بازخوانی فرهنگ جنوب در صحنه تئاتر اصفهان؛
شرارههای شروه؛ روایت نغمههای جنوب در مسیر عشق و انسانیت
«شرارههای شروه» نمایشی فولکلور و آیینی به نویسندگی مصطفی جعفری خوزانی و طراحی و کارگردانی پویان عطایی است که از ۱۱ تا ۲۳ مرداد در تماشاخانه ماه حوزه هنری روی صحنه میرود.
پیش از شروع نمایش، جنوب خودش را به سالن میرساند؛ نه با تصویر، که با صدا. نوای موسیقی فولکلور بوشهری در فضای تماشاخانه ماه میپیچد و تماشاگر را به جایی میبرد که نخلها در باد آرام میرقصند، دریا قصههای ناگفته دارد و آدمها هنوز خاطراتشان را با شروه و آواز به نسل بعد میسپارند. «شرارههای شروه» از همین نقطه آغاز میشود؛ سفری نمایشی به قلب جنوب، برای روایت عشق، فداکاری و انسانیتی که در هیاهوی امروز گاهی فراموش میشود.
این آغاز، مقدمهای است برای ورود به جهان «شرارههای شروه»؛ نمایشی که تلاش میکند فرهنگ، موسیقی و آیینهای جنوب را با روایتی انسانی از عشق، ایثار و فداکاری پیوند بزند؛ اثری که از دل یک جغرافیای بومی میآید اما دغدغهای فراتر از مرزهای یک منطقه دارد.
- روایتی از جنوب؛ میان شروه، عشق و انسانیت
«شرارههای شروه» نمایشی فولکلور و آیینی به نویسندگی مصطفی جعفری خوزانی و طراحی و کارگردانی پویان عطایی است که از ۱۱ تا ۲۳ مرداد در تماشاخانه ماه حوزه هنری روی صحنه میرود.
این نمایش، مخاطب را به بندرگاهها و زیست مردم جنوب میبرد؛ جایی که روابط انسانی، احترام، عاطفه و ایثار بخش مهمی از زندگی آدمهاست. قصه نمایش در کنار روایت یک عشق، تلاش میکند از مفاهیمی سخن بگوید که شاید در زندگی امروز کمتر به آنها توجه میشود؛ از فداکاری، گذشت و ارزش ارتباط میان انسانها.
پویان عطایی، طراح و کارگردان نمایش، درباره این اثر میگوید: شرارههای شروه یک اثر فولکلور آیینی و جنوبی است که زندگی مردم بندرگاه و بوشهر را روایت میکند؛ مردمی که در کنار سختیهای زندگی، روابط انسانی و صمیمیت برایشان جایگاه ویژهای دارد.
او ادامه میدهد: امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم درباره انسانیت، ایثار، عاطفه و ازخودگذشتگی حرف بزنیم. این نمایش تلاش میکند این مفاهیم را در قالب یک روایت بومی به مخاطب یادآوری کند.

- صحنهای که مدام تغییر شکل میدهد
در «شرارههای شروه»، طراحی صحنه تنها یک فضای ثابت برای اجرای بازیگران نیست؛ بلکه خودش بخشی از روایت است. بندرگاه، دریا، مراسم عروسی و موقعیتهای مختلف داستانی، با استفاده از نشانههای بصری شکل میگیرند.
پویان عطایی درباره این بخش میگوید: ما در این اثر با بازیهای رئالیستی مواجه هستیم، اما فضای کلی نمایش به سمت سوررئال حرکت میکند. طراحی صحنه نیز اکسپرسیونیستی و نمادگرایانه است.
او توضیح میدهد: از عناصر مختلفی مانند رنگها و فرمها استفاده کردیم تا هر کدام در جای خود معنا پیدا کنند. رنگ قرمز، آبی و سفید در لحظات مختلف به ساختن فضا کمک میکنند و باعث میشوند مخاطب فقط یک دکور نبیند، بلکه وارد یک جهان تصویری شود.
عطایی خاطرنشان میکند: ما با حداقل عناصر تلاش کردیم بیشترین تصویر را بسازیم. یک عنصر میتواند در جایی بندرگاه باشد، جایی دیگر دریا شود و در موقعیتی دیگر بخشی از یک مراسم یا خاطره را شکل دهد.

- لهجهای که تبدیل به موسیقی میشود
یکی از ویژگیهای مهم نمایش، استفاده از لهجه جنوبی است؛ لهجهای که نهتنها به عنوان یک ویژگی گفتاری، بلکه به عنوان بخشی از موسیقی نمایش مورد استفاده قرار گرفته است.
عطایی درباره این انتخاب میگوید: وقتی دیالوگها با زبان و لهجه جنوبی بیان میشوند، برای مخاطب مانند یک موسیقی آرام عمل میکنند. خود کلمات و ریتم بیان، بخشی از فضای نمایش را میسازند.
او درباره آمادهسازی بازیگران توضیح میدهد: تنها یکی از بازیگران ما جنوبی بود. برای رسیدن به لهجه درست، از سه مشاور جنوبی استفاده کردیم. این افراد در تمرینهای روخوانی و میزانسن کنار گروه بودند تا لهجهها به یکدستی برسد. این فرآیند به گفته کارگردان به نتیجهای رسیده که حتی برخی مخاطبان تصور کردهاند همه بازیگران جنوبی هستند.
- از مثنوی معنوی تا سواحل جنوب
یکی از نقاط آغازین شکلگیری نمایش، داستان «پیر چنگی» در مثنوی معنوی است؛ روایت انسانی که پس از سالها زندگی و فعالیت، در دوران پیری با تغییر شرایط مواجه میشود و در نهایت با لطف و عنایت خدا به آرامش میرسد.
مصطفی جعفری خوزانی، نویسنده نمایش درباره شکلگیری متن میگوید: ایده اصلی من از داستان پیر چنگی در مثنوی معنوی شکل گرفت. این شخصیت، مطربی است که سالها در مجالس مختلف فعالیت میکند اما در نهایت به جایی میرسد که صدایش دیگر توان گذشته را ندارد و وارد مرحلهای از تنهایی میشود.
او ادامه میدهد: میخواستم این داستان را وارد زیست مردم جنوب کنم؛ در واقع دنبال این بودم که یک روایت عرفانی و انسانی را در بستر فرهنگ و بوم جنوب بازآفرینی کنم.
به گفته جعفری خوزانی، متن ابتدا با نگاه به اجرای خیابانی نوشته شده بود، اما در فرآیند تبدیل به اجرای صحنهای، ظرفیتهای تازهای پیدا کرد: چون پایه کار آیینی است، بخشی از قراردادهای تعزیه و نمایشهای سنتی ایرانی نیز در آن دیده میشود.
- ادای دین تئاتر اصفهان به مردم جنوب
نویسنده نمایش ادامه داد: اجرای این اثر در اصفهان نیز معنای ویژهای دارد؛ شهری که در طول سالها ارتباط فرهنگی نزدیکی با مناطق جنوبی کشور داشته است.
جعفری خوزانی میگوید: اصفهان همیشه یک شهر فرهنگی و مهاجرپذیر بوده است. حضور اقوام مختلف در این شهر باعث شده فرهنگهای گوناگون در کنار هم قرار بگیرند.
او ادامه میدهد: ما در خود گروه هم هنرمندانی داریم که ریشه جنوبی یا بختیاری دارند. به همین دلیل این نمایش برای اصفهان غریبه نیست و میتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند.
- تجربه بازیگران؛ از تمرین لهجه تا زندگی در نقش
سعید رضایی، بازیگر نقش «شیرو»، درباره حضورش در این نمایش میگوید: این اثر درباره یک عشق واقعی و اتفاقاتی است که در گذشته رخ داده و بعدها مسیر زندگی آدمها را تغییر میدهد. در کنار عشق، موضوع اصلی نمایش محبت و جبران یک فداکاری است.
او درباره تجربه اجرای لهجه بوشهری بیان میکند: این اولین بار بود که با این لهجه کار میکردم. تلاش کردیم به فضای جنوبی نزدیک شویم، اما در عین حال کاری کنیم که مخاطب اصفهانی هم بتواند با دیالوگها ارتباط برقرار کند.
پریسا کهکشپور نیز که تجربه بیشتری در لهجههای جنوبی دارد، درباره روند تمرینها میگوید: من با لهجه آبادانی آشنایی داشتم، اما لهجه بوشهری تفاوتهایی دارد. برای همین با افراد بومی صحبت کردیم، نمونههای صوتی گوش دادیم و زمان زیادی برای تمرین گذاشتیم.
او اضافه میکند: لهجه فقط تغییر چند کلمه نیست؛ پشت هر لهجه، فرهنگ و شیوه زندگی وجود دارد. تلاش کردیم این حس را منتقل کنیم.
«شرارههای شروه» در نهایت فقط روایت یک منطقه جغرافیایی نیست؛ داستان آدمهایی است که در هر نقطهای از ایران میتوان آنها را شناخت. نمایشی که از دل موسیقی و آیین جنوب بیرون آمده، اما درباره ارزشهایی حرف میزند که مرز نمیشناسند؛ عشق، انسانیت، همدلی و ایثار.
این نمایش تلاش میکند در میان صدای شروهها و تصویر نخلها و دریا، یادآوری کند که گاهی یک قصه محلی میتواند حرفی جهانی داشته باشد.
