روایتی عینی از تحقق اقتصاد چرخشی در بزرگترین فولادساز کشور
فولاد مبارکه با دو پروژه ریلی و ترافیکی، سرباره را به سرمایه ملی تبدیل کرد
استفاده از سرباره فرآوریشده در دو پروژه ریلی و ترافیکی، نشان داد فولاد مبارکه پسماند صنعتی را به مصالحی راهبردی تبدیل کرده و با حذف آرماتور و کاهش برداشت از معادن، گامی عملی برای تحقق اقتصاد چرخشی برداشته است.
استفاده از سرباره فرآوریشده در دو پروژه ریلی و ترافیکی، نشان داد فولاد مبارکه پسماند صنعتی را به مصالحی راهبردی تبدیل کرده و با حذف آرماتور و کاهش برداشت از معادن، گامی عملی برای تحقق اقتصاد چرخشی برداشته است.
به گزارش اصفهان امروز، در صنایع بزرگ فولادی، همواره بخشی از مواد خروجی فرایند تولید در قالب محصولات جانبی شکل میگیرد؛ موادی که سالها با عنوان ضایعات یا پسماند شناخته میشدند و عمدتاً هزینهای برای نگهداری، انباشت یا دفع به صنعت تحمیل میکردند. یکی از مهمترین این مواد، سرباره فولادسازی است؛ محصولی که در جریان پالایش مذاب و جداسازی ناخالصیها ایجاد میشود و حجم تولید آن در کارخانههای بزرگ فولاد قابل توجه است. امروز اما نگاه به این ماده در حال تغییر است و فولاد مبارکه تلاش کرده آن را از یک محصول جانبی کمارزش به یک مصالح مهندسی قابل اتکا برای پروژههای عمرانی تبدیل کند؛ رویکردی که نشان میدهد اقتصاد چرخشی در این مجموعه از مرحله شعار عبور کرده و وارد میدان اجرا شده است.
تا چند سال پیش، سرباره در افکار عمومی بیشتر بهعنوان مادهای دورریختنی شناخته میشد؛ در حالی که پس از فرآوری، این محصول میتواند به سنگدانهای با مقاومت مکانیکی بالا تبدیل شود و در پروژههای راهسازی، زیرسازی خطوط ریلی و تولید آسفالت مورد استفاده قرار گیرد. ارزش این تغییر نگاه تنها در استفاده مجدد از یک محصول جانبی نیست، بلکه در جلوگیری از برداشت گسترده شن، ماسه و مصالح طبیعی از معادن، کاهش هزینههای اجرایی و افزایش دوام زیرساختها نیز معنا پیدا میکند. همین تغییر رویکرد، فلسفه اصلی اقتصاد چرخشی را شکل میدهد؛ اقتصادی که در آن پسماند، دوباره به چرخه تولید و توسعه بازمیگردد.
فولاد مبارکه در ماههای اخیر دو پروژه شاخص را بر پایه همین رویکرد اجرا کرده است؛ نخست، استفاده گسترده از سرباره فرآوریشده در توسعه ایستگاه ریلی حسنآباد و سپس ورود این محصول به تولید آسفالت مورد استفاده در رینگ چهارم ترافیکی اصفهان. این دو پروژه، در کنار یکدیگر تصویری روشن از مسیر جدیدی ارائه میکنند که بزرگترین فولادساز کشور برای مدیریت محصولات جانبی خود انتخاب کرده است.
توسعه ایستگاه ریلی حسنآباد بود؛ پروژهای که در فولاد مبارکه، سرباره فولادسازی در مقیاسی گسترده بهعنوان مصالح زیرسازی خطوط ریلی مورد استفاده قرار گرفت. در این طرح حدود ۲۰ هزار تن سنگدانه حاصل از فرآوری سرباره جایگزین بخشی از مصالح متداول شد؛ اقدامی که علاوه بر کاهش مصرف منابع طبیعی، هزینههای اجرایی را کاهش داد و سرعت اجرای پروژه را نیز افزایش بخشید. تجربه بهدستآمده از این پروژه، تنها یک موفقیت اجرایی نبود، بلکه الگویی برای استفاده از این مصالح مهندسی در سایر پروژههای زیرساختی شرکت به شمار میآید.
بررسی نتایج اجرای پروژه حسنآباد نشان میدهد استفاده از سرباره تنها جایگزینی یک ماده با مادهای دیگر نبوده است. بازنگری در طراحی اجرایی باعث حذف بخشی از عملیات سنتی خاکریزی، کاهش مصرف بتن و حتی حذف حدود ۴۰ تن آرماتور از طراحی اولیه شد. همچنین زمان اجرای بخشی از پروژه از حدود سه ماه به یک ماه کاهش یافت؛ اتفاقی که نشان میدهد استفاده از این مصالح میتواند علاوه بر مزایای زیستمحیطی، بهرهوری پروژههای عمرانی را نیز افزایش دهد.
گام دوم فولاد مبارکه، ورود سرباره فرآوریشده به صنعت آسفالت بود؛ حوزهای که ظرفیت مصرف بسیار بالایی دارد و میتواند بازار جدیدی برای این محصول جانبی ایجاد کند. در این پروژه، فولاد مبارکه با همکاری یک شرکت دانشبنیان و در تعامل با شهرداری اصفهان، سنگدانههای حاصل از فرآوری سرباره را برای تولید آسفالت در اختیار مجریان قرار داد. این همکاری نشان میدهد راهبرد نوآوری در فولاد مبارکه صرفاً به توسعه خطوط تولید محدود نیست و این مجموعه تلاش میکند از ظرفیت شرکتهای دانشبنیان نیز برای تبدیل ایدههای فناورانه به پروژههای عملیاتی بهره بگیرد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، در مرحله نخست حدود ۱۵ هزار تن سرباره فرآوریشده برای تولید آسفالت تأمین شد و بخشی از آن در معابر شهری و بخش عمده آن در رینگ چهارم ترافیکی اصفهان مورد استفاده قرار گرفت. این اقدام اجرای آسفالت سربارهای در مقیاس گسترده توسط فولاد مبارکه محسوب میشود و از مرحله آزمایشگاهی و پایلوت به اجرای واقعی در یکی از مهمترین پروژههای حملونقل شهری کشور رسیده است.
رینگ چهارم ترافیکی اصفهان، یکی از مهمترین پروژههای زیرساختی شهر است و انتخاب آن برای استفاده از آسفالت سربارهای، نشاندهنده اعتماد به کیفیت این مصالح جدید است. گزارشهای منتشرشده حاکی از آن است که تاکنون دهها هزار تن آسفالت با استفاده از سنگدانههای سربارهای تولید و در این پروژه اجرا شده است؛ اقدامی که علاوه بر کاهش برداشت مصالح معدنی، مقاومت سایشی آسفالت را افزایش داده و میتواند هزینههای نگهداری شبکه راه را در سالهای آینده کاهش دهد.
اهمیت این دو پروژه زمانی بیشتر آشکار میشود که آنها را در کنار یکدیگر قرار دهیم. در پروژه حسنآباد، سرباره در لایههای زیرسازی خطوط ریلی به کار گرفته شده و در رینگ چهارم، همین محصول پس از فرآوری به سنگدانه آسفالتی تبدیل شده است. به بیان دیگر، فولاد مبارکه توانسته برای یک محصول جانبی، دو کاربرد کاملاً متفاوت اما راهبردی در حوزه حملونقل تعریف کند؛ یکی در زیرساخت ریلی و دیگری در روسازی راه.
این رویکرد، صرفاً یک اقدام زیستمحیطی نیست. در شرایطی که تأمین مصالح معدنی برای پروژههای عمرانی با محدودیتهای زیستمحیطی و اقتصادی روبهروست، استفاده از محصولات جانبی صنایع بزرگ میتواند بخشی از نیاز کشور را بدون افزایش فشار بر منابع طبیعی تأمین کند. کاهش برداشت شن و ماسه از معادن، کاهش حجم پسماندهای صنعتی، افزایش بهرهوری منابع و کاهش هزینههای اجرای پروژهها، چهار دستاوردی است که این تجربه بهطور همزمان به همراه دارد.
از منظر صنعتی نیز این اقدام اهمیت ویژهای دارد. سالها مدیریت پسماند در صنایع سنگین بیشتر بر انباشت یا دفع متمرکز بود، اما اکنون مسیر به سمت ارزشآفرینی از محصولات جانبی تغییر کرده است. فولاد مبارکه با سرمایهگذاری بر فرآوری سرباره و ایجاد زنجیره مصرف آن، نشان داده است که میتوان از محصولی که زمانی هزینه محسوب میشد، ماده اولیه پروژههای بزرگ عمرانی تولید کرد.
همکاری با شرکتهای دانشبنیان نیز بخش مهمی از این راهبرد است. توسعه فناوری فرآوری سرباره، تولید سنگدانههای استاندارد و تبدیل آن به مصالح قابل استفاده در پروژههای ملی، بدون اتکا به توان فناورانه داخلی امکانپذیر نبود. حمایت فولاد مبارکه از این همکاریها نشان میدهد پیوند صنعت و فناوری میتواند به خلق بازارهای جدید و افزایش ارزش افزوده محصولات جانبی منجر شود.
تجربه رینگ چهارم و ایستگاه ریلی حسنآباد میتواند نقطه آغاز استفاده گستردهتر از سرباره در پروژههای ملی باشد. توسعه خطوط ریلی، آزادراهها، کمربندیهای شهری، شهرکهای صنعتی و سایر پروژههای عمرانی، ظرفیت بالایی برای استفاده از این مصالح دارند. اگر این تجربه در سایر استانها نیز توسعه یابد، علاوه بر کاهش هزینههای عمرانی، الگوی جدیدی از مدیریت منابع در صنایع معدنی و فولادی کشور شکل خواهد گرفت.
در نهایت، آنچه امروز در فولاد مبارکه دیده میشود، صرفاً اجرای دو پروژه عمرانی نیست؛ بلکه تغییر یک نگاه مدیریتی است. نگاه به محصول جانبی تولید، از «ضایعات» به «سرمایه». وقتی سرباره فولادسازی از انباشتگاهها خارج میشود و در زیرسازی خطوط ریلی یا آسفالت یکی از بزرگترین پروژههای ترافیکی کشور نقشآفرینی میکند، مفهوم اقتصاد چرخشی از ادبیات مدیریتی فاصله گرفته و به واقعیتی قابل اندازهگیری تبدیل میشود. این همان مسیری است که میتواند در آینده، الگوی توسعه پایدار صنعت فولاد ایران و سایر صنایع معدنی باشد؛ مسیری که در آن هر محصول جانبی، فرصتی تازه برای خلق ارزش و ساخت زیرساختهای ملی خواهد بود.