يعنى وقتى دلار در بازار جهانى گران می‌شود در ايران هم گران می‌شود و عكس آن‌هم درست است . من اين استدلال را خيلى قوى نمی‌بینم و دليل آن‌هم اين است كه ايران هيچ بازارى ندارد كه تحولات دلار در بازار جهانى را تبديل به تغييرات قيمت دلار به ريال بكند. اتفاقاً اين استدلال در مورد ين ، يورو ، پوند و ساير ارزها درست است ، ولى در مورد دلار امريكا صدق نمی‌کند. مثلاً اگر دلار ٣٨٠٠ تومان باشد و يورو هم ٤٠٠٠ تومان قيمت داشته باشد ، با تغيير نرخ برابرى يورو به دلار در بازار جهانى ( مثلاً گران شدن يورو در مقابل دلار ) يورو نيز در بازار ايران تغيير می‌کند و بالا می‌رود و مثلاً به قيمت ٤١٠٠ تومان می‌رسد. ولى ممكن است قيمت دلار به ريال در بازار ايران همان ٣٨٠٠ تومان ثابت بماند. دليل آن اين است كه دلار امريكا در بازار ايران ارز پايه است و وقتى بانك مركزى می‌خواهد در بازار دخالت كند از طريق دلار امريكا دخالت می‌کند و بنابراين اساساً تغييرات قيمت دلار از محرک‌های داخلى اثر می‌پذیرد. اينكه دلار در ايران ، برخلاف طلا ، از بازارهاى جهانى تأثیر نمی‌پذیرد به اين دليل است كه بازارى كه دلار را در ايران به بازار جهانى وصل كند وجود ندارد. درحالی‌که طلا از طريق صادرات و واردات به قيمت جهانى طلا وصل می‌شود و هرروز قیمت‌های جهانى را در خود می‌بیند. اين بازار و اين مكانيسم در ايران درباره دلار وجود ندارد و به همين دليل است كه نوسانات قيمت دلار به ريال را ، اگر سهم متغيرهاى داخلى را كنار بگذاريم ، چيزى براى متغيرهاى خارجى باقى نمی‌ماند. مثلاً در اوج قدرت گيرى دلار در بازارهاى جهانى در شش‌ماهه دوم سال ٢٠١٤ ، هم‌زمان شاهد افزايش قيمت دلار در بازارهاى جهانى نيستيم و در چند روز اخير كه بازارهاى جهانى به خاطر تعطيلات كريسمس تعطيل بود و حتى قبل از آن به مدت يك هفته دلار در بازارهاى جهانى تقریباً ثابت بود ، در ايران هرروز دلار بالا و بالاتر رفت . اساساً دلال‌های ارز نيز براى تعيين قيمت دلار به بازارهاى جهانى نگاهى ندارند و دليل آن‌هم اين است كه مكانيسمى براى انتقال تغييرات قيمت دلار در بازار جهانى به بازار داخلى وجود ندارد. نسبت دادن تغييرات قيمت دلار در مقابل ريال به تغييرات قيمت دلار در بازار جهانى راه را براى توجيه افزايش قيمت دلار در بازار داخلى باز می‌کند و ناخواسته سهم عوامل داخلى ، كه در تعیین قيمت دلار تعیین‌کننده هستند ، استتار می‌شود.