در نکوداشت چهره ماندگار میراث فرهنگی ایران
سیفالله امینیان؛ حافظه فرهنگی و تاریخی سرزمین سیلک
نکوداشت سیفالله امینیان، چهره ماندگار میراث فرهنگی ایران، بهانهای شد تا از مردی بگوییم که بیش از نیم قرن برای پاسداری از فرهنگ و تاریخ این سرزمین کوشید و جهانشهر کاشان را با دوراندیشی خود احیا کرد.
میثم نمکی آرانی
تصور کنید حدود یکصد سال پیش، تصویر جامعه ایرانی و تصویر آبادی گمشدهای در حاشیه کویر را که در تمنای حیات و در عین ابتلا به قهر طبیعت و فقر امکانات، با تکاپوگری - که خصیصه روحی ایرانیان و مرام کویریان است - چگونه از خاک، کیمیا ساختند و از هیچ، زندگی آفریدند.
از سختی، سختکوشی و از رنج، گنجآوری کردند و در خانههای خشت و گلی، بهشتی از آرامش بنا کردند. نسبت گذشتگان و نیاکان ما با ما، حتماً خواندنی و شنیدنی است تا از این رهگذر بتوانیم خود خویش را محک زنیم و برای رهایی از پرسشهای فراوان و از عطشهای بیپایان رهایی بیابیم.
نسبت آنانی که دانشاندوزی نکردند؛ اما با دانایی، آرامش را بهجای آسایش نهادینه کردند و مایی که از درازنای تاریخ، بسیار آموختهایم و اندوختهایم؛ اما گاهی به غربت فرهنگ و به درد بیقراری مبتلاییم. لختی در ایستگاه زمان توقف کنیم و شیوههای تربیتی خودآگاه مادرانی را به تأمل بنشینیم که با کیمیای توکل - اشراقگونه - یکدست در کار گل داشتند و همپای مردان، زندگی را میساختند و جوانههای باطراوت باغ زندگیشان را مراقبت میکردند.
این روح ایرانی و فرهنگ ایرانی و هویت ایرانی در کالبدی ساده و بیپیرایه به نام «خانه ایرانی» ریشه دوانید و اوج گرفت. تبارشناسی نسلهای مانا و تأثیرگذار در هر کوی و برزن این سرزمین، خود مثنوی هفتاد من کاغذ است.
مردی برآمده از کویر؛ روایتی از اصالت و محبت
حضور باشکوه اهالی کویر در شبی از شبهای ستارهباران، به واسطه نزول اجلال مردی است که زلالی صفای درون در او تراویده و به صفتی آراسته است که جملگی برآنند. در آیینه وجود او - که برآمده از کویر است و در دامان مهر و محبت یک مادر سختکوش و پدر بااصالت کویری پرورشیافته - اکسیر محبت میجوشد و انبساط و ابتهاج خاطر میروید و تنها این سرمایه بزرگ، او را بس.

کاش مجالی بود که با بال خیال و در سفری به درازنای تاریخ محلی آبادیهای همسایه کویر و این سرزمین بزرگ، از ظرفها و ظرفیتهایی میگفتیم که هریک چراغ راهاند و روشنی چشم. کاش مجالی بود که از روایتهای گوناگون انسانهای ژرفاندیش - که با اندیشههای توحیدی آغاز میشود و در اسطورهها و تاریخ و فلسفه و هنر ادامه مییابد - روایت فرهنگ ایرانی را بیشتر از زبان معماران و مهندسان و نظریهپردازان فرهنگی میشنیدیم.
آری در شبی از شبهای ستارهباران کویر، اقبال بلندی نصیب شد تا شاهد مجلسآرایی برای کسی باشیم که از پس یک روزگار سرشار از تجربه زیستی و مدبرانه، چونان سرو بلند و ستاره درخشان و شجر مثمر این سامان است.
سیفالله امینیان؛ صاحب مکتب در مدیریت میراث فرهنگی
توصیف ساحت مردی که بیش از نیم قرن برای شکوفایی تاریخ و فرهنگ ایران، محنت کشیده و سرفرازانه خدمت کرده، بسیار سخت است. فهم این حقیقت را کسانی بیشتر میفهمند که خود، سالها پنجه در کار مدیریت داشتهاند و شأن و شأنیت شخصیتی چون این فرزند نجیب کویر را با تمام وجود لمس میکنند.
از نگاه شاگردان مدرسه فرهنگ، سیفالله امینیان نمونهای روشن از مدیران ایرانی است که دغدغه هویت و اصالت، سالیان درازی، آنها را از آرامش خانه و خانواده جدا کرده و خانه دلش را به وسعت یک سرزمین تاریخی گسترانیده تا غبار از مهجوریت ریشهها بزداید.
امینیان، دایرهالمعارفی گرانسنگ از دانش و فن و هنر و مهارت مدیریت است که از هر زاویه و دریچهای او را بکاوی، حرفی برای گفتن و چلچراغی برای تابیدن دارد. با آنکه دانشآموخته صنعت است، اما در کنار دانشورزی فنی، اندیشهورزی خلاق و هوشمند در حوزه مدیریت و ارتباطات بهشمار میرود. او صاحب هوش مدیریتی است و اهلیت و شأنیت شایسته مدیریتی دارد.
مدل مدیریتی امینیان را در کمتر کتاب مدیریت میتوان سراغ گرفت و به تعبیری باید بیاغراق اذعان کرد او خود در مدیریت، صاحب مکتب است و به قول ادبشناسان، دارای سبک شخصی است. چه کسی جز او میتواند از مدیران ارشد کشوری باشد، اما کمتر مرزنشین باشد و ساعتها و روزها در عرصهها و پهنههای بیابانها و ابنیه و آثار تاریخی، به همسفرگی با معماران و کارگران افتخار کند.
احیای جهانشهر کاشان و میراث تمدن سیلک
بدون هیچ مبالغهای باید گفت او برای صیانت و پاسداری از داشتههای فرهنگی و تاریخی این سرزمین بزرگ، جانفشانی کرده و وجببهوجب خاک این سرزمین گواهی میدهند که او همچون باغبانی مهربان برای این «جهان باغ ایرانی»، عاشقانه پرستاری کرده است. انتخاب و معرفی امینیان بهعنوان «چهره ماندگار میراث فرهنگی کشور» از سوی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، شاهد چنین ادعایی است.
احیای میراث در حال فراموشی «جهانشهر کاشان» با نفسزدنها و دوراندیشیهای عالمانه او و حمایت همراهانی چون حسین محلوجی و استاد حلی، روح و جان یافت؛ همچنان که هنوز هم سیمای سپهر فرهنگی او تنها در حوزه مدیریت میراثفرهنگی کاشان، اصفهان و تهران خلاصه نمیشود.

امینیان از اوان جوانی، جلیس و همنشین بزرگانی از قبیله فضیلت و معرفت بوده و در کنار تتبعات میدانی و کتابخانهای، از دغدغه حفظ میراث مکتوب مفاخر غافل نبوده و با حمایت، هدایت و نظارت بر اسناد و نسخههای خطی فراوان - اعم از دیوانها و گزارشواریهای تاریخی و فرهنگی - آنها را از خطر نابودی و فراموشی نجات داده است.
اگر جناب ایشان را حافظه فرهنگی و تاریخی یک سرزمین تمدنی به نام «سیلک» بنامیم، به گزافه نگفتهایم؛ و دریغ که در مجلس نکوداشت او هم نمیتوان تجربه زیستی شصتساله او را در یک یا دو ساعت به تأمل نشست.
اخلاق، فروتنی و دلدادگی به فرهنگ عاشورایی
حسن خلق، فروتنی و تواضع، مردمداری و مردمدوستی، مشخصه ممتاز دیگر ایشان است. مصاحبت و مجالست با او به یک دوستی پایدار میانجامد و «دور چون با عاشقان افتاد، تسلسل بایدش».
در کنار همه مسئولیتها و افتخارهای اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی امینیان، دلبستگی و دلدادگی او به ساحت مقدس حضرت اباعبداللهالحسین (ع) در کسوت تعزیهخوان و ذاکر هیئت سقایی، لطفی دیگر دارد. تردید نباید کرد که این شوریدگی و شیدایی را هم حکایتی رمزآلود است که پردهای و گونهای دیگر از روایت توحیدی یک انسان فرهنگی ایرانی اهل کویر را یادآور میشود.
شب مشاهیر و ضرورت راهاندازی خانه مفاخر
در «رویداد شب مشاهیر» ویژه نکوداشت امینیان، هرکسی با هر سلیقهای، ایشان را ستودند؛ ستودنی که نه از سر نیاز و تملق، بلکه از سر ارادت و فروتنی به ساحت شخصیتی بود که بیادعا، خادم حوزه فرهنگ و میراثفرهنگی بوده و هست.
سخنرانی سید محمد بهشتی، معمار و رئیس اسبق سازمان میراثفرهنگی کشور، و وصف ویژگیهای انسانی، مدیریتی، مردمی و فرهنگی امینیان، نشان داد عیار او نهتنها برای اهل کویر، بلکه برای مدیران جهانگشتهای چون سید محمد بهشتی، مغتنم و قابل احترام ویژهای است.
استقبال از این آیین تکریم، برهان قاطعی بود بر اینکه «راهاندازی خانه مفاخر» در این شهر و در جایجای شهرهای ایران، میتواند فرصت ممتازی باشد برای اینکه نسلها را برای هم و در کنار هم به نشستن و گفتن و اندیشیدن تشویق کنیم؛ تا هم حجاب معاصرت از سیمای فرزانگان معاصر زدوده شود، هم الگوهای عملی و عینی فرهنگی معرفی شوند و هم تجربههای زیستی پیشکسوتان، چراغ راه آیندگان باشد.