اصفهان امروز- محسن حبیبی: در مکتب اصفهان، تقارن نداریم، بلکه به‌جای آن، توازن داریم. در میدان نقش‌جهان هم اقلیم مشخص می‌کند میدان در کدام جهت ساخته شود و میتوس(مربوط به اندیشه یونان باستانبه معنی «واژه، فکر، روایت» و نیز به معنی «بیان، پیام، داستان و گزارش») هم قبله را تعیین می‌کند و در طراحی مساجد صفوی هم به این موضوع دقت شده است. بر اساس همین اصل تناسب، عمارت عالی‌قاپو را در هفت‌طبقه طراحی کرده‌اند. اصل مهم دیگر در این مکتب، تداوم اندیشه و فناوری است. بر اساس همین اصل است که برای مثال، در باغ ماهان، دو تاق مینوی و قاجار که هر دو مربوط به یک مکتب هستند، در کنار هم قرار دارند. بر اساس اصل قلمرو هم مهم است که قلمروی بازار، بنا و شهر تعریف شود. بر اساس اصل سادگی هم هیچ پیرایه عجیب‌وغریبی در بناها وجود ندارد، ولی ازلحاظ معنایی پیچیده هستند، نوعی گفتگوی سادگی و پیچیدگی.

اصل بعدی مکتب معماری اصفهان، اصل ترکیب مصالح فضاها، پر و خالی و باز و بسته باهم است. بر اساس اصل استقرار در این مکتب هم مهم است که فضا در چه موقعیتی مستقر شود. در زمان بودن و توجه به فناوری زمان برای بیان حرف نو را هم در مسجد آقابزرگ کاشان می‌توان دید. بر اساس اصل ایجاز هم در آثار مربوط به مسکن تا شهر که بر اساس اصول این مکتب ساخته‌شده‌اند، پرگویی نمی‌شود. از طرف دیگر، در این تفکر اسطوره‌ای و الهی، شاعرانه زیستن روایت می‌شود و درنتیجه باید از آن ایده بگیریم تا بدانیم چگونه به آینده برویم، نه این‌که درگذشته باقی بمانیم.

درواقع اگر تاریخ و اقلیم سرزمینمان را بشناسیم، فناوری زمانه به ما اجازه می‌دهد این اصول را اجرا کنیم. شعار یونسکو هم این است که «جهانی فکر کنید، محلی عمل کنید.» باید توجه کرد که در قرن 20 برای همسان‌سازی تلاش شد و از اواخر آن، جهان به این نتیجه رسید که هویت با تفاوت تعریف می‌شود و این تفاوت در معماری شهری بروز می‌کند.

با همه اینها باید متوجه باشیم که امثال میدان نقش‌جهان را نمی‌توان تکرار کرد، همان‌طور که میدان امام علی، تجربه ناموفقی برای این کار است و نشان می‌دهد باید با زبان زمانه کار کرد.

دکترای شهرسازی