روتیتر کارشناسان محیط زیست هشدار میدهند
اصفهان در آستانه تکرار سرنوشت خوزستان؛ گرد و غباری که از خشکی زایندهرود برمیخیزد
افزایش کانونهای گرد و غبار در اصفهان زنگ خطر را برای مسئولان به صدا درآورده و کارشناسان میگویند استان همان مسیری را میرود که سالها پیش خوزستان تجربه کرد؛ تنها راه خروج، احیای زایندهرود و تالاب گاوخونی است.
اصفهان این روزها تجربهای را از سر میگذراند که یک دهه پیش خوزستان با آن دستوپنجه نرم میکرد. گرد و غباری که زمانی مهمان ناخوانده جنوب کشور بود، حالا آسمان مرکز ایران را هم تیره کرده و کارشناسان محیط زیست میگویند ریشه ماجرا را باید در بستر خشک زایندهرود و تالاب فراموششده گاوخونی جستوجو کرد. آنچه در دهه هشتاد در اهواز و آبادان رخ میداد، اکنون با تداوم خشکسالی و رهاشدن اراضی کشاورزی، دامن اصفهان را گرفته است.
تازهترین برآوردها نشان میدهد وسعت کانونهای بحرانی فرسایش بادی و گرد و غبار در استان طی هفت تا ده سال گذشته از یکمیلیونو ۲۰۰ هزار هکتار به دستکم یکمیلیونو ۵۰۰ هزار هکتار رسیده است؛ کانونهایی که در ۱۴ شهرستان پراکندهاند. به این رقم باید حدود دو میلیون هکتار از اراضی استان را هم افزود که در شرایط کویری قرار دارند. حسین اکبری، معاون محیط زیست طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست اصفهان، عامل این وضعیت را ترکیبی از تغییرات اقلیمی و خشکسالیهای پیاپی از یکسو و دخالتهای انسانی از سوی دیگر میداند.
قلب بحران کجاست؟ تالاب گاوخونی
قلب این بحران، تالاب گاوخونی است. این تالاب بینالمللی که نامش در فهرست جهانی ثبت شده، بیش از سه دهه است که حقآبهاش را دریافت نکرده. تصاویر ماهوارهای و پایشهای میدانی حکایت از آن دارد که پهنه اصلی تالاب بهکلی خشک شده و تنها یک تا دو درصد از رطوبت و پساب کشاورزی به بخشهایی از آن میرسد. نگرانی اینجاست که سالها انباشت پسابهای کشاورزی، بستر خشک تالاب را به کانونی تبدیل کرده که گرد و غبار برخاسته از آن ممکن است علاوه بر ذرات معلق، آلوده به فلزات سنگین و سموم کشاورزی باشد؛ تهدیدی که مهارش به اقدامی فراتر از تصمیمهای مقطعی نیاز دارد.
بخشی از دشواری کار، ماهیت مرزی این کانونهاست. منصور شیشهفروش، مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان، توضیح میدهد که ریزگردهای مناطق شمال و شرق استان، از اردستان تا بیابانهای کاشان، با وزش تندباد از استانهای همجوار مانند سمنان، قم، یزد و خراسان جنوبی تقویت میشوند و به سمت مرکز حرکت میکنند. به گفته او باز و بسته شدن مکرر جریان زایندهرود و خشکشدن دورهای بستر رودخانه، اراضی کشاورزی حاشیه را به حال خود رها کرده و همین زمینهای بیآب، خود به کانونهای تازه گرد و غبار بدل شدهاند.
کاری که شده، اعتباری که نیست
در برابر این تصویر نگرانکننده، دستگاههای اجرایی از مجموعهای از اقدامات خبر میدهند. بر پایه آمار مدیریت بحران، در سالهای گذشته حدود ۳۱۱ هزار هکتار جنگلکاری، ۳۰ هزار هکتار مالچپاشی و ۱۳ هزار هکتار مدیریت روانآب و بذرکاری در استان انجام شده و مطالعات طرح جامع گرد و غبار روی ۱.۱ میلیون هکتار به سرانجام رسیده که تاکنون ۶۰۶ کیلومتر از آن اجرایی شده است. امسال نیز تا این لحظه ۱۲۰ هکتار نهالکاری در عرصههای بیابانی، ۲۵۰ هکتار در کانون بحرانی دشت سجزی و ۲۰۰ هکتار در حوزه مدیریت ریزگردها انجام شده است. با اینهمه، مسئولان اذعان دارند که اعتبارات تخصیصیافته تنها بخش کوچکی از نیاز واقعی را پوشش میدهد. محمدعلی کاظمی، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان، میگوید منابع پایداری برای رسیدن به اهداف برنامه هفتم توسعه در کاهش سالانه کانونهای بحرانی وجود ندارد.
همهچیز به یک چیز گره خورده: آب
با این حساب، نگاهها بیش از هر چیز به سرچشمه ماجرا دوخته شده است: آب. اکبری از شکلگیری نوعی اجماع تازه برای تضمین جریان پایدار زایندهرود و احیای گاوخونی خبر میدهد و دو اولویت عملیاتی را برمیشمارد؛ نخست تثبیت حقآبه زیستمحیطی و درج رسمی آن در جدول منابع و مصارف سالانه سد زایندهرود، و دوم تأمین بخشی از حقآبه تالاب در سال جاری. او تأکید میکند هدف، تأمین یکجای ۱۷۶ میلیون مترمکعب حقآبه گاوخونی نیست، بلکه با توجه به وضعیت نسبتاً بهتر ذخایر سد نسبت به پارسال، تلاش میشود بخشی از این حقآبه با رهاسازی آب تأمین شود.
در سطح ملی هم پای همکاریهای بینالمللی به میان آمده است. طرح جامع احیای زایندهرود و گاوخونی در ستاد ملی تالابها در دست پیگیری است و بنا بر اعلام سازمان حفاظت محیط زیست، بخشی از اقدامات اجرایی این طرح با حمایت مالی دولت ژاپن انجام خواهد شد. قرار است روز چهارشنبه همین هفته نشستی با عنوان «کارگروه ملی احیای زایندهرود و تالاب گاوخونی» در اصفهان برگزار شود تا تکلیف تأمین حقآبه قانونی تالاب و تعهد وزارت نیرو در این زمینه روشن شود.
شیشهفروش یادآوری میکند که احیای گاوخونی تنها یک دغدغه زیستمحیطی نیست؛ بازگشت آب به این تالاب میتواند معیشت مردم شهر تالابی ورزنه و روستاهای پیرامون را هم دوباره زنده کند. پرسش اصلی اما همچنان باقی است: آیا اینبار وعدهها و کمکهای بینالمللی به اقدامی پایدار میانجامد، یا اصفهان باید خود را برای زندگی زیر سایه دائمی ریزگردها آماده کند؟ پاسخ، بیش از هر چیز، به یک چیز گره خورده است؛ اینکه آب دوباره در بستر زایندهرود جاری شود.