نیازهای عاطفی انسان به عرصه دوست داشتن و دوست داشته شدن، موردتوجه قرار گرفتن و ارزش‌گذاری شدن مربوط می‌شود. برای انجام این عرصه از کار ابتدا باید مشکلات و نیازهای عاطفی را بازشناسیم و سپس راه و روشی برای پاسخ دادن به آن‌ها جستجو کنیم. در بسیاری از موارد، کار عاطفی همراه و درهم‌آمیخته باکار بدنی خانگی انجام می‌شود.

برای مثال، شوهری که در محل کار با کارفرما یا همکارانش مشکل پیداکرده و از عصبانیت جوش آورده، باروحیه‌ای درهم‌شکسته به خانه برمی‌گردد. زن برای رفع خستگی و تمدد اعصاب به او پیشنهاد می‌دهد بیرون از خانه باهم پیاده‌روی کنند. این «کار عاطفی» معمولاً ناخودآگاه و گاهی هم آگاهانه صورت می‌گیرد.

«کار عاطفی» مانند اشکال دیگر کار، دارای بُعد طبقاتی است و از دو بخش کار لازم و کار اضافی تشکیل‌شده است. کار عاطفی لازم، برای حفظ سلامت روحی و عاطفی انسان لازم است و خود را در مراقبت عاطفی از خود، بازسازی ارج و اعتبار روانی و التیام عواطف جریحه‌دار‫شده متجلی می‌سازد. کار عاطفی که از این سطح بالاتر می‌رود، کار عاطفی اضافی محسوب می‌شود.

سه قانون طبقاتی در مورد کار عاطفی، اهمیت دارد. اول، تولیدکنندگان کار عاطفی، دوم، نیروهای ایدئولوژیک زمینه‌ساز کار عاطفی که به نقش سنتی زن در کار خانه شکل می‌دهند و او را به مسئول تربیت فرزندان و انجام کار خانگی و عاطفی خانواده مبدل می‌کنند. سوم، استثمار کنندگان کار عاطفی که کار عاطفی انجام‌شده توسط دیگران را تصاحب می‌کنند، بدون آن‌که با کار عاطفی متقابل، آنچه را دریافت کرده‌اند، جبران کنند.

کار عاطفی برای بهره‌مندان و انجام‫دهندگان آن، غیرقابل‫رؤیت است، چیزی که حاصل هنجارهای اجتماعی است که می‌خواهند کار عاطفی را پنهان و بی‌نام‌ونشان سازد.

زنان علاوه بر آن‌که کار بدنی و عاطفی برای خود و همسر و فرزندانشان انجام می‌دهند،  وظیفه انجام کار عاطفی برای دوستان و فامیل و آشنایان را نیز به عهده‌دارند. برای مثال شوهر برای آخر هفته دوستان خود را برای تماشای بازی فوتبال دعوت می‌کند، خرید برای میهمانی  برای میهمانان و مرتب کردن‌های بعد از میهمانی هم به گردن زن می‌افتد. ی سرگرمی و بازی نیز وظیفه‫ای است که به عهده مادران قرار دارد.

زنان در مناسبات شخصی و در خانه، ارزش مصرف و خدماتی تولید می‫کنند که تصاحب و توزیع می‫شود، بدون آن که به خاطر کار انجام‫شده مورد عزت و احترام قرار گیرند یا دستمزدی دریافت کند. فرهنگ مسلط در جامعه که یکی از شرایط بنیادی تداوم استثمار است، زمینه‫ساز غیرقابل‫رویت بودن کار عاطفی می‫شود.

الگوی تقسیم‌کار بدنی و عاطفی خانگی بین زوجین، شیوه‌ای است که مشاوران خانواده توصیه می‌کنند. برای کاهش فشار کار عاطفی برزنان، می‌توان به راه‌حل‌هایی مثل به رسمیت شناختن توانایی‌های پاسخ به نیازهای احساسی دیگران، افزایش درآمد مشاغلی مانند خدمات اجتماعی، نگهداری و آموزش کودکان، پرستاران و بهیاران، ایجاد مراکز مشاوره مجانی برای خانواده‌ها، گسترش انواع خودیاری‌ها و آموزش کنترل خانواده از سال‌های اولیه دبستان ایجاد امکانات آموزشی مجانی برای همه سنین و برای تمام طول عمر هم اهمیت دارد تا فرزندان و بزرگسالان دریابند چگونه بحران مناسباتی را با احترام و مراعات همدیگر حل‌وفصل و راه‌هایی برای ایجاد یک مناسبات متقابل عاطفی، میان خود ایجاد کنند. این نوع تدبیرات اجازه خواهد داد بنیادها و استراتژی‌های همه‌جانبه‌ای برای ایجاد مناسبات عاطفی برابر پایه‌ریزی شود.