وداع با مردی که ایران را با هنر میخنداند؛ اکبر عبدی رفت، اما لبخندهایش برای همیشه ماندگار شد
وداع با مردی که ایران را با هنر میخنداند؛ اکبر عبدی رفت، اما لبخندهایش برای همیشه ماندگار شد
شهرزاد فلاح- اصفهان امروز:
گاهی رفتن یک هنرمند، فقط پایان زندگی یک بازیگر نیست؛ پایانبخشی از خاطرات یک ملت است. اکبر عبدی از همان معدود هنرمندانی بود که خنده را با احترام به مخاطب معنا کرد؛ بازیگری که هیچگاه برای خنداندن، شأن هنر را قربانی نکرد و باتکیهبر استعداد خیرهکننده، تغییر شگفتانگیز صدا، لهجه، گریم و شخصیتپردازی، دهها نقش ماندگار را در حافظه ایرانیان ثبت کرد. حالا مردی که سالها مهمانخانههای مردم بود، صحنه را ترک کرده است؛ اما لبخندی که با هنر آفرید، در حافظه سینمای ایران برای همیشه زنده خواهد ماند.
خبر درگذشت اکبر عبدی، تنها خبر خاموششدن یک بازیگر نبود؛ خبر خاموششدن بخشی از حافظه تصویری چند نسل از ایرانیان بود. برای بسیاری، او فقط یک هنرمند نبود؛ عضوی از خاطرات خانوادگی بود که با فیلمها و سریالهایش در روزهای شاد و تلخ کنار مردم ایستاد. هنرمندی که هر بار مقابل دوربین قرار گرفت، شخصیتی تازه آفرید و ثابت کرد بازیگری، تنها گفتن دیالوگ نیست؛ جان بخشیدن به انسانهایی است که تماشاگر آنها را باور میکند.
اکبر عبدی مردم را با هنر میخنداند، نه با لودگی. او هرگز برای گرفتن یک خنده ساده، به شوخیهای سطحی یا رفتارهای اغراقآمیز پناه نبرد. راز محبوبیتش در شناخت دقیق شخصیتها، تسلط مثالزدنی بر زبان بدن، تغییر صدا، بازی با لهجهها و خلق موقعیتهایی بود که خنده را از دل داستان بیرون میکشید. همین ویژگی باعث شد آثارش باگذشت سالها همچنان تازگی خود را حفظ کنند و نسلهای مختلف، با تماشای آنها همان حس و لبخند گذشته را تجربه کنند.
کمتر بازیگری در تاریخ سینما و تلویزیون ایران را میتوان یافت که تا این اندازه در تغییر چهره، صدا، لحن، لهجه و حتی شیوه راهرفتن و نگاهکردن توانمند باشد. عبدی هر بار که مقابل دوربین قرار میگرفت، خود واقعیاش را پشتصحنه میگذاشت و با هویتی تازهوارد قاب تصویر میشد. تماشاگر نه اکبر عبدی، بلکه انسانی دیگر را میدید؛ انسانی که با تمام جزئیاتش زنده و باورپذیر بود.
اکبر عبدی ازآندست بازیگرانی بود که خیلی زود نشان داد قرار نیست در قالبهای تکراری باقی بماند. از نخستین حضورهایش مقابل دوربین، نشانههای یک استعداد متفاوت در او دیده میشد؛ استعدادی که سالها بعد، او را به یکی از محبوبترین و اثرگذارترین چهرههای سینما و تلویزیون ایران تبدیل کرد. او مسیر شهرت را نه با جنجال، بلکه با نقشهایی طی کرد که هر کدام هویتی مستقل داشتند و نشان میدادند بازیگری برای عبدی، تنها حفظ دیالوگ یا اجرای یک نقش نبود؛ بلکه جان بخشیدن به شخصیتهایی بود که سالها در ذهن مخاطب ماندگار شدند.
ورود او به تلویزیون، آغاز آشنایی مردم با هنرمندی بود که خیلی زود جای خود را در دل مخاطبان باز کرد. حضور در مجموعههای خاطرهانگیز دهه شصت، بهویژه «باز مدرسم دیر شد»، چهرهای تازه از یک بازیگر بااستعداد را به مردم معرفی کرد؛ بازیگری که باوجود سن کم، تسلطی کمنظیر بر اجرای نقش داشت و نوید ظهور ستارهای متفاوت را میداد.
اما نقطه عطف کارنامه هنری او، همکاری با بزرگترین فیلمسازان ایران بود. حضور در فیلم ماندگار «اجارهنشینها» به کارگردانی داریوش مهرجویی، نشان داد عبدی تنها یک بازیگر کمدی نیست. او در دل یک کمدی اجتماعی، شخصیتی خلق کرد که هنوز هم پس از سالها، یکی از بهیادماندنیترین نقشهای سینمای ایران به شمار میرود. بازی روان، تسلط بر جزئیات نقش و هماهنگی مثالزدنی با دیگر بازیگران، از او چهرهای ساخت که دیگر نمیشد نادیدهاش گرفت.
پس از آن، همکاری با زندهیاد علی حاتمی در فیلم ماندگار «مادر»، فصل تازهای از زندگی هنری اکبر عبدی را رقم زد. او در این اثر نشان داد تواناییاش تنها به خلق موقعیتهای طنز محدود نمیشود و میتواند در نقشهای جدی و احساسی نیز همان اندازه تأثیرگذار ظاهر شود. بازی او در «مادر» تحسین منتقدان و مخاطبان را به همراه داشت و جایگاهش را بهعنوان یکی از توانمندترین بازیگران نسل خود تثبیت کرد.
اگر قرار باشد تنها یک ویژگی را بهعنوان مهمترین امضای هنری اکبر عبدی انتخاب کنیم، بیتردید باید از توانایی خارقالعاده او در تغییر صدا، لهجه و شخصیت نام برد. او از معدود بازیگران سینمای ایران بود که هرگز خودِ واقعیاش را به نقش تحمیل نمیکرد؛ بلکه این شخصیت بود که وجود او را در اختیار میگرفت.
گاهی با لهجه شیرین تهرانی مخاطب را میخنداند، گاهی با لحن و گویشی متفاوت، چهرهای تازه از یک شخصیت خلق میکرد و گاهی آنچنان در نقش فرومیرفت که تماشاگر تا دقایقی متوجه نمیشد پشت آن گریم سنگین، اکبر عبدی ایستاده است. این هنر، نتیجه سالها تجربه، مطالعه و شناخت دقیق از روح انسان بود.
در روزگاری که بخشی از کمدی به شوخیهای سطحی و رفتارهای اغراقآمیز وابسته شده بود، اکبر عبدی راه دیگری را انتخاب کرد. او ثابت کرد مردم را میتوان با بازیگری خنداند، نه با لودگی. لبخندی که او بر لب مخاطب مینشاند، از دل شخصیتپردازی، موقعیتهای نمایشی و اجرای دقیق نقش بیرون میآمد؛ خندهای که شأن مخاطب را حفظ میکرد و همین راز محبوبیت ماندگارش بود.
همین ویژگی باعث شد نسلهای مختلف با آثار او خاطره داشته باشند. کودکان دیروز، نوجوانان دهههای شصت و هفتاد، جوانان دهه هشتاد و حتی نسل امروز، هر کدام با فیلم یا سریالی از اکبر عبدی خاطرهای فراموشنشدنی دارند. کمتر خانهای در ایران پیدا میشود که دستکم یکبار با تماشای بازی او لبخند نزده باشد.
کارنامه هنری او سرشار از فیلمهایی است که هر یکبخشی از تاریخ سینمای ایران را شکل دادهاند؛ از «اجارهنشینها» و «مادر» گرفته تا «دلشدگان»، «ناصرالدینشاه آکتور سینما»، «آدمبرفی»، «هنرپیشه»، «ای ایران»، «اخراجیها»، «خوابم میآد»، «رسوایی» و آثار متعدد دیگر. او در هر فیلم، تصویری تازه از تواناییهای خود ارائه میداد و نشان میداد مرزی برای خلاقیت یک بازیگر وجود ندارد.
تلویزیون نیز سهم بزرگی در ماندگاری نام او داشت. حضور در مجموعههای خاطرهانگیز و برنامههایی که سالها از پربینندهترین آثار رسانه ملی بودند، باعث شد چهره و صدای او برای مردم آشنا و دوستداشتنی باشد. بسیاری از دیالوگها و سکانسهای او هنوز هم در حافظه جمعی ایرانیان زنده است و بارها در فضای مجازی بازنشر میشود.
اکبر عبدی در طول سالهای فعالیتش افتخارات متعددی از جمله دریافت سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر را به دست آورد، اما شاید بزرگترین جایزه او، عشق مردم بود؛ محبتی که هیچ جشنوارهای نمیتواند آن را اهدا کند. او از آن دسته هنرمندانی بود که محبوبیتشان را نه از حاشیه، بلکه از کیفیت آثارشان به دست آوردند.
خبر درگذشت این هنرمند، جامعه سینمایی ایران را در بهت و اندوه فروبرد. بسیاری از هنرمندان، کارگردانان و دوستداران سینما از او بهعنوان بازیگری یاد کردند که استاندارد تازهای از بازی در آثار کمدی و درام به نمایش گذاشت و ثابت کرد هنر واقعی، با گذر زمان کهنه نمیشود.
اکبر عبدی امروز در میان ما نیست، اما شخصیتهایی که خلق کرد، همچنان زندگی میکنند. هر بار که «اجارهنشینها»، «مادر» یا «آدمبرفی» روی پرده تلویزیون یا پلتفرمهای نمایش خانگی دیده میشوند، لبخند و خاطره او نیز دوباره زنده میشود. این همان جاودانگی است که تنها نصیب هنرمندان بزرگ میشود.
او رفت، اما هنرش ماند؛ صدایش ماند، لهجههای شیرینش ماند، نقشهای ماندگارش ماند و خاطراتی که برای میلیونها ایرانی ساخت، برای همیشه در حافظه این سرزمین ثبت خواهد شد. مردی که نشان داد میتوان مردم را با هنر خنداند، با احترام خنداند و با عشق در دل آنان ماندگار شد.
در پایان، گروه رسانهای رویداد پارسی و روزنامه اصفهان امروز، درگذشت این هنرمند برجسته و مردمی را به خانواده محترم آن مرحوم، جامعه هنری کشور و همه دوستداران سینما و تلویزیون ایران تسلیت عرض میکند.
بیتردید نام اکبر عبدی نهفقط در تاریخ سینمای ایران، بلکه در قلب مردمی که با نقشهای او خندیدند، گریستند و زندگی کردند، برای همیشه جاودانه خواهد ماند.