به گزارش ایمنا، ساعت 8 شب بود که کلید آرام در قفل در چرخید، مثل همیشه سر وقت به خانه آمد، صدای قدم های استوارش دلم را قرص می کرد،  با صدای پر قدرت و مهربانش بلند و پرانرژی سلام کرد، آنقدر انرژی در صدایش موج می زد که  گویا از صبح سحر تاکنون به استراحت پرداخته است.
 وقتی به خانه می آید فرقی نمی کند اعضای خانواده به چه کاری مشغولند؛ همه دست از کارمی کشند و به سویش می روند تا سلام پر انرژی اش را پاسخ دهند.
وقتی چشمم به موهای خاکستری اش می افتد که دانه های سفید آن بیشتر خود نمایی می کند دلم آتش می گیرد چرا  که دانه دانه ی سفیدی موهایش نشان از زحمت و تلاش بی وقفه ای بوده که برای من و مادر و برادر کوچکم کشیده است.
لحظه ای یاد آن جمله معروف افتادم که می گفت: "پدر شبیه خودکار می ماند، شکلش عوض نمی شود اما یه دفعه می بینی که دیگر نمی نویسد" نمی خواهم ، نمی خواهم به روزی فکر کنم دیگر ننویسد، اگر قرار است روزی تمام شدنش را ببینم آرزو می کنم آن روز در این دنیا نباشم؛ چرا که اگردختر بــاشی می دانـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیت پدرت است، محکم ترین پناهگاه دنیا آغــوش گرم پدرت است، وقتی دختر باشی میدانی هر کـجای دنیـا هم بـــاشی، چه بـاشه چـه نبــاشه قَویتــریـن فِرشتــه ی نِگهبـــان پـــِدراست.
در این افکار شیرین غرق بودم که بوسه ای گرم صورتم را نوازش کرد، با چشمان خندانم دست در گردنش انداختم و صورتش را بوسه باران کردم .
خدا قوت کشداری گفتم و به صرف یک چایِ داغِ قند پهلو دعوتش کردم .
 این قصه شیرین  عشق بازی پدر و دختریمان است که امروز به مناسبت فرخنده روز ولادت حضرت علی، بزرگ مرد عالم بشریت بهانه ای شد تا قلمم را برای تنها قهرمان زندگی ام به دل کاغذ بسپارم.
چه كسى باور مى كرد كه سنگ خارا آغوش باز كند؟
 در دومين جمعه ماه رجب، كه از ماههاى حرام است و از احترام خاصى در ميان همه قبايل و طوائف دارد، ازدحام عجيبى از مردم در اطراف كعبه کرده گردهم آمده بودند و سيل عظیمی از پير و جوان با احترام ويژه اى در اطراف خانه خدا در حال طواف بودند كه زنى حامله، با چهره اى شكسته، در گرداگرد خانه خدا بی تابانه می گرديد و انگشتان لرزانش را به جامه كعبه آويخته بود و در حالى كه قطرات اشكش سيل آسا به صورتش می ريخت، زير لب مى گفت: پروردگارا! من به تو ايمان دارم و به آنچه كتاب و پيامبراز سوى تو آورده ايمان دارم.
 پروردگارا! من به آيين جدم «ابراهيم خليل» كه بينانگذار اين خانه كهن است، ايمان دارم. پروردگارا! تو را سوگند می دهم  به حق بنيانگذار اين بيت و به حق اين مولودى كه در شكم دارم، اين زايمان را بر من آسان گردان.
چشمهاى كنجكاو او را مى ديد و گوشهاى شنوا سخنانش را دنبال مى كرد و حس كنجكاوى در مغزها تحريك مى شد، كه ناگهان فريادى از تعجب از همگان بلند شد و به دنبال آن سكوتى سنگين بر همگان حكمفرما شد. آب در گلوها خشكيد، حيرت و تعجب بر چهره ها نقشى شگفت زده بود و نفسها از سينه ها بيرون نمى آمد.
كسى جرأت نداشت سكوت را بشكند و بگويد: لحظه اى پيش ديوار كعبه شكافته شد و زن حامله اى به درون خانه خدا رهنمون شد!
چه كسى باور مى كرد كه سنگ خارا آغوش باز كند و زن حامله اى را در خود جاى دهد؟!حيرت و تعجب مردم هنگامى افزايش يافت كه تلاش پرده داران كعبه، در گشودن قفل در به نتيجه نرسيد.
لحظه به لحظه بر ازدحام مردم افزوده مى شد، همگان در انتظار بودند كه از فرجام اين راز آگاه شوند؛ در نگاه مردم نگران و حيرت زده، هر لحظه چون يك ساعت مى گذشت و همگان ثانيه شمارى مى كردند كه نيروى غيبى اين مشكل را بگشايد.
پس از گذشت مدتى طولانى، همان سنگ خارا آغوش باز كرد و فاطمه بنت اسد در حالى كه مولود كعبه را در آغوش داشت بيرون آمد.

صداى هلهله اوج گرفت و در خانه هاى مكه طنين انداخت. ابوطالب، عمو و برترين حامى محمد(ص) در حالى كه برق شعف از ديدگانش مى جهيد، بانگ برآورد:
" أيّها النّاس: ولد فى الكعبة ولى اللَّه.
هان اى مردم! ولى خدا در خانه خدا ديده به جهان گشود."
 اين حادثه پرشكوه و بى نظير تاريخ، به روز جمعه، سيزدهم ماه رجب، سى امين سال حمله ابرهه به خانه خدا (عام الفيل) اتفاق افتاد.
تاریخ روز پدر درکشورهای دنیا
امروزه روز پدر روزی است برای بزرگداشت بزرگ ترین قهرمانان و حامیان زندگی، در بسیاری کشورها روز پدر، سومین یکشنبهٔ ماه ژوئن در نظر گرفته شده‌ که این روز درادامهٔ روز مادر و قدردانی از مادران است.
در ایران پیش از انقلاب، روز ۲۴۴ اسفند زادروز رضا شاه بر پایهٔ گاهشمار ایرانی روز پدر نامیده می‌شد و پس از انقلاب سال ۵۷ این روز به زادروز حضرت علی بن ابی‌طالب امام نخست شیعیان تغییر یافت.
در کشور آلمان روز پدر نسبت به دیگر کشورهای جهان متفاوت است چرا که روز عروج مسیح به  آسمان را  به عنوان روز پدر در نظر گرفته اند (روز سه شنبه، چهل روز پس از عید پاک)؛ تعطیلی رسمی اعلام شده و در برخی مناطق آلمان به آن «روز مرد» یا «روز آقایان» معروف است.
در آمریکا  جشن روز پدر در سومین یکشنبهٔ ماه ژوئن گرفته می‌شود و این روز اولین بار در ۱۹ ژوئن ۱۹۱۰ در اسپوکین گرامی داشته شد اما روز پدر به شکل امروزی از سوی "سونورا اسمارت داد زادهٔ آرکانزاس" ایجاد شد. پدراو ویلیام جکسون اسمارت، یکی از کهنه سربازان دوران جنگ داخلی آمریکا بود و به تنهایی 6 فرزندش را در اسپوکین بزرگ کرده .
دختر او سونورا، بسیار تحت تاثیر تلایش هایش قرار گرفت به همین دلیل روز ۵ ژوئن زادروز پدرش را به عنوان روز پدر معرفی کرد اما آمادگی لازم برای برگزاری مراسم بزرگداشت را نداشت درنتیجه مراسم به سومین یکشنبهٔ ژوئن منتقل شد.
خیلی زود ویلیام جنینگ برایان به صورت غیر رسمی از این مراسم حمایت کرد و در ۱۹۱۶ خانوادهٔ وودرو ویلسون رئیس جمهور وقت نیز برای او مراسم بزرگداشت روز پدر را برگزار کردند. در ۱۹۲۴ کالوین کولیج رئیس جمهور آن دوران پیشنهاد کرد که روز پدر به عنوان یک روز ملی شناخته شود.

 در اسپانیا روز پدر ۱۹۹ مارس همزمان با جشن یوسف مقدس برگزار می شود و در این روز مقدس، بانک‌ها و بسیاری از مغازه‌ها تعطیل هستند.
مردم استرالیا، در اولین یکشنبهٔ سپتامبر روز پدر را گرامی می‌دارند، این روز تعطیلی عمومی نیست ولی هر ساله در ۳۲ شهرستان ایالت ویکتوریا برای بزرگداشت پدرها و نشان دادن اهمیت نقشی که آن‌ها در تربیت فرزندان دارند، جشن باشکوهی برگزارشده و به پدران برگزیده «جایزهٔ پدر سال» داده می‌شود.
در ایتالیا، مطابق سنت‌های کاتولیک روم، روز پدر در ۱۹ مارس، «روز یوسف مقدس» گرامی داشته می‌شود ولی تعطیلی عمومی اعلام نشده است.
در پاکستان روزی به نام روز پدر وجود ندارد و تنها آن‌هایی که از آمریکایی‌ها تاثیر گرفته‌اند به پیروی از آن‌ها سومین یکشنبهٔ ژوئن را به عنوان روز پدر گرامی می‌دارند.
و اکنون چه تصادف قشنگی است که امروز در تقویم، کلمات هم‏ معنی، کنار هم چیده شده ‏اند.
در دائرة المعارف عشق،
پدر، ترجمه #علی علیه ‏السلام است.

پدران مان را قدر بدانیم
مایه ی فخر اند و مباهات

چه آنهایی که مانده اند به "دست بوس" شان برویم
و آنهایی که "ظاهرا"رفته اند به "پابوس" شان برویم که دعای شان بدرقه راهمان است

باشد که باشند
حتی اگر ما نباشیم.