با گذشت حدود یک هفته از قطع مناسبات سیاسی، اقتصادی و ارتباطی  برخی کشورهای عربی با قطر، باز هم مهمترین سؤالی که برای بسیاری از تحلیلگران ایرانی مطرح  شده این است که ایران از این فرصت چه استفاده ای می تواند ببرد؟ این نخستین بار نیست که فرصتی برای افزایش تبادلات اقتصادی ایران فراهم می شود. مشابه این بحران سال گذشته بین روسیه و ترکیه ایجاد شد که حاصل آن گشوده شدن بازاری بزرگ به روی ایران بود؛ اما این فرصت به‌دلیل وجود برخی چالش‌ها از بین رفت و صادرکنندگان ایرانی نتوانستند از فرصت طلایی به‌دست‌آمده استفاده کنند. البته ذکر این مطلب لازم است که مواردی همچون تحریم مقطعی کشورها  فرصتهایی استراتژیک  برای افزایش روابط کشورها نیستند؛ اما می توانند با جلب اعتماد کشورهای تحت فشار و تأمین نیازهای آنها در شرایط بحرانی، زمینه را برای مناسبات عمیق تر و طولانی مدت تر کشورها فراهم کنند. به این لحاظ افزایش مناسبات اقتصادی با قطر نه تنها دارای منافع کوتاه مدت اقتصادی برای بخشهای مختلف اقتصادی کشور است؛ بلکه زمینه های سیاسی لازم را برای ارتباط بیشتر ایران با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و ایجاد اختلال در فرایند ایران هراسی توسط آنها فراهم می کند.

بر این اساس لازم است در درجه نخست نگاهی گذرا به اقتصاد این امیر نشین عربی داشته باشیم تا ضمن آشنایی با ساختار اقتصادی و نیازهای وارداتی آن، از پتانسیل های همکاری دو کشور در مقطع کنونی آگاه شویم. قطر همچون دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، اقتصادی وابسته به نفت دارد. در کنار نفت، قطر صاحب سومین منابع بزرگ گاز جهان، بعد از روسیه و ایران است که معادل 55 درصد از کل ذخایر گاز طبیعی جهان است. امروزه قطر نه به دلیل حجم ذخایر نفتی بلکه به دلیل پتانسیل بالا در تولید و صادرات گاز طبیعی و گاز طبیعی مایع مورد توجه سرمایه داران بزرگ جهان استقطر از نظر سرانه تولید ناخالص داخلی ثروتمند ترین کشور در دنیای اسلام است. سرانه قطر به حدی بالا است که اغلب وضعیت اقتصادی این کشور نه با کشورهای خاورمیانه که با اقتصادهای بزرگ اروپایی مقایسه می شود. اقتصاد قطر یکی از صنعتی ترین اقتصادهای حوزه خلیج فارس است؛ 81 درصد از اقتصاد قطر را صنعت، 8.188 درصد را بخش خدمات و 2.0 درصد را کشاورزی تشکیل می دهد. مهمترین صنایع فعال در این کشور آسیایی را می توان صنعت تولید نفت خام، صنعت پالایش نفت، تولید آمونیاک، کود شیمیایی، پتروشیمی، تولید شمش های فولادی، سیمان و تعمیر کشتی های تجاری نام برد. با این وجود، قطر سالانه حجم کلانی از محصولات کشاورزی و مواد غذایی مورد نیاز خود را وارد می کند.

این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران با توجه به پتانسیل بالای تولید مواد غذایی و کشاورزی، تا کنون سهم قابل توجهی از صادرات به کشورهای حوزه خلیج فارس از جمله قطر نداشته است. بنابراین، در حال حاضر قطر چهاردهمین شریک تجاری ایران است؛ اما پتانسیل خوبی برای افزایش مراودات تجاری بین دو کشور موجود است.

تا پیش از اعمال تحریمهای اخیر، امارات متحده عربی بزرگ‌ترین شریک تجاری قطر و عربستان سعودی دومین شریک تجاری آن در جهان بودند. آمارها نشان می‌دهد اصلی‌ترین کالاهای صادراتی امارات به قطر مواردی همچون مروارید، سنگ‌ها و فلزهای گرانبها، رآکتور و سایر تجهیزات هسته‌ای، نمک، سولفور، خاک، سنگ، گچ، آهک و سیمان، تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی، وسایل نقلیه غیر از قطار، آهن و فولاد، مس و محصولات وابسته به آن، پوشاک و زیورآلات، عطر و لوازم آرایشی-بهداشتی، محصولات سنگی، گچی، سیمانی و میکائی بوده اند.

 از سوی دیگر  کالاهایی همچون لبنیات، تخم مرغ، عسل، محصولات آهن، فولاد، پلاستیک، حیوان زنده، تجهیزات الکترونیک، صابون، روغن، ‌شمع، نوشیدنی، ‌غلات، ‌افزودنی‌ها به‌شیر، گوشت، سنگ، گچ و ‌سیمان از عربستان به قطر صادر می‌شود. بحرین نیز کالاهایی نظیر سنگ‌آهن، تفاله و خاکستر، سوخت‌های معدنی و تولیدات تقطیری، مروارید، سنگ‌ها و فلزهای گرانبها، آلومینیوم و محصولات وابسته به آن، انواع نوشیدنی و سرکه، مبل، لوازم روشنایی و تجهیزات پیش‌ساخته، رآکتور و سایر تجهیزات هسته‌ای، وسایل نقلیه غیر از قطار، پلاستیک و مواد وابسته به آن و محصولات آهن و فولاد را به قطر صادر می‌کند. مصر به‌عنوان یکی دیگر از تحریم‌کنندگان قطر هم تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی، مبل، لوازم روشنایی و تجهیزات پیش‌ساخته، سبزیجات و ریشه‌های خاص، میوه‌جات و آجیل، پلاستیک و محصولات وابسته به آن، سوخت‌های معدنی و تولیدات تقطیری، میوه و سبزیجات فرآوری شده، لبنیات، تخم‌مرغ و عسل و محصولات سنگی، گچی، سیمانی و میکائی را به این کشور صادر می‌کند.

بدین ترتیب به نظر می رسد مایحتاج قطر که تا کنون از کشورهای عربی همسایه به این کشور وارد می شده، عمدتا محصولاتی هستند که جمهوری اسلامی ایران در تولید و صادرات آنها دارای مزیت است و می تواند به راحتی بازارهای داخلی این امیر نشین کوچک با حدود دو میلیون جمعیت را تأمین کند. با این وجود، مانع بزرگ بر سر راه صادرکنندگان ایرانی نه مسائل اقتصادی؛ بلکه بیشتر مسائل سیاسی است. از یکسو قطر نگران است که با افزایش مناسبات با ایران، هر چه بیشتر خشم کشورهای عربی تحریم کننده را بر انگیزد و بنابراین می کوشد در مناسباتش با تهران محتاطانه برخورد کند. از سوی دیگر ترکیه نیز از موقعیت فعلی ایجاد شده نهایت بهره را برده و ضمن تقویت نیروهای نظامی خویش در قطر، می کوشد اقتصاد این کشور تحت تحریم را نیز در اختیار بگیرد.  بنابراین به نظر می رسد حال که فرصتی کوتاه و بی نظیر برای همکاری‌های دوجانبه با قطر در حوزه های «انرژی»، «سرمایه‌گذاری‌های مشترک»، «جذب سرمایه‌های سرمایه‌گذاران قطر»، «تعاملات دوجانبه بخش‌خصوصی»، «فعالیت در حوزه کشاورزی»، «توسعه تعاملات گردشگری» و «توسعه تبادلات غیرنفتی» ، فراهم شده است، دستگاه دیپلماسی کشورمان باید تلاش کند زمینه های بهره برداری از این شرایط را فراهم و منافع کشورمان را در عرصه رقابت های منطقه ای تأمین کند.