احمد؛ در جستوجوی معنا در پسلرزههای یک فاجعه طبیعی
فیلم احمد به کارگردانی امیرعباس ربیعی، با تمرکز بر تاثیرات روانی و اجتماعی پس از زلزله بم، داستان مردی را روایت میکند که در دل فاجعهای بزرگ به دنبال معنا و هویت خود میگردد. این اثر حادثهای، با بازیهای درخشان و فضاسازی واقعگرایانه، به چالشهای انسانی و درونی شخصیتها در شرایط بحرانی میپردازد.
شهرزاد فلاح:
فیلم احمد به کارگردانی امیرعباس ربیعی، با تمرکز بر تاثیرات روانی و اجتماعی پس از زلزله بم، داستان مردی را روایت میکند که در دل فاجعهای بزرگ به دنبال معنا و هویت خود میگردد. این اثر حادثهای، با بازیهای درخشان و فضاسازی واقعگرایانه، به چالشهای انسانی و درونی شخصیتها در شرایط بحرانی میپردازد.
فیلم احمد به کارگردانی امیرعباس ربیعی، با تمرکز بر بحرانهای روانشناختی و اجتماعی پس از زلزله بم، یک درام انسانی و عاطفی است که داستان سردار احمد کاظمی را روایت میکند که در پی وقوع زلزله به بم میآید و در تلاش است تا در شرایط بحرانی، معنای جدیدی برای زندگی و هویت خود بیابد. این فیلم با پرداختن به عمق احساسات شخصیتها و چالشهای انسانی در مواجهه با فاجعه، بهویژه از منظر روانشناختی، تلاش میکند تا تاثیرات یک بحران طبیعی بر روان افراد و جامعه را به تصویر بکشد.
عباس جلیلزاده بازیگر فیلم احمد درباره چالشها و حضورش در فیلم احمد عنوان می کند:
این نقش برای من چالشی بزرگ بود. از همان ابتدا که سناریو را خواندم، خودم خیلی دوست داشتم این نقش را بازی کنم. امیرحسین نیکروان یکی از شخصیتهایی بود که بهعنوان ناجی وارد داستان میشد و حضورش در داستان برای من بسیار پررنگ بود. بهخصوص اینکه از نیمه دوم فیلم به بعد، در کنار حاج احمد کاظمی، نقشی را ایفا میکرد که در شرایطی که هیچ امیدی برای نیروها باقی نمانده، میتواند بهعنوان ناجی وارد عمل شود.

وی افزود: یکی از چالشهای اصلی من در فیلم، به این صورت بود که شخصیت من حدود ۱۷ یا ۱۸ سال از خودم بزرگتر بود و این موضوع به طور طبیعی یکی از چالشهای جدی برای من بهحساب میآمد، همچنین نقشی که باید بازی میکردم، نقش خلبان هلیکوپتر بود که در آن باید پروازی را چندین بار تکرار میکردیم تا به بهترین شکل ممکن در بیاید. این تجربه بسیار جالب و متفاوتی برای من بود.باتوجه به این که هر نقشی چالشهای خاص خود را دارد . من تمام تلاش خود را کردم تا این نقش را به بهترین شکل ممکن ایفا کنم.
این بازیگر بیان کرد: این کاراکتر باید طوری طراحی میشد که کاملاً طبیعی و واقعی به نظر برسد و از نقش بیرون نزند. مخصوصاً برای کسی که میخواهد نقشی را بازی کند که سنش از شخصیتش بزرگتر یا کوچکتر باشد. در طول تمرینات، خیلی راجع به این مسائل صحبت کردیم و بهویژه در مورد خصوصیات اخلاقی خلبان، با کارگردان و سایر اعضای تیم مشورت کردیم. حتی در مورد اینکه خلبان یک هلی کوپترچه ویژگیهایی میتواند در چنین مواقعی داشته باشد، بحثهای زیادی انجام شد.
جلیلزاده ادامه داد: برای این نقش، بعد از اینکه کار کلید خورد و تمرینهای من تمام شد، یک فاصله زمانی بود تا برسم به مرحله رفتن جلوی دوربین. روز اول که قرار بود جلوی دوربین بروم، امیرعباس ربیعی، کارگردان من را کنار کشید و پیش از شروع فیلمبرداری گفت: عباس، تمام چیزهایی که تا حالا داشتی، داشته باش، اما میخواهم این کاراکتر، کاراکتر خیلی شیرینی بشود.

وی افزود: باتوجهبه اینکه شخصیت من لهجه اصفهانی داشت و ممکن بود در بعضی لحظات این لهجه باعث ایجاد لبخند شود، ربیعی تأکید کرد که باید شخصیت را بهگونهای تغییر دهم که در عین شیرینی، جدیت و عمق خود را نیز حفظ کند. این یکی از بزرگترین چالشهایی بود که من در آن لحظه با آن مواجه شدم. قطعاً روز اول فیلمبرداری و اولین پلان که میخواستم جلوی دوربین بروم، با چالش زیادی روبهرو شدم.
جلیلزاده بیان کرد: خدا را شکر میکنم که باتوجهبه نظراتی که از کارگردان و دیگر همکاران گرفتم، توانستم نقش را به شکلی ایفا کنم که درعینحال که حادثهای تلخ روایت میشود، شخصیت از نظر دیالوگ و نحوه بیان آن، شیرینی خاص خود را داشته باشد و فضای فیلم را متنوع کند.
این بازیگر تصریح کرد: من منبع خاصی برای شکلدهی به شخصیت خلبان در اختیارم نبود. قطعاً تیم نویسندگان و کارگردانی نگاه و تصورات خودشان را داشتند، اما برای من چنین منبعی وجود نداشت. من فقط بر اساس فیلمهایی که دیده بودم و شخصیت خلبانی که در ذهن داشتم، به این نقش پرداختم. ازآنجاکه خودم سرباز نیرو هوایی ارتش بودم و خلبانهای اف ۱۴ را از نزدیک دیده بودم، همچنین بهعنوان تهیهکننده یک مستند که درباره پایگاه هوایی ساخته بودم ذهنیت قبلی خودم از خلبانها را داشتم.
جلیلزاده درباره تجربه شخصی خودش از بازی در نقش خلبان هلیکوپتر توضیح داد: این تجربهها به من کمک کرد تا دیسیپلین و ویژگیهای خلبانها را بیشتر درک کنم.
بهخصوص در شرایط بحرانی، وقتی که بهاصطلاح میگویند موتور رفت، دقیقا میدانستم در آن لحظه چه اتفاقاتی ممکن است برای یک خلبان بیافتد و اینکه چطور باید واکنش نشان دهد، بنابراین این ذهنیتهای قبلی من بسیار کمککننده بودند و توانستم بهدرستی وارد این نقش شوم.
وی بیان کرد: البته در فیلم سکانسهایی هم وجود داشت که از امیرحسین نیکروان داخل کاکبیت و در حال پرواز گرفته شده بود که در آن موقعیتها را بررسی میکرد، اما در نهایت ترکیب تمام این تجربیات و ذهنیتها بود که شخصیت خلبان در فیلم احمد شکل گرفت.
این بازیگر به تحلیل خود از بازیگری در نقشهای مختلف پرداخت و ادامه داد: هر نقشی که بهعنوان بازیگر داریم، قطعاً نیاز به تحلیل دارد. تحلیل موقعیتها، ایدئولوژیها و حتی فیزیولوژیهای شخصیت از سمت بازیگر بسیار مهم است. وقتی یک نقش تجزیهوتحلیل شد، از نظر موقعیتهای مختلف باید در نظر گرفته شود که شخصیت در چه فضایی قرار دارد و چه نوع واکنشی به اتفاقات نشان میدهد. از اینجا است که باور یک نقش به بازیگر منتقل میشود. وقتی باورش میکنیم، آنگاه میتوانیم به آن شخصیت بپردازیم با مجموع خصوصیات و تواناییهایی که دارد.
جلیلزاده تأکید کرد: من همیشه بر این باورم که هر نقشی که بازی میکنیم، باید با آن زیست کنیم و زندگی کنیم. برای این نقش، من دو ماه به طور کامل در درون خودم یک خلبان بودم؛ یک خلبانی که ۱۷ یا ۱۸ سال از خودم بزرگتر است و در شرایط بحرانی برای کمک به انسانها تلاش میکند. این نقش را واقعا زندگی کردم، در تمام دوران پروژه.
وی بیان کرد: اتفاقی که در بم افتاد، یک اتفاق غمانگیز بود، و رشادتها و ایثارهایی که بسیاری از افراد در آن دوران داشتند، قطعاً تأثیرگذار بود. در این فیلم، شاید بسیاری از این ایثارها به طور مستقیم اشاره نشده باشد، اما من امیدوارم که این تأثیرات به دل مخاطب هم منتقل شود و در دل مخاطبان جا باز کند. چرا که اگر هر کدام از ما خود را نسبت به زندگی و جامعهمان مسئول بدانیم، دنیای قشنگتر و بهتری خواهیم داشت.
این بازیگر با اشاره به دیدگاه خود درباره حادثه بم توضیح داد: حادثه بم یک واقعه ملی بود، یک درد ملی، من خودم یادم میآید که در همان روزی که خبر زلزله بم را شنیدم، حدود ۱۰ یا ۱۵ساله بودم. در آن زمان در استخری بودیم و بعد از اینکه از استخر بیرون آمدیم و به رختکن رفتیم، تلویزیون خبر این حادثه تلخ را داد. همان لحظه، چهره ها تغییر و همه به طور ناگهانی به فکر فرو رفتند.
جلیلزاده خاطرنشان کرد: این اتفاق قطعاً یکی از دردناکترین و انسانیترین وقایع بود که قلب انسانها را به درد آورد. فاجعهای مثل زلزله بم، نهتنها در آن زمان بلکه تا همینالان هم آثارش بر روی بسیاری از کسانی که در آن منطقه زندگی میکنند، باقیمانده است. به طور خاص، تصور کنید که یکباره عزیزانتان را از دست میدهید؛ شب قبل با آنها بودهاید، زندگی کردهاید، اما صبح که بیدار میشوید، دیگر هیچکسی از آنها نیست یا تعدادی از آنها از دنیا رفتهاند. این وضعیت خیلی دردناک است.
وی بیان کرد: شخصاً فکر میکنم که تولید چنین آثاری میتواند انسانها را به فکر فروببرد و به آنها کمک کند تا از غم و درد آن لحظهها، کسانی که در آن موقعیت بودهاند، فکر کنند. ممکن است انسانها متوجه شوند که زندگی چقدر شکننده است و هر فاجعهای میتواند برای بشر دردناک باشد. این آثار قطعا در جامعه ماندگار میماند و فراموش نمیشود.
این بازیگر ادامه داد: بعد از حدود ۲۰ سال از این فاجعه، هنوز که هنوز است وقتی اسم زلزله بم میآید، انسانها یاد آن لحظههای تلخ میافتند. بسیاری از انسانها در این فاجعه جان خود را از دست دادند و تولید چنین آثاری میتواند یادآور آن زجر و درد باشد. همچنین یادآور ایثار و شهامت افرادی که در آن شرایط سخت بسوی یکدیگر دست یاری دراز کردند و همبستگی را شکل دادند. به نظر من، این آثار تنها یک جلوه دارند و آن هم جلوه انسانی و انسان زیستن است.
جلیلزاده درباره اکران فیلم گفت: فیلم احمد تازهاکرانشده و ما تقریباً چند اکران را با حضور عوامل فیلم برگزار کردیم و در کنار مخاطبین و تماشاگران عزیز بودیم. من احساس میکنم که فیلم احمد در این حوزه یک فیلم موفق است، چرا که واکنشها در حین اکران بسیار ملموس بود.
وی افزود: در سکانسهایی از فیلم مخاطبان خودشان را جای شخصیتها میگذاشتند و در آن لحظات خودشان را در موقعیتها تصور میکردند،میتوان کاملاً احساس کرد که با داستان و شخصیتها ارتباط برقرار کردهاند. این نوع واکنشها برای ما بسیار ارزشمند بود، زیرا نشان میدهد که فیلم توانسته تاثیر عاطفی و انسانی بر تماشاگران بگذارد.
این بازیگر ادامه داد: از همه مهمتر این است که فیلم احمد در حال قهرمانسازی است. این فیلم نشان میدهد که هر کسی در هر حوزهای که فعالیت میکند، در لحظهای که دچار بحران میشود، خود را مسئول جامعهاش میداند. در چنین شرایطی، ممکن است کسانی باشند که هیچ احساس مسئولیتی نداشته باشند، اما فیلم احمد به ما تأکید میکند که در هر جایگاهی که هستید، باید به فکر مردم و جامعه باشید.
جلیلزاده تصریح کرد: این فیلم بهنوعی ما را به تفکر وامیدارد که بهعنوان یک فرد در جامعه، نسبت به هر اتفاقی که در اطرافمان میافتد، مسئولیتپذیر باشیم و نهتنها در زمان بحران، بلکه همیشه برای رفاه و پیشرفت جامعهمان قدم برداریم.
وی درباره تجربه همکاریاش با کارگردان فیلم توضیح داد: همکاری با امیرعباس ربیعی یک همکاری شیرین بود و برای من پر از تجربههای خوب. من هیچوقت آخرین سکانس و آخرین پلان که بازی کردم را فراموش نمیکنم. در آن لحظه، امیرعباس ربیعی را در آغوش گرفتم و به او گفتم که خیلی از تو یاد گرفتم.
این بازیگر تأکید کرد: امیرعباس ربیعی در این پروژه تنها کارگردانی نکرد. او برای این پروژه خیلی جنگید. روزهایی بود که همه ناامید شده بودند، اما امیرعباس همیشه باانرژی و انگیزه به کارش ادامه داد، حتی زمانی که همه میدانستند باتوجهبه حجم سنگینکار و مشکلاتی که ممکن بود سر راه قرار بگیرد، کار بهراحتی پیش نمیرود.
جلیلزاده عنوان کرد: یکی از نکات جالب دیگر در حین ساخت فیلم این بود که جشنواره فجر داشت شروع میشد و ما هنوز چند سکانس باقیمانده داشتیم که باید ضبط میکردیم. ولی امیرعباس ربیعی همیشه بسیار امیدوار بود و یادم میآید که میگفت: روح حاج احمد نمیگذارد این کار زمین بیفتد. این دقیقاً دیالوگ خودش بود و او همیشه با این انرژی مثبت تلاش میکرد.
وی افزود: یکی از ویژگیهای دیگری که امیرعباس داشت، وسواس زیاد او در کار با بازیگران بود. این وسواس در واقع خیلی به ما کمک کرد. برای مثال، بعضی از سکانسها را ممکن بود دو هفته پشتسرهم تمرین کنیم تا به نتیجه مطلوب برسیم. امیرعباس همیشه تأکید داشت که در هر سکانس باید حس واقعی منتقل شود و وقتی بازیگر، خود را بشناسد، میتواند مابقی سکانسها را هم بهخوبی اجرا کند.
این بازیگر بیان کرد: به طور شخصی، باتوجهبه دغدغههایی که سالها در حوزه کارگردانی داشتم و اینکه خودم گاهی بهجای کارگردان قرار میگرفتم، واقعا به نظرم مدیریت این پروژه سخت بود. اما امیرعباس ربیعی توانست با مدیریت عالی از پس آن برآید. قطعاً هر کار در این سطح مشکلات و نقصهایی دارد، اما برای من تجربه بسیار خوبی بود که در کنار امیرعباس ربیعی کار کنم. باتوجهبه اینکه او کارگردان جوانی است، ولی بهشدت فردی صاحب تفکر است.
جلیلزاده توضیح داد: در ابتدا تصور من در حد یک انسان عام در جامعه بود که فقط خبری از یک واقعه شنیده است. به طور معمول، مردم مدتی راجع به چنین اتفاقاتی صحبت میکنند و پس از مدتی کمکم رنگ میبازد و ممکن است فقط در سالهای بعد به طور پراکنده اشارههایی به آن واقعه بشود. اما برای ما، در طول تمریناتی که داشتیم، فضای متفاوتی وجود داشت. در دفتر یا آفیس، تمام دیوارها پر بود از عکسهای بم، آلبومهایی که از قبل و بعد از زلزله جمعآوری شده بود.
وی اظهار کرد: در پروسه تحقیقاتی که رضا محبی عزیز و امیرعباس ربیعی برای نگارش متن داشتند، کتابهایی بود که خاطرات کسانی که در آن واقعه حضور داشتند، مانند همرزمان شهید احمد کاظمی، همچنین تصاویر و ویدئوهایی که ما میدیدیم، عمق فاجعه را بیشتر درک میکردیم. یکی از لحظاتی که بهخوبی به یاد دارم، زمانی بود که برای درک عمق فاجعه یک ویدئو پخش شد و ما دیدیم. واقعاً در آن لحظه داشتم به این فکر میکردم که چطور ممکن است یک نفر تمام خانوادهاش را ازدستداده باشد و باز هم امید به زندگی پیدا کند.
بازیگر فیلم احمد بیان کرد: اینگونه تجربیات، از عکسها و آلبومها گرفته تا ویدیوها و خاطرات، به ما کمک کرد تا عمق فاجعه را درک کنیم و خود را در آن شرایط دشوار و بحرانی تصور کنیم. این همان چیزی بود که ما در طول دوران تمرین با آن مواجه شدیم و بهنوعی با آن زندگی کردیم.
جلیل زاده خاطرنشان کرد: من فارغ از هر نگاه حزبی، چه چپ و چه راست، بهعنوان یک مخاطب، خودم احساس میکنم که فیلم احمد خیلی حرف برای گفتن دارد. این فیلم حرفهایی در مورد انسانیت دارد و به نظر من، اگر ما بتوانیم با ساخت یک فیلم و یک اثر هنری، مخاطب خود را وادار به تأمل و تفکر کنیم، به نظرم برد زیادی کردهایم. چون ذات هنر این است که شما را به فکر فروببرد و درباره مسائل مختلف موجود در جامعه به اندیشه وادارد.
شهرزاد فلاح, [1/4/2026 9:25 AM]
وی ادامه داد: قطعاً مردم از این فیلم تاثیر میگیرند. این فیلم بهنوعی از یک بحران صحبت میکند و اینکه در شرایط بحرانی، ممکن است خود فرد یا آدمهای اطرافش خود را در آن موقعیتها ببینند. و من فکر میکنم که این فیلم میتواند تلنگری برای مخاطب باشد و تذکراتی در خصوص بحرانهای طبیعی و اجتماعی که جامعه با آنها دستوپنجه نرم میکند، ارائه دهد. نمونه بارز آن هم همین جنگ ۱۲ روزهای است که اخیراً اتفاق افتاد و دیدگاه بسیاری از افراد نسبت به هم تغییر کرد.
این بازیگر تصریح کرد: آن وحدت و همبستگی که همیشه در اوج بحرانها از مردم کشورمان دیدهایم، همیشه قابلستایش بوده است. اما در برخی مواقع، به نظر من نیاز به یادآوری وجود دارد که ما باید همنوع خود را دریابیم. در هر شرایطی، ما میتوانیم با همدلی و همدردی، به کسانی که در بحرانها و شرایط سخت گرفتار شدهاند، کمک کنیم.
جلیل زاده در پایان خاطرنشان کرد: بهعنوان بازیگر، بلکه بهعنوان کسی که همیشه دغدغهمند بوده، همیشه برای من مهم بوده که مخاطب چگونه از سالن سینما بیرون میرود. قطعا واکنشهای مخاطب برای من بسیار مهم بوده و هست. در واقع، فیدبکهایی که راجع به حضور خودم در فیلم و کلیت آن دریافت میکنم، برایم ارزش زیادی دارد. امیدوارم که مخاطبینی که فیلم احمد را میبینند، از تماشای آن لذت ببرند. قطعا در فیلم صحنههایی هست که ممکن است دلخراش باشد، اما درعینحال صحنههایی هم وجود دارد که برای هر انسانی قابلتحمل است.
انتهای پیام