امروز ، سالروز صدور فرمان مشروطیت است ؛ سالروز انقلاب سیاسی مهم در ایران که برای نخستین بار باآرمان دموکراسی شکل گرفت. «مشروطه» اگرچه در نطفه خفه نشد ، اما نتوانست به سن بلوغ برسد و آرام آرام به نوزاد ناقص الخلقه ای تبدیل شد که برای ده ها سال تاریخ سیاسی ایران را با پیچیدگی ها و دشواری های خاصی رو به رو نمود. فهم مردم و نخبگان از مشروطه را به «فیل در تاریکی» تشبیه کرده اند و از این جهت می توان به دشواری فهم تاریخی آن و روایت تاریخی از آن پی برد. در اینجا مروری کوتاه بر چند کتاب مشهور در زمینه تاریخ مشروطه داریم.

در میان تالیفات پیش از انقلاب در زمینه تاریخ مشروطه، هنوز کتاب «تاریخ مشروطه ایران» نوشته احمد کسروی از منابع مهم تاریخی شمرده می شود.این کتاب در سال ۱۳۱۹ خورشیدی به چاپ رسید و توسط ایوان سیگل به انگلیسی نیز ترجمه شد.کسروی جلد نخست این کتاب را به نام «تاریخ هیجده ساله آذربایجان» نوشته و پس از چاپ و نشر، جلد دوم آن را به نام «تاریخ مشروطه ایران» انتشار داد. او نوشتن این تاریخ را نخست از ماهنامه‌ای به نام پیمان آغاز کرد.وی در سال 1302 ش که هجده سال از وقایع مشروطه می‌گذشت بر آن شد تا رخدادهای آذربایجان را از بدو جنبش مشروطه به رشته تحریر درآورد. یادداشت‌هایی نیز تهیه کرد که ابتدا در سوریه در ماهنامه«‌العرفان» تحت عنوان«آذربایجان فی ثمانیه عشر عاما» به چاپ رسید و از 1313 ش به صورت سلسله مقالاتی در مجله پیمان منتشر شد. از آنجا که رخدادهای آذربایجان از سایر مناطق قابل تفکیک نبود حوادث و وقایع دیگر کانون‌های جنبش مشروطه‌خواهی چون تهران و گیلان نیز افزوده شد و بدین ترتیب تاریخ مشروطه ایران در سه بخش به چاپ رسید. وقایع پس از انقلاب مشروطه تا پایان قیام شیخ محمد خیابانی نیز در چهار بخش با عنوان تاریخ هیجده ساله آذربایجان منتشر شد.کسروی مدعی است که در این کتاب قصد تاریخ‌نگاری ندارد و قصد خویش را از نگاشتن تاریخ مشروطه ضبط وقایع و حوادث مشروطه برای آیندگان ، ارج‌گذاری مبارزان گمنام مشروطه و یادآوری ایام تلخ گذشته ذکر می‌کند. وی در نگارش تاریخ مشروطه ایران از «تاریخ بیداری ایرانیان» و کتاب «آبی» بهره جسته است. نویسنده تاریخ مشروطه ایران که در زمان انقلاب مشروطه شانزده سال داشته از نزدیک شاهد وقایع و حوادث تبریز، دومین کانون انقلاب مشروطه، بوده است. وی با سران مشروطه آذربایجان آشنایی داشته و کوشیده است تا دیده‌ها و شنیده‌های خود را به رشته تحریر درآورد و کمتر به حدس و گمان تکیه کند.با این‌ همه این کتاب از کاستی‌ها و سستی‌ها خالی نیست، گهگاه گرایش‌های جانب‌دارانه کسروی در ذکر وقایع انقلاب و نقش افراد در آن به چشم می‌خورد. او بیشتر به نقش مردم گمنام کوچه و بازار و مجاهدان پرداخته و از کسانی که در تصمیم گیری‌های عمده مشارکت داشتند، نام نبرده یا چندان به خوشی از آنان یاد نکرده است. در شرح وقایع انقلاب در تهران و دیگر شهرها، اطلاعات وی چندان دقیق و موشکافانه به نظر نمی‌رسد او در این موارد بیشتر از کتاب تاریخ بیداری ایرانیان بهره برده است و علت این امر به گفته خود کسروی، نداشتن اطلاعات کافی از اوضاع و چگونگی انقلاب در آن نقاط است. بسیاری از مورخان و رجال دوره مشروطیت کتاب کسروی را مثبت ارزیابی نکرده‌اند. سید حسن تقی‌زاده کتاب را از حیث ثبت تاریخ روز و ماه و سال وقایع سودمند می‌داند؛ ولی معتقد است که بسیاری از مندرجات آن خلاف حقیقت و پر از اشتباه است و حتی مطالب مرتبط با خودش را بی‌اساس برمی‌شمرد. مهدی ملک‌زاده، مؤلف تاریخ انقلاب مشروطیت ایران نیز بر این اعتقاد است که کسروی در ذکر بسیاری از حوادث و موقعیت اشخاص در انقلاب خطا کرده و ظلم بزرگی در حق خادمان مشروطیت روا داشته است.

 

 

      روایت مشروطه ، بعد از انقلاب
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 ، نگرش تازه ای به تاریخ عدالتخواهی ایرانیان و در رأس آن ، مشروطه پدید آمد. نویسندگان و مورخان انقلابی، با بررسی مجدد اسناد و مدارک به کشف و تحلیل مواد تازه ای از تاریخ پرداختند که بسته به نگرش ها ، متفاوت بود. در این میان می توان به کتاب « بازخوانی نهضت مشروطیت» اثر رسول جعفریان اشاره کرد. وی در این کتاب جنبش تحول خواهی مشروطه را حاصل مشارکت گروه ها و طیف های مختلفی می داند که از میان آنها روحانیون، بازاریان، روشنفکران و طبقات متوسط شهری ارکان و اساس این جنبش را تشکیل می دهند. جعفریان در ادامه به بررسی چهار هدف عمده شامل مبارزه با استبداد و استعمار، مبارزه برای ترویج شریعت و تجدد می پردازد و آنها را مورد نقد و بررسی قرار می دهد.علی اکبر ولایتی نیز در کتاب خود با عنوان «مقدمه فکری نهضت مشروطیت» به ریشه یابی این نهضت می پردازد. از منظر نویسنده, ریشه های اصلی نهضت مشروطیت عبارت اند از: استبداد ستیزی، سلطه بیگانه ستیزی، عدالت خواهی و ترقی خواهی.  همین نگرش سبب شده است که نویسنده در فصل اول زمینه های فکری پیش از مشروطیت را بررسی کند .او در این فصل، حکومت صفویان و مسخ فرهنگ پویای تشیع سرخ, نفوذ فراماسونری در دستگاه حکومتی قاجار، تغییر و اصلاح خط, شکست از روسیه و آثار و تبعات این شکست را تحلیل می کند. فصل دوم تبیین مقدمات و زمینه های فکری مشروطیت است. نویسنده می کوشد تا در این فصل ریشه های غرب زدگی پیشتازان روشنفکری را بیابد؛ از این رو به اندیشه های طالب اوف، میرزا ملکم خان، میرزا حسین خان سپهسالار، امین الدوله، میرزا آقا خان کرمانی و شیخ احمد روحی و میرزا علی محمد باب، بیشتر توجه می کند. آخرین مبحث کتاب، «تفاهم انگلیس و روسیه برای روی کار آوردن رضاخان» نام دارد .همه آن مباحث، تمهیدی است تا نویسنده کودتای رضاخانی و عواقب و نتایج آن را بیان کند.در میان مورخینی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به بررسی تاریخ مشروطیت پرداخته اند ، دکتر موسی نجفی از پرکارترین ها به حساب می آید. «مشروطه شناسی» مجموعه مقالات، مصاحبه ها و سخنرانی های او با موضوع شناخت تاریخی تحلیلی نهضت های اسلامی معاصر ایران است. نویسنده در این کتاب با تقسیم بندی نهضت بیداری اسلامی در ایران به دوران قبل و بعد از مشروطه، سعی در ارائه شاخص فکری و تاریخی داشته است.  در رهگذر ارائه این معیار تاریخی وی معتقد است: «به خاطر سیطره «مکتب تبریز» در تاریخ‌ نگاری امثال کسروی و تاریخ نگاران سکولار مانند آدمیت، ملک زاده و یحیی دولت آبادی، این نیاز حس شد که اسناد واقعی تری نسبت به گزارشات آنها مطرح شود، تا زوایای جدیدی از مشروطه کشف شود. بنابراین سه عامل کنار رفتن تعصبات قومی، ضعیف شدن جریان سکولار در مشروطه و شک کردن به نوشته های آنان و سوم رجعت به «متن اسناد» در مقابل «گزارشات تاریخی» باعث شده است زوایایی از تاریخ مشروطه به دست آید که غیر از وجوه «اسمی»ای است که تا به حال نوشته شده است.»  نویسنده هدف از شناخت تاریخی تحلیلی نهضت های اسلامی معاصر ایران و در صدر آنها نهضت مشروطه را چنین عنوان می کند: «در واقع باید بررسی کرد که چرا نهضتی که باید دردهای مردم را دوا می کرد و معضل جامعه ایران را رفع می نمود، خودش به خاطر انحراف به بدترین درد تبدیل شد؟... برای نظام نوپای اسلامی این مطلب چشم انداز بسیار مهمی است که چگونه نهضتی که با شور و حرارت مردمی و انگیزه های دینی شروع شد، نگذاشتند به اهداف خود برسد؟ شناخت ریشه ها و علل منحرف کننده مشروطه، می تواند هشدارهای خوبی در مورد حوادث و فتنه های اخیر و جریان های سی سال گذشته به ما بدهد؛ یعنی مشروطه شناسی باید منجر به انقلاب شناسی شود.»