سالانه پنج تا هشت هزار مرگ مغزی در کشور رخ میدهد که طبق آمار جهانی نیمی از آنان میتوانند اهدای عضو داشته باشند
شاید یکی از دردناکترین غمهای دنیا، از دست دادن عزیزترین فرد زندگی باشد، اما برای من، اهدای اعضای بدن مادرم وقتیکه بر اثر سکته مغزی به کما رفت، سختترین و پردردترین تصمیم زندگی بود و فقط این امر که نجاتدهنده انسانی دیگر میشود دلگرمیام شد. حال و هوای چشمانتظاران پشت در اتاق عمل بخش پیوند عضو، عجیب دیدنی است؛ عدهای برای از دست دادن عزیزترینشان، چهرهای نالان و گریان دارند و دیگرانی برای شنیدن خبر نجات بیمارشان و بهینه بودن پیوند، بیتابی میکنند و أَمَّنْ یجِیب میخوانند. در این میان، امید به مانایی و ماندگاری نقطه مشترک چهره هر دو گروه است، مانایی عضو اهدایی و ماندگار شدن پیوند گیرنده. نامش جاوید است و امروز اینجاست تا عمل اهدای اعضای بدن مادر را شاهد باشد. به سراغش میروم و از حال و هوای دلش هنگام امضای رضایتنامه به عمل جداسازی اعضای بدن مادرش میپرسم. آهی میکشد و میگوید: همانند اسمش که عزیزه بود، در میان همه فامیل عزیز و دوستداشتنی بود و همواره نگاه خیر به همه داشت. مکثی کرد و ادامه داد: همهچیز بهخوبی پیش میرفت تا اینکه سردرد به سراغش آمد و به ناگهان دچار سکته مغزی و در بیمارستان البرز
بستری شد. تمام تلاش پزشکان در این ده روز بیفایده بود که سرانجام با تشخیص مرگ مغزی به بیمارستانی در تهران منتقل شد.
او افزود: کمیسیون پزشکی بیمارستان سینا، هم مرگ مغزی را تائید کرد که از نزدیک شدن بیمادری ما چهار فرزند در این دنیای بیرحم حکایت داشت. بنا به نظر پزشکان، اعضای بدن مادر قابل اهداء بود که با توجه به خیرخواهی همیشگی مادر و اینکه بتوانیم پس از فوت او، اثری ماندگار از او باقی بگذاریم، تصمیم به موافقت و رضایت اهدای اعضای قابل پیوند او شویم. جاوید درباره اعضای قابل پیوند هم توضیح داد: بنا شد تا دو کلیه، دو مردمک چشم و سایر اعضای مادر ۵۲ ساله ما، به تشخیص پزشک و با عمل جداسازی اعضا، بهصورت رایگان به بیمارانی که در صف انتظار پیوند هستند، اهدا شود. نکته مهم و حائز اهمیت در مورد این نوع تصمیمگیریها، رضایت همه اعضای خانواده مبنی بر اهدای عضو است، موضوعی که شاید چند سال پیش، گوینده این پیشنهاد را با پرخاش و عتاب و خطابه دیگران مواجه میکرد یا از خانواده طرد میشد که چرا قصد تکهتکه کردن فلان عزیز خانواده را دارد.
اهدای عضو در ایران از چه زمانی به احیای زندگی پرداخت
گرچه در نوشتههای بزرگان و شخصیتهای برجسته پزشکی قدیم ایران از جمله حکیم ابوعلی سینا شواهدی وجود دارد که میتواند به عنوان نخستین برداشت مبهم از مسئله انتقال اعضا باشد ولی پیوند اعضا به مفهوم مدرن و کنونی آن یعنی جایگزینی یک عضو با عضو مشابه در طب ایران در سال ۱۳۱۴ با انجام پیوند قرنیه توسط پایهگذار چشمپزشکی مدرن در ایران، شادروان دکتر شمس در تهران انجام شد. نخستین پیوند کلیه هم در سال ۱۳۴۷ در بیمارستان نمازی در دانشگاه شیراز انجام شد که بهعنوان یک واقعه مهم بازتاب وسیعی در رسانههای درونمرزی پیدا کرد و موجب شد این عمل در همین دانشگاه و همچنین در بیمارستانهای دیگر انجام شود. با توجه به افزایش افراد نیازمند پیوند و لزوم پیوندهایی غیر از کلیه مانند قلب و ریه و کبد، لازم بود در جهت استفاده از اعضا قربانیان مرگ مغزی اقداماتی انجام شود. در سال ۶۸، امام خمینی (ره) فتوای مرگ مغزی را صادر کرد ولی لازم بود قانون مرگ مغزی نیز به تصویب برسد بر همین اساس این قانون در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید و راه برای انجام انواع پیوندها هموار شد.
شاخص اهدای عضو در ایران همچنان در قعر
طبق آمار انجمن اهدای عضو ایرانیان، اهدای عضو در کشور ما چندان مناسب نیست و از شاخص مطلوب فاصله داریم. شاهد مدعا اینکه سالانه پنج تا هشت هزار مرگ مغزی در کشور رخ میدهد که طبق آمار جهانی نیمی از آنان میتوانند اهدای عضو داشته باشند درحالیکه سالانه کمتر از یک چهارم موارد یاد شده به اهدای عضو میرسند. این آمار در کشوری همچون ایران که حس ایثار، نوعدوستی و انساندوستی از گذشتههای بسیار دور در فرهنگ ملی و باور دینی آنان نهادینه بوده و هست زمانی معنای بغرنج پیدا میکند که بنا بر گفتههای مهدی شادنوش رئیس مرکز مدیریت پیوند و درمان بیماریهای وزارت بهداشت، ۲۵ هزار بیمار در انتظار اهدای عضو هستند. او افزود: اگر از تعداد ۲ هزار و ۵۰۰ تا ۴ هزار مرگ مغزی، فقط ۲ هزار نفر اهدای عضو کنند و هر فرد ۴ عضو خود را اهدا کند، سالانه ۸ هزار عضو اهدا میشد و لیست بلندبالای پیوند عضو و بیماران چشمانتظار کاهش پیدا میکرد. البته در سالهای گذشته با فرهنگسازی صورت گرفته و آشنایی هر چه بیشتر مردم با مفهوم مرگ مغزی، نگاهها نسبت به اهدای عضو مثبتتر شده اما هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله است. فراموش نکنیم اگر انسان بتواند
مقدمات زندگی یک نفر را فراهم کند گویی به یک جامعه حیاتبخشیده است پس بهینه است در این کار پیشگام شویم که اگر مبادا روزی دچار مرگ مغزی شدیم اعضای ما حیاتبخش زندگی دیگران باشد.
تند شدن نبض اهدای عضو با فرهنگسازی
با گذشت زمان و برجسته شدن احیای زندگی با اهدای عضو در رسانهها، فیلمها، سریالها و نشریات، این عمل خیر در میان افراد جامعه پذیرفته شد. چنانچه بر اساس آمار اعلامشده از سوی انجمن اهدای عضو ایرانیان، تعداد اهدا از مرگ مغزی نزدیک به هزار نفر اعلامشده است که آمار متوسط رضایت گیری از خانوادههای افراد مرگ مغزی برای اهدای اعضای عزیزانشان، ۷۰ درصد بوده است این در حالی است که در یک دهه گذشته حدود پنج درصد بود. موضوعی که به باور «حسن بهرامنی« روانشناس بالینی نیاز به فرهنگسازی بیشتری دارد تا شاهد تندتر شدن نبض اهدای عضو در کشور باشیم. او دراینباره به ایرنا گفت: اهدای عضو به معنای اهدای زندگی به بیمارانی است که هرلحظه را با رنج و درد سپری میکنند و فقط امید به اهدای عضو از سوی هموطنان، آنان را سرپا نگه داشته است؛ عضو فردی که دستش از دنیا کوتاه شده اما میتواند چشمانتظاران را نجات دهد. گاه این اهداء به دلیل وابستگیهای عاطفی و روانی خانوادهها نسبت به متوفی سلب میشود؛ این وابستگی باعث ایجاد پیوندهای قلبی و احساسی میان افراد میشود که از دست دادن عزیزی، این پیوند را خدشهدار کرده و فرد را تحتفشار عصبی قرار
میدهد که نمیتواند تصمیمی بر اهداء بگیرد. این روانشناس ادامه داد: در این مواقع افراد سعی میکنند برای حفظ این ارتباط، به نگهداری یادگاری، یادآوری خاطرات و خواب دیدن بپردازند منتها یکی از بهترین راهکارها که میتواند این حس قلبی نسبت به کسی که عزیز بوده و حالا فوت کرده حفظ کند، اهدای عضو است که هم جان یک انسان دیگر را نجات میدهد و هم اینکه یک جریان مداوم زندگی را در ذهن ایجاد میکند که درواقع میتواند پیوند عاطفی را نگه دارد. بهرامنی یادآور شد: سلبریتی ها، افراد سرشناس ورزشی و روحانیون هم نقش بسیار مهمی در فرهنگسازی اهدای عضو دارند و میتوانند افراد را ترغیب و تشویق به این امر انسان دوستانه کنند. ضمن اینکه سازمانهای مردمنهاد به دلیل اینکه برخاسته از درون مردم هستند، حرفشان بر دل مردم مینشیند و مشوق خوبی برای اشاعه این فرهنگ هستند. این روانشناس بالینی با اشاره به توسعه فراگیر رسانهها و فضای مجازی در میان مردم، خاطرنشان کرد: رسانه با داشتن دایره مخاطبان میلیونی، میتواند ضمن پخش فیلم و سریالهای مرتبط با اهدای عضو، فرهنگسازی قوی را کلید زده و پیش ببرد اما گاه شاهدیم ناخواسته در سریالها روح فرد متوفی
را ناراضی از اهدای عضو نشان میدهند که خود مسئله با توجه به عرق عاطفی و مذهبی عامه مردم، مانع بزرگی سد راه این فرهنگسازی میشود. پس باید بهجای مانعتراشی، به مشوقان این فرهنگ تبدیلشده و جان هزاران نفر چشمانتظار پیوند را نجات دهند. او ادامه داد: امروز باید با استفاده از فرصت فضای مجازی و دسترسی آسانتر مردم به اطلاعات، کوتاهیها را جبران کرد و اقدامات سازندهای در این مسیر انجام داد.