
بازگشت سپنتا به اصفهان؛ از خرابههای تخت فولاد تا خاطرهای جاودانه در سینمای ایران
در شهر کتاب بهار اصفهان، «شب عبدالحسین سپنتا» برگزار شد؛ شبی که خاطره، تصویر و روایت، گرد هم آمد تا دوباره یاد او زنده شود. در این مراسم، عباس عقیلی، حامد قصری و مصطفی حیدری سخن گفتند و پیامهای تصویری مهندس محمود درویش و علی دهباشی نیز بر غنای برنامه افزود.

اصفهان امروز_شهرزاد فلاح: عبدالحسین سپنتا، پدر سینمای ناطق ایران، سالهاست در گمنامی آرامگرفته است؛ مردی که با «دختر لر» صدای تازهای به پرده آورد؛ اما در میان خرابههای تخت فولاد اصفهان، صاحب قبری بینشان شد. شامگاه جمعه هفتم شهریور، اصفهان سکوت سالیان را شکست و بار دیگر نام او را بر زبان آورد.
در شهر کتاب بهار اصفهان، «شب عبدالحسین سپنتا» برگزار شد؛ شبی که خاطره، تصویر و روایت، گرد هم آمد تا دوباره یاد او زنده شود. در این مراسم، عباس عقیلی، حامد قصری و مصطفی حیدری سخن گفتند و پیامهای تصویری مهندس محمود درویش و علی دهباشی نیز بر غنای برنامه افزود.
اصفهان در دهههای ۲۰ تا ۵۰؛ روایتی از عباس عقیلی
عباس عقیلی، اصفهان آن روزگار را شهری پرشور توصیف کرد:
چهارباغ قدیم مرکز زندگی جوانان، از دروازهدولت تا میدان مجسمه، پر از کافه، هتل، سینما و کتابفروشی بود.
تنها چراغراهنمایی شهر در همین مسیر قرار داشت و صدای بوق کارخانههای ریسندگی، و عوض شدن شیفت کارگران کارخانه ساعت شهر را تنظیم میکرد.
پنج سینما، سه رستوران مشهور و کتابفروشیهای «شهسواری» و «مشعل» فضای فرهنگی اصفهان را جان میبخشیدند.
به گفته او، چهارباغ قلب تپنده فرهنگی و اجتماعی اصفهان بود؛ خیابانی که ریتم زندگی مردم را تعیین میکرد.
سیمای سپنتا در آینه مهندس درویش
در پیام تصویری مهندس محمود درویش، تصویری صمیمی و متفاوت از سپنتا ارائه شد:
خانه او بیشتر شبیه یک موزه شخصی بود؛ پر از کتاب، مجله، و ویترینهایی آکنده از سفال، مفرغ، کاشی و صنایعدستی.
سپنتا با خرید آثار زرگران، میناکاران و دیگر هنرمندان صنایعدستی اصفهان، یادگاریهای ارزشمندی گردآورده بود.
او فرهیخته، خوشبیان و یکی از سخنرانان برجسته اصفهان شناخته میشد؛ مردی که در کنار سینما، در عرصه روزنامهنگاری و مدیریت نیز فعال بود.
سپنتا بر پرده سینما
بخش دیگر مراسم به نمایش فیلم مستند «از مشروطیت تا سپنتا» ساخته محمد تهامینژاد اختصاص داشت. این فیلم روایتی از زندگی و آثار سپنتا ارائه کرد؛ از «دختر لر» و «چشمهای سیاه» تا «فردوسی» و «لیلی و مجنون».
فیلم یادآور شد که سپنتا سینما را نه برای سرگرمی که بهعنوان آیینه تاریخ و هویت ایرانی میخواست.
پیام علی دهباشی؛ فراتر از سینما
پیام تصویری علی دهباشی نیز در این شب پخش شد. او سپنتا را شخصیتی دانست که فراتر از یک فیلمساز بود؛ هنرمندی که با آثارش روح ملی ایران را به تصویر کشید و سینما را به رسانهای برای بیان هویت بدل کرد.
نشر آثار و رونمایی کتاب تازه
سپس نوبت به سخنان مصطفی حیدری رسید که از راهاندازی نشر «اقنوم» در سال ۱۴۰۲ خبر داد؛ نهادی که هدفش انتشار آثار مرتبط بافرهنگ و تاریخ اصفهان است.
در ادامه، کتاب تازهای با عنوان «خرابههای این شهر فراموششده؛ مقالهها، یادداشتها و سخنرانیهای سپنتا درباره اصفهان» رونمایی شد. این مجموعه به همت حامد قصری گردآوری شده و اسناد و نوشتارهای کمتر دیدهشده سپنتا را در بر دارد.
قصری در سخنان خود هدف از این کار را زنده کردن سپنتا بهعنوان اندیشمند و نویسندهای فرهنگی در کنار جایگاه او بهعنوان فیلمساز دانست.
پایان؛ بازگشت سپنتا به حافظه اصفهان
«شب عبدالحسین سپنتا» تنها یک یادبود نبود؛ تلاشی بود برای پیوند دوباره سپنتا با شهری که در آن زیست، در خاک آن آرام گرفت و حالا دوباره در حافظه فرهنگیاش جان تازه مییابد.
«من باور دارم سینما تنها پردهای برای نمایش نیست؛ آینهای است که میتواند روح یک ملت را نشان دهد.» عبدالحسین سپنتا