از زاینده‌رود تا خلیج فارس؛

چراغی که برای هموطن روشن می‌ماند

گاهی بزرگ‌ترین جلوه همدلی، نه در کارهای بزرگ، که در گذشتن از سهم اندکی از آسایش خود است. این روزها خاموشی‌ها، مهمان خانه‌های بسیاری از مردم ایران شده است. از اصفهان تا تهران و از تبریز تا مشهد، خانواده‌ها، کسب‌وکارها و صنایع، هر کدام سهمی از ناترازی برق را تحمل می‌کنند. گلایه‌ها هم طبیعی است؛ هیچ‌کس دوست ندارد در گرمای تابستان، چراغ خانه یا چرخ کارخانه‌اش از حرکت بایستد. اما در همین روزها، جنوب ایران شرایطی متفاوت را تجربه می‌کند. سرزمینی که علاوه بر گرمای نفس‌گیر تابستان، سختی روزهای پرالتهاب جنگ و حملات دشمن را نیز بر دوش می‌کشد

چراغی که برای هموطن روشن می‌ماند

گاهی بزرگ‌ترین جلوه همدلی، نه در کارهای بزرگ، که در گذشتن از سهم اندکی از آسایش خود است.

این روزها خاموشی‌ها، مهمان خانه‌های بسیاری از مردم ایران شده است. از اصفهان تا تهران و از تبریز تا مشهد، خانواده‌ها، کسب‌وکارها و صنایع، هر کدام سهمی از ناترازی برق را تحمل می‌کنند. گلایه‌ها هم طبیعی است؛ هیچ‌کس دوست ندارد در گرمای تابستان، چراغ خانه یا چرخ کارخانه‌اش از حرکت بایستد. اما در همین روزها، جنوب ایران شرایطی متفاوت را تجربه می‌کند. سرزمینی که علاوه بر گرمای نفس‌گیر تابستان، سختی روزهای پرالتهاب جنگ و حملات دشمن را نیز بر دوش می‌کشد.

در بسیاری از شهرهای جنوبی، برق تنها یک امکان رفاهی نیست؛ وسیله‌ای برای ادامه زندگی، سلامت بیماران، آسایش سالمندان، آرامش کودکان و تداوم خدمات حیاتی است. به همین دلیل، شکل‌گیری کارزارهای مردمی برای اولویت دادن به تأمین برق پایدار این مناطق، بیش از آنکه یک مطالبه فنی باشد، دعوتی به همدلی ملی است.

اصفهان، معنای این همدلی را خوب می‌شناسد. شهری که خود سال‌ها با زخم کم‌آبی، محدودیت انرژی و دشواری‌های تولید زندگی کرده است. مردمی که زاینده‌رود خشک را دیده‌اند، خاموشی را تجربه کرده‌اند و فشار بر صنعت و کشاورزی را لمس کرده‌اند، بهتر از هر کسی می‌دانند که رنج، مرز جغرافیا نمی‌شناسد.تاریخ این شهر نیز گواه همین روحیه است.

از روزهای دفاع مقدس تا زلزله، سیل، کرونا و هر بحرانی که ایران را درگیر کرده، اصفهانی‌ها هیچ‌گاه خود را جدا از دیگر هموطنانشان ندانسته‌اند. امروز نیز بسیاری از مردم این استان، با پیوستن به کارزارهای مردمی و دعوت به مدیریت مصرف برق، همان پیام همیشگی را تکرار می‌کنند؛ اگر قرار است سختی باشد، بگذار سهم ما هم در آن باشد تا هموطنمان کمتر رنج بکشد. این به معنای چشم‌پوشی از مشکلات اصفهان نیست. مطالبه برای رفع ناترازی برق، توسعه نیروگاه‌ها، سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر و جلوگیری از خسارت به صنایع و زندگی مردم، مطالبه‌ای کاملاً به‌حق است. اما تا رسیدن به آن روز، سرمایه‌ای داریم که هیچ کمبودی نمی‌تواند آن را از ما بگیرد؛ سرمایه‌ای به نام همبستگی.

شاید خاموش کردن یک چراغ اضافه، تنظیم کولر روی دمای مناسب یا پرهیز از مصرف غیرضروری برق، در نگاه اول اقدامی کوچک باشد؛ اما وقتی میلیون‌ها ایرانی همین تصمیم کوچک را بگیرند، نتیجه آن می‌تواند آسایش هزاران خانواده در گرم‌ترین نقاط کشور باشد.ایران همیشه با همین روحیه از روزهای سخت عبور کرده است؛ روزهایی که مردم، پیش از آنکه فقط به آسایش خود فکر کنند، نگران حال هموطنشان بودند. امروز نیز اگر چراغی در خانه‌ای دیرتر روشن می‌شود تا چراغ خانه‌ای دیگر خاموش نماند، این فقط صرفه‌جویی در مصرف برق نیست؛ این همان سرمایه‌ای است که نامش ایران است.

 

ارسال نظر

اخرین اخبار
پربیننده‌ترین اخبار