ملتی که بهانه مرور گذشته را ندارد، فاقد تاریخ است.
حال بسنجیم هویت ملتی را بدون تاریخ! تلاشی بیهوده.
...و امروز اگر جلفایی بودن ورای محل تولد و زندگی فرد، یک لقب افتخارآمیز محسوب می‏ شود به واسطه همان عنصر اصلی هویت سازی است که جلفاییان قدیم، به دور از موطن اصلی شان، برای نگارش‏ اش از جان و دل خود مایه گذاشتند.
هر چند پیشرو زمانه بودن برای تجار جلفایی بهای سنگینی در پی داشت و به قیمت از دست دادن سرزمینشان در ساحل شمالی رود ارس تمام شد، با این وجود خاک حاصلخیز حاشیه جنوبی زنده‏ رود اصفهان بستر رویش دوباره ارامنه مهاجر را فراهم کرد.
مهاجرینی که به اذن شاه عباس آرزوی بازگشت‏ شان به رویایی دست نیافتنی مبدل شده بود، تنها با یک پسوند «نو» به این خطه مهمان نواز رنگ وطنی بخشیدند.
«جلفای نو» در آغوش پایتخت صفوی با درایت پیشوایان روحانی و سرمایه تجار، در اندک مدتی به چنان شهرتی دست یافت که می‏ توان وصف جمال و کمالش را در سفرنامه‏ های سیاحان اروپایی سده هفدهم میلادی خواند و لذت برد.
براستی پاسخ این پرسش که چگونه عزم حفظ هویت ارمنیان جلفانشین در سخت‏ ترین شرایط استوار ماند، پس از گذشت چهار سده تا کنون همچون نیرویی محرک منشاء زایش است و آفرینش، به طوری که تنها مشاهده عظمت آثار بر جای مانده از اجدادمان راه هرگونه پس‏رفت و عقب‏ نشینی را در جهانِ کنونیِ کساد از معنویت مسدود می کند.
بی حکمت نبود که به محض تولد محله جلفای نو، در جوار کلیساهای باشکوهش نخستین مدارس شکل گرفته و برخی حتی به واسطه سطح بالای علمی «دانشگاه» خوانده شدند. بنیان گذاران روحانیِ مدارس نخستین بدرستی به این واقعیت پی‏ برده بودند که جامعه نوپایِ اقلیت آن زمان برای حفظ بقایش به روشنفکرِ آگاه به علوم رایج زمانه بیش از یک مومن چشم و گوش بسته بی سواد نیازمند است. ورود نخستین دستگاه چاپ خاورمیانه به ایران توسط یکی از همین پیشوایان آوانگارد ارمنی و در راستای تحقق هدف فوق الذکر انجام گرفت.
رسالت حفظ هویت ارمنی به طور برابر میان نهادهای کلیسا و مدرسه تقسیم شد و بدین ترتیب در جلفای نونه تنها دین و علم به ضدیت هم برنخاسته بلکه در راستای تربیت نسل متدین و متفکر مکمل یکدیگر شدند.
در نیمه دوم قرن نوزدهم و نیمه نخست قرن بیستم شاهد شکل‏ گیری اولین‏ هایی دیگر در سطح شهر بودیم، همچون اولین مدرسه مدرن، کودکستان و اولین مدرسه دخترانه جلفا و اصفهان. هدف همان بود حفظ نام و نشان ارمنی با اتکا بر آداب و رسوم ملی و صد البته تداوم آموزش زبان مادری به عنوان رکن اصلی انتقال فرهنگ.
در جلفای امروز چالش، همان چالش دیروز است. از کودکستان و آمادگی گرفته تا مدارس «آرمن»، «کانانیان» و «کاتارینیان» در تلاش‏ اند تا نسل نوی قرن بیست و یکمی شیفته جهان ِپر زرق و برقِ مدرن را همزمان حافظِ هویت ملی تربیت کنند! کارزاری طاقت فرسا ولی دلنشین، مخصوصا آنگاه که نام مدارس ارمنیان همچنان در صدربرترین های استان جلوه می‏ کند.