ستارهشناس؛ تلاقی عشق و ناخودآگاه
مکمل. نمایش با این اصطلاح از زبان یکی از شخصیت ها آغاز میگردد. دوالیتی، ثنویت، مکمل، شیطان، فرشته، زمین و ونوس در تمام نمایش عنوان می شود و کانسپت مفهومی دوپاره یا گسست را به اجرا درمی آورد
فروغ ریحانی: مکمل. نمایش با این اصطلاح از زبان یکی از شخصیت ها آغاز میگردد. دوالیتی، ثنویت، مکمل، شیطان، فرشته، زمین و ونوس در تمام نمایش عنوان می شود و کانسپت مفهومی دوپاره یا گسست را به اجرا درمی آورد. شخصیت های نمایش ستاره شناس نام خاصی ندارند، اما همه گی الگوی تثبیت شده ی یک تیپ را دارا هستند. نمایش ستاره شناس با بازی خوب بازیگران، به ویژه آسیه بنی طبا، در کنار موسیقی همگام با اثر، قدرت چشمگیر طراحی صحنه و کارگردانی قوی و منحصر به فرد میثم کیان، به اجرایی عالی در نوع خود بدل شده است. متن بیشتر بر پایه ی دیالوگ طرح ریزی شده است تا بر پایه ی کنش. به بیان دیگر با متنی دراماتیک در زیر لایه های روانشناختی مواجهه هستیم. کاراکترها هرکدام نوعن میتوانند یک الگوی شخصیتی تعریف شده در مکاتب روانکاوی بهویژه مکتب روان تحلیلی یونگ باشند. یکی از کاراکترها زن خانهداری است که از نگاه کهن الگوهای یونگی، برمبنای رفتارهای فردی و اجتماعی او ( مراقبت کننده و نابالغ) میتواند همزمان مظهر خدابانوی دیمیتر و پرسه فون باشد.
طبق اسطوره های یونانی، دیمیتر را خدابانوی غلات، روزی دهنده و مادر مینامیدند ( نمادهای اسطورهای و روانشناسی زنان، شینودا بولن). پرسفون، دوشیزه و ملکه جهان زیرین، زنی پذیرا و دختر مادر است. در شجرهنامه و اسطورهشناسی پرسفون اینگونه نقل شده است: پرسفون راحت و بی خیال با دوستانش در حال بازیگوشی و چیدن گل بود که ناگهان هادس فرمانروای زیر زمین با ارابهاش از قعر زمین پدیدار شد و دختر جوان را که فریاد میکشید، به زور به جهان زیرین برد تا به عروسی با خود وادارش کند. دیمیتر خدابانوی مادر در جستجوی فرزندش برآمد تا بالاخره پس از تلاشهای بسیار و با فرمان زئوس فرمانروای زمین و به کمک هرمس فرمانروای پیامآور و راهنمای روح ها، پرسفون به آغوش دیمیتر برگردانده شد. دیمیتر بیش از هر خدابانوی دیگری مهرورز و پرورش دهنده است. دیمیتر غریزه مادری و میل وافر به باردار شدن و بچه داشتن دارد. فراهم آوردن غذا و تغذیه دیگران طریق دیگری برای رضایت خاطر زن دیمیتری است.
تهیه غذا برای افراد خانواده و مهمانان را با خشنودی میپذیرد و اگر غذایش با لذت صرف شود در گرمای دلپذیر حس مادری غوطهور میگردد. پرسفون زنی است که تمایل به فاعل بودن ندارد، بلکه تحت تاثیر اعمال دیگران است. کرداری همسان با میل دیگران و ذهنیتی پذیرا دارد. او دختری مطیع، بساز و محتاط است. او زن آنیمایی است که به راحتی تصویر زنانه ضمیر ناخوداگاه مرد ( آنیموس) را دریافت میکند و ناآگاهانه خود را با آن وفق میدهد. در نمایش ستاره شناس میبینیم که زن خانه دار، چگونه در قالب دیمیتر/ پرسفون ظاهر میشود.او فرزند دارد و شغل و حرفه ی خود را مادری میداند حتی پس از عاشق شدن هم می خواهد به سبک و سیاق خودش که همان مراقبت کردن است، عشقش را به معشوق نشان دهد. زن دیگر نمایش به نظر، زن مستقلی می آید با یک استایل امروزی و نزدیک به سلبریتی ها از نظر نوع پوشش، آرایش، تکلم و زبان بدن. زنی که از نگاه کهن الگوهای یونگی، بیشتر به خدابانوان» آرتمیس و آتنا» نزدیک تر است. آرتمیس خدابانوی شکار و ماه است و آتنا خدابانوی عقل و مهارت، که هر دو نمایندگان جنبه های استقلال و فعالیت و رابطه گریزی در روان زنان اند.
کهن الگوی آرتمیس به زنان قدرت می بخشد تا مستقل از وجود مرد به کمال هستی دست یابند و بی نیاز از تائید مرد در جهت علائق و خواسته های خویش گام بردارند. هویت و حس ارزشمندی زنانی که کهن الگوی آرتمیس را دارند مبتنی بر شخصیت و اعمالشان است نه بر این اصل که آیا ازدواج کرده اند و یا همسرشان کیست؟ کهن الگوی آرتمیس بیانگر کیفیت های آرمانی جنبش زنان، نیل به هدف، توانایی، رهایی از قید مردان و داوری هایشان و حمایت از مظلومان، زنان ناتوان و کودکان بوده است ( نمادهای اسطوره ای و روانشناسی زنان، شینودا بولن). کهن الگوی آتنا، الگوی شخصیتی زنانی است که تحت فرمان عقلشان هستند و از قلبشان پیروی نمی کنند. آتنا بعنوان کهن الگوی زنانه نشانگر این واقعیت است که خوب اندیشیدن، مقاومت در اوج بحران عاطفی و تدبیر کردن با وجود تضادها، خصایص ذاتی این کهن الگوست.
چنین زنانی با آتنا همانندی دارند مثل یک مرد نیستند یعنی آنیموس یا بخش نرینه شان مسئول اندیشیدن آنها نیست، بلکه خود زنانه شان است که با وضوح و برای خویش می اندیشد. اما سوال اینجاست، چرا زن آتنا/ آرتمیسی نمایش با وجود این همه استقلال و اقتدار به مطب روانشناس مراجعه می کند؟ پاسخش در نمایش داده می شود: عشق، مجهولات فی ما بین رابطه، تظاهرات و بود و نبود معشوق. در زمانی که عشق رخ میدهد طبق اساطیر یونانی، کهن الگوی آفرودیت که خدابانوی عشق، شور جنسی،زیبایی و تغییر است در شخص بیدار می شود. همانگونه که در نمایش ستاره شناس می بینیم، آفرودیت زن خانه داروآفرودیت زن امروزی بیدار شده اند و همین بیداری، نقطه ی تلاقی دو کاراکتردر قالب قرینه های مکمل بودند که با پیدایش خویشتن واقعی به واسطه تعادل و یکپارچگی بخش های متضاد شخصیت ( تفرد) در یکدیگر، تبدیل به مکملی برای هم می شوند. اما تراپی کجای این نمایش است؟ همانطور که از چیدمان صحنه بر می آید سبک تراپی روانشناس ظاهرن غایب، بیشتر به درمان راجرزی یا همان درمان متمرکز بر درمانجو شباهت دارد هر چند متن، با اخلاق حرفه ای در روانشناسی به وضوح شوخی می کند، اما در درمان متمرکز بر درمانجو یا شخص، افراد دارای توانایی و همچنین مسئولیت هستند تا شخصیت خود را تغییر داده یا اصلاح کنند و درمانگر نه بعنوان هدایت کننده، بلکه بعنوان تسهیل کننده ی چنین تغییری عمل می کند. راجرز یکی از عوامل موثر و متفکر در رشد را درمان رودررویی میدانست .( نظریه های شخصیت شولتز، کارل راجرز) آنچه در این اجرا اتفاق می افتد رویارویی دو نفر از دو سنخ متفاوت با مشکلات مشابه است.
رابطه عاطفی و حضور یا عدم حضوریار به تعبیر نویسنده. کاراکترها به شیوه راجرزی به گفتگو می نشینند البته بدون درمانگر که این بخش جزء درمان راجرز نیست. کارل راجرز قائل به بودن درمانگر در اتاق درمان ودر گروه درمانی ها بود اما بعنوان یک تسهیلگر. در این بین که کارکترها از دردهای مشترکشان می گویند کاتارسیس یا روان پالایی، رخ می دهد و خود کاراکترها تبدیل به درمانگر خود می شوند. به احساس نزدیکی با خویشتن می رسند و با درد مشترکشان فاصله ی معناداری پیدا میکنند. کاراکتر مرد نمایش سرتاسر اجرا، با چرخهایی زیر پا( اسکوتر) می چرخد. چرخ نمایانگر این امر است که همیشه حول محور خود میگردد تا حدودی شخصیت خودشیفته را به نمایش میگذارد. چرخ به تعبیر دهخدا نشان دهنده باورهای مردم به سرنوشت و تقدیر و گردش چرخ گردون است. چرخ به شکل دایره است و دایره نماد حرکت و کوچ است. چرخ با داشتن شکل دایرهای، القا کننده ی کمال، نماد دوره ها، آغاز دوباره، تجدید، جا به جایی و رهایی از مقتضیات مکانی است.( دانشنامه ی فرهنگ مردم ایران). او یعنی مرد چرخ سوارخود را با نام مستعار ستاره شناس معرفی می کند و برای دلدادگان خود از سیاره ی ونوس سخن می گوید. ونوس در اساطیر رومی نام دیگر کهن الگوی آفرودیت است.
تعبیرویژگی های سیاره ی ونوس که توسط مسنجر(فضاپیما) گرفته شده است، نشان می دهد، سیاره ی ونوس پس از ماه درخشان ترین جرم آسمانی است که به هنگام شب در آسمان دیده می شود. ونوس گرمترین سیاره در سامانه ی خورشیدی است. قابل توجه است که ونوس به دلیل درخشش در آسمان غروب و سحر، غیر از آنچه که هست تصور می شود که همواره باعث شایعات عجیب بوده است. تشابه ماهیتی زیاد سیاره ی ونوس با کاراکتر مرد در نمایش، او را غیراز آنچه هست به نظر می رساند. لذا تماشاگر را به سمت مقایسه ی ستاره شناس با ونوس سوق می دهد، یعنی: گرما، عشق و دور از دسترس بودن. مرد کاراکتری شبیه به دیونوسوس خدای شادی، لذت، عشق، وحشیگری و نجات دارد. (انواع مردان، شینودا بولن) در داستان های اسطوره ای، دیونوسوس توسط زنها محاصره شده است. در کودکی، مادران و دایه ها گرد او را گرفتهاند و در بزرگسالی زنان زیادی عاشق او شده اند.
دیونوسوس یا به شکل کودک تصویر شده است یا به شکل جوان. کهن الگوی دیونوسوس را میتوان در مردانی یافت که به دنبال لحظات شاد و هوس های ضد و نقیض هستند. وجود او پر از احساسات متفاوت است که می تواند در روان فرد و اجتماع تناقض هایی ایجاد کند. با توجه به توصیف هایی که شرح آنها گفته شد، به نظر می رسد کارگردان نمایش ستاره شناس میثم کیان خودآگاهانه یا ناخودآگاه کاراکترهای نمایش را در قالب کهن الگوهای یونگی به زیبایی نشان داده است. برای او و تیم پر تلاشش آرزوی موفقیت داریم و منتظر کارهای دیگرشان هستیم. شایان ذکر است؛ این نمایش تا 3 شهریور ماه 1405 ساعت 21:30 در سالن پرواز مجتمع فرشچیان در حال اجراست.