازنده باشد و در اذهان نیز نخواهد ماند.

4-استاد معین الکتاب از نظر شما دارای چه ویژگی های مختلف و متفاوتی بود؟

ایشان از شاگردان مرحوم استاد کاوه و مرحوم استاد زرین خط بودند که برای اخذ تعلیم از این استادان سالها رنج سفربه تهران را متحمل شدند و در آن زمان که استاد درخوری در شهر اصفهان وجود نداشت به مرتبه استادی نایل شدند و با تاسیس انجمن شعبه اصفهان در راه تعلیم شاگردان فراوان در این شهر منشا اثر بودند. همچنین ایشان به لحاظ اخلاقی استادی وارسته از تعلقات دنیوی اعم از پول و شهرت و مقام بودند و صرفا عاشق خط بودند .

5-برخی قلم و شیوه کلهر را تنها برای کتابت و قلم ریز مناسب می دانند و برای آثاری که جنبه تابلویی و قلم درشت پیدا می کند، چندان مناسب نمی دانند؟ نظر شما چیست؟

هرگز این طور نیست و همین شایعات نادرست و عدم شناخت صحیح درمورد کلهر ما را به تاسیس و تشکیل گروه مکتب کلهر واداشت. اتفاقا میرزای کلهر در خط نستعلیق کاری کرد که از ریزترین و کوچکترین دانگ قلم تا درشت ترین دانگ خط قابلیت اجرای  درکمال دارد. در ثانی در اینجا باید به نکته ای اشاره شود که آفت خوشنویسی نستعلیق معاصر محسوب می شود و آن اشاعه و تبلیغ بیش از حد ضرورت درشت نویسی در ۴ دهه اخیراست که خط نستعلیق را به سمت ترکیبات بازاری و عامه پسند سوق داده و لطمات جبران ناپذیری را بخط نستعلیق واردکرده است. استادان بزرگ ازگذشته تاکنون پهلوانی خط را درکتابت می دانند و مقام کاتبی از تمام مقامات خوشنویسی اعلی تراست اما متاسفانه انحطاط در آموزش خط نستعلیق توسط افراد سودجو بجایی رسیده که برخی هنرجویان کاتب بودن در خط را با یک میرزا بنویس یکی تلقی کرده و این سرآغاز یک خطر بزرگ درانحطاط خوشنویسی معاصرمحسوب می شود زیرا که جای ارزش و ضد ارزش عوض شده است.

6-آیا هنوز هم صفا و شان جزو اصول خوشنویسی محسوب می شود؟

حتما. صفا و شان جزو لاینفک هنر خوشنویسی است و ارتباطی به زمان و مکان خاصی ندارد. این سوال مانند آن است که بپرسید آیا هنوز هم روح جزو انسان امروزی محسوب می شود؟!!! اصلا انسان به روح زنده است و خوشنویسی ماندگار می شود که خطش دارای صفا وشان باشد و گرنه بمانند جسدی بی جان است که جز مدفون شدن چاره ای برایش نیست. چرا میرعلی هروی و میرعماد و کلهر و.... زنده اند و با وجود چند صد سال ازدرگذشتشان نامشان می درخشد؟! چون به این مراتب عالیه صعود داشتند.

7-خوشنویسی را هنری آمیخته با حکمت و اخلاق می دانند، چه شواهدی می توان بر این ادعا پیدا کرد؟ آیا شیوه و منش زندگی خود خوشنویس حکایت از این امر می کند یا اثرش این گواهی را می دهد؟

شواهد در این مقوله بسیاراست و اتفاقا آنهایی که چنین اعتقادات ضد ارزشی را درخوشنویسی امروز رواج می دهند باید برای اثبات ادعاهای خود شواهدی را بیاورند.

از جمله شواهد آن جمله الخط هندسه الروحانیه است که توسط بشر وارسته ازهواهای نفسانی که از مقام حیوانی عبورکرده و به مقامات انسانی رسیده ابداع و توسط چنین افرادی هم نشونما یافته و به کمال رسیده است. شما در طول تاریخ خوشنویسی فرد شقی و ظالمی را در بزرگان خوشنویسی یافت نمی کنید بلکه همگی از روح انسانی آنهم دردرجات عالی برخوردار بوده اند و به جهت اختصار حدیثی ازحضرت رسول‌ (ص) است که: خط (نوشتن) نيمي از علم است و حضرت علی می فرمایند:« بدان که حسن خط پنهان است در تعليم استاد و قوام و پختگي آن در زيادي مشق و تركيب حروف مركب است و حيات آن در مسلمان و ترك آنچه نهي شده و محافظت روزه و نماز  وحسن و زیبایی آن به حسن نیت و صفای باطن و اصل خط در فهم مفردات آن است.» و ایشان در جای دیگری می فرمایند:« خط زبان دست و سرور دل است»

و همچنین ذکر همین مسائل در رساله باباشاه اصفهانی و رساله سلطانعلی مشهدی که خوشنویس را از صفات ذمیمه حذر داده و به کسب صفات حمیده تشویق نموده است.