هفتاد و چهارمین دوره جشنواره ونیز، در حالی به کار خود پایان داد که یک فهرست عجیب به عنوان برگزیدگان این دوره انتخاب شد و بی اغراق، جز در یک رشته، سایر برگزیدگان را نمی شد حدس زد.ونیز را از هر جهت که بررسی کنیم، با یک اعتبار ثقیل مواجه می شویم.نخستین جشنواره سینمایی دنیاست که از سال 1932 حیات دارد.جشنواره ای است که بزرگ ترین فستیوال های سینمایی دنیا نظیر کن و برلین، به واسطه رقابت با آن حیات یافتند و مهم تر از همه اینها، ونیز را آغازگر فصل جوایز سینمایی می دانند.از این پس تا نیمه ابتدایی اسفند، جوایز ریز و درشت سینمایی آغاز می شوند تا به اسکار ختم شوند.در بسیاری از مواقع، جمع بیش از هفت هزار نفره داوران آکادمی اسکار که طبعا موفق به تماشای تمام فیلم ها نمی شوند، به اختتامیه ونیز می نگرند و اینکه داوران این جشنواره، به چه فیلم و هنرمندانی رای داده اند و رای خود را نیز منطبق با رای ونیز انتخاب می کنند.بنابراین جشنواره ونیز، از هر جهت یک جشنواره معتبر و ثقیل به حساب می آید.

 

       ونیز هفتاد و چهارم
ونیز امسال، شاهد رونمایی از چند اثر مهم بود.فیلم‌هایی که بعضــا بیــــش از یک سال باخبررسانی‌های پـــی در پــــی، آدرنالیـــن خون دوستداران سینما را برای یک اثر شگفت انگیز بالا بردند تا نخستین رونمایی این آثار مهم در این دوره از ونیز باشد.فیلم‌سازانی نظیر گیلرمو دل تورو، جورج کلونی، دارن آرنوفسکی و حتی عبداللطیف کشیش در زمره این فیلم‌سازان محسوب می شوند که ترجیح دادند تا فصل جوایز را از ونیز آغاز کنند؛ چرا که عموما فیلم هایی که در ونیز موفق به دریافت جایزه می شوند، در ادامه فصل جوایز نیز افتخارات بسیاری را به دست می آورند بنابراین بسیاری از فیلم‌سازان ترجیح می دهند فیلم خود را از حضور در کن بازداشته و نخستین رونمایی آثارشان را در ونیز انجام دهند.در این دوره، فیلم های خوب بسیاری وجود داشت که البته هیچ فیلمی نتوانست عنوان شگفتی ساز را به خود اختصاص دهد.همچنین فیلم های متوسط و زیر متوسط نیز در همان سطح ماندند و هیچ یک از آنها نتوانستند فراتر از آنچه از آنها انتظار می رفت، بدرخشند بنابراین تمام ایام جشنواره به همان منوالی که برای هر فیلم پیش بینی می‌شد، جلو رفت.

 

 

       داوری های عجیب
همان گونه که در ابتدای این گزارش نیز بدان اشاره شد، در اختتامیه این دوره، تنها نام یک برگزیده را می‌شد پیش از اجرای مراسم به درستی حدس زد و آن، بزرگ‌ترین جایزه جشنواره یعنی شیر طلایی است که مشخص بود به «شکل آب» گیلرمو دل تورو خواهد رسید و این گونه هم شد.این فیلم که در نخستین روز جشـــنواره اکران شـــد، موجـــی از تحسین های بین المللی را به همراه داشت و خیلی زود توانست امتیاز خارق العاده 9,6 را از سایت معتبر آی ام ی بی از آن خود کند.از همان ابتدا مشخص بود که دل تورو باز هم با قدرت نفود ناپذیر خود، دل داوران و منتقدان سرشناس بین المللی را تصاحب کرده و با اثری که حتی گفته می شود به مراتب بهتر از شاهکار کارنامه اش (هزارتوی پن) است، شگفتی‌ساز این دوره لقب می گیرد.اما به جز این مورد، دیگر بخش ها را نمی شد حدس زد؛ چون طبق تحسین های بی اندازه منتقدان جلو نرفت علی الخصوص جایزه مهمی چون بهترین بازیگر مرد که به بازیگر گمنامی به نام «کامل الباشا» برای بازی در فیلم «توهین» رسید و تقریبا در هیچ گمانه زنی پیش از اختتامیه نام این بازیگر گمنام دیده نمی شود.احساس می شود جایزه «شارلوت رمپلینگ» برای بازی در فیلم «هانا»، تنها به دلیل سابقه طولانی این بازیگر مشهور انگلیسی اعطا شده باشد؛ چرا که پس از نمایش این فیلم، تعداد زیادی از منتقدان، بازی رمپلینگ را کاملا عادی و معمولی سنجیده بودند آن هم در دوره‌ای که بازی های زنانه خوبی به چشم نیامد و منتقدان تا روز پایانی چشم انتظار دیدن یک بازی چشمگیر زنانه بودند که چنین اتفاقی رخ نداد.جایزه بزرگ هیئت داوران نیز در کمال تعجب به فیلم «فاکس ترات» ساخته «ساموئل معاذ» رسید که این فیلم نیز در مقایسه با دیگر فیلم های مهم این دوره، چندان نتوانسته بود نظر منتقدان را به خود جلب کند.همچنان که وقتی «کشور عزیز» (وارویک تورنتون) توانست جایزه ویژه هیئت داوران را از آن خود کند، دهان ها از تعجب باز ماند.این اتفاق با تعلق جایزه بهترین فیلم‌نامه به «سه بیلبورد بیرون از ابینگ میزوری» شدت بیشتری پیدا کرد که چطور این فیلم های گمنام توانستند در حضور آثاری سرشناس و مهم، این جوایز بسیار مهم را از آن خود کنند!

 

 

       آبروریزی بزرگ
آبروریزی بزرگ زمانی به وجود آمد که اختتامیه به پایان رسید و فیلم های بسیار مهمی چون «حومه شهر» (جورج کلونی) و «مادر» (دارن آرنوفسکی) نتوانستند حتی یک جایزه را هم از آن خود کنند.این در حالی است که از هفته ها پیش از آغاز ونیز هفتاد و چهارم، تمام نگاه ها به سمت این دو فیلم بود و این طور گمان برده می شد که شیرهای ونیز را این دو فیلم درو خواهند کرد؛ اما در کمال تعجب، هر دو فیلم در هنگام نمایش، توسط منتقدان و اهالی رسانه هو شدند و جو بسیار بدی در مطبوعات علیه این دو فیلم شکل گرفت؛ اما هیچ گاه احساس نمی شد که وخامت این دو فیلم تا اندازه ای باشد که از آنها با عنوان ناکامان بزرگ این دوره یاد شود.تمام این اتفاقا در شرایطی رخ داده که هر دو فیلم بیشتر از یک سال است که با راه انداختن جار و جنجال های بسیار، نگاه‌های بسیاری را به خود معطوف کرده‌اند تا جایی که از این دو فیلم به عنوان دروکنندگان اسکار 2018 نیز نام برده می شود.این دو کارگردان سرشناس هیچ گاه در عمر هنری شان، تا این اندازه ناکام نبودند.

 

 

       افتخارآفرینی سینمای ایران
اما ونیز هفتاد و چهارم با تمام اشک ها و لبخندهایی که به همراه داشت، یک اتفاق ویژه برای سینمای ایران محسوب می شود.اتفاقی که به موجب آن، «وحید جلیلوند» توانست برای «بدون تاریخ، بدون امضا»، جایزه بهترین کارگردانی بخش «افق های نو» را از آن خود کند و «نوید محمدزاده» نیز برای بازی در همین فیلم، جایزه بهترین بازیگر جشنواره را.پس از اکران این فیلم در جشنواره، نقدهای مثبت بسیاری راجع فیلم علی الخصوص بازی محمدزاده منتشر شد و از همان جا می‌شد حدس زد که این فیلم در روز اختتامیه، می‌تواند افتخارآفرین باشد؛ اما اینکه بتواند دو جایزه مهم این بخش را از آن خود کند، کمتر کسی حتی صاحبان این دو اثر نیز گمانش را نمی بردند.البته در شکل گیری این اتفاق ویژه نباید از نقش «رخشان بنی اعتماد» که یکی از داوران بخش «افق های نو» بود، گذشت.«افق های نو» یکی از بخش های جنبی جشنواره ونیز است که به آثار زیباشناسانه سراسر دنیا اختصاص دارد.این جایزه از آن حیث مهم است که پس از درخشش «اصغر فرهادی» و «شهاب حسینی» در جشنواره کن 2016، سینمای ایران دیگر هیچ گاه نتوانسته بود تا این اندازه در یک فستیوال طراز اول بین‌المللی، موفق به کسب جوایز اصلی شود و بنابراین ارزش این دو جایزه هیچ گاه کمتر از دو جایزه فرهادی و حسینی نیست.