تو اگر نخواهی هیچ کس نمی تواند به تو کمک کند. تو اگر بخواهی تنها کسی هستی که می تواند به تو کمک کند. عشق مسئله ایی پیچیده است که غیر قابل دسترسی نیست بلکه ملموس و قابل درک است و زمانی این ملموس بودن معنا پیدا می کند,که به دام آن افتاده شویم و به طور عمیق آن را درک کنیم. عشق واژه ایی مبهم است و هر روزه برای آدمی مبهم تر می شود, تنها آدم های پرت و از همه جا بی خبر می توانند عشق را در یک خط تعریف کنند. و من تا به دامش گرفتار نشده بودم, آن را به خوبی درک نمی کردم, عشق نوعی زیر و رو شدن وجودی است و انسانی که درگیر عشق می شود حس و حال جدیدی پیدا می کند. حتی وقتی که ساکتی و حرف نمی زنی, افکارتو همه بدن , ذهن و روان تو را تحت کنترل خود دارد. افکار تو, همچون انرژی, به همه جا پخش می شود, گرچه این موضوع با چشم سر دیده نمی شود. نسبت به قدرت و تاثیر فکرهای خود کاملا آگاه و هوشیار باش. کالبد تو, آینه اوضاع زندگی تو, آینه و ترجمان فکر توست. فکر لطیف, زیبا, فرزانه, مثبت و شاد, قدرتمند است و خود را درکالبد و زندگی روزانه تو آشکار می کند. فکر منفی, تاریک, هراسان و مایوس و بدبین, قدرتمند است و خود را در کالبد تو و زندگی روزانه  تو آشکار می کند. پرتره هایی را به تصویر می کشیدم که لب هایی بسته ولی چشم هایی پر از حرف داشتند که کم کم به مجموعه آبی ها رسید , آبی ها خبر از عشق می دادند اما رسیدن به آن دشوار بود این دشواری خود را به آتش عشق تبدیل کرد لکه های قرمز متولد شدند. پس جنگ با خود شروع شد جنگ از نو شدن و رسیدن به عشق حقیقی. عشق پدیده ای ست که برای به دست آوردنش باید تلاش کرد.فیگورهایی که در مقابل احساسشان بی دست و پا هستند, به تصویر آمدند اما تحول ایجاد شد و از نو شدن دوباره آغاز شد و در غالب کوتوله ها به تصویر کشیده شدند, کوتوله هایی که برای رسیدن به کمال  همچون جنین هایی تکامل نیافته که در حال تکمیل شدنند. عشق می تواند در ویژگی های ظاهری و رفتاری فرد بیان شود, عشق یک احساس انسانی تلقی می گردد که برخلاف احساساتی مثل خوشحالی یا عصبانیت از دوام بیشتری برخوردار است, علاوه بر این واژه عشق با مفاهیمی چون میل, طلب, خواستن, شادی, شعف, حسادت, نفرت, غم , اندوه وصال  به لحاظ مفهومی در ارتباط است. و من این را باور دارم.