کودکان کار  در چنگال مافیای اقتصاد  

تا همین نیم‌قرن پیش اکثریت نظام‌های جامعه بخصوص در آسیا و آفریقا معتقد بودند فرزندان زمانی که توانستند دست چپ و راست خود را تشخیص دهند باید کمک اولیاء خود باشند.

کودکان کار  در چنگال مافیای اقتصاد  


تا همین نیم‌قرن پیش اکثریت نظام‌های جامعه بخصوص در آسیا و آفریقا معتقد بودند فرزندان زمانی که توانستند دست چپ و راست خود را تشخیص دهند باید کمک اولیاء خود باشند. ازاین‌جهت پسران دستیار پدر یا دایی و عموی خود می‌شدند اما دختران باید منحصرا تحت نظر مادر با کارهای جاری خانه‌داری و حرفه‌هایی همچون بافتن فرش و خیاطی بپردازند. اگرچه هنوز هم این قانون نانوشته وجود دارد و در بعضی از کشورهای درحال‌توسعه عملی می‌شود اما اکثریت با کسانیست که توانسته‌اند مسیر تفکر خود را از اولیاء مجزا نمایند و از همان آغاز ورود به مدرسه اولین هدف را در افق بلندمدت آینده‌نگری شغلی در نظر داشته باشند. عبور فرزندان از یک بدعت که در زمان خود موفق می‌نمود به‌سرعت دست اولیاء را از یک همیار خالی می‌کرد و باید فکری برای جانشینی آن‌ها می‌نمودند و از سویی روستانشین را به بهانه‌های مختلف ازجمله بحران آب و ورود مدارس به آن که فارغ‌التحصیلان را به دلیل نبود زمینه کاری در محل زندگی راهی شهرهای بزرگ می‌کرد، دست‌به‌کار پیدا کردن نیروهایی با همان خصوصیات نمود و بهترین گزینه بچه‌های دیگر روستاییان بود که به دلایل مختلف ازجمله فقر از درس خواندن جامانده بودند تا برای تأمین معاش همراه با خانواده‌های خود عزم مهاجرت نمایند. این اطفال به چند دسته تقسیم می‌شدند که گروهی در کارگاه‌های غیرمجاز مشغول انجام کارهای درخور توان با دستمزد اندک و فقدان حمایت بیمه‌ای و گروه دیگر کار دستفروشی را به عهده می‌گرفتند و سایرین آن‌ها نیز به تکدی‌گری می‌پرداختند که بیشتر از بین پسران انتخاب می‌شدند و دختران نیز مسئولیت نظافت خانه‌های مسکونی را به عهده می‌گرفتند و یا در سر چهارراه‌ها به فروش گل و دیگر اقلامی می‌پرداختند تا معدودی نیز در پشت پرده این کسب تکدی‌گری کنند و این حاصل بی‌توجهی به ایجاد شرایط لازم برای یک زندگی ساده و سالم در روستاها بود تا با استفاده از تکنولوژی‌های تازه به کارهای خود در روستا ازجمله کشاورزی، دامداری و تولید فرآورده‌های آن بپردازند و صنایع‌دستی را نیز با حمایت وزارتخانه‌ای به همین نام زنده نگه ‌دارند اما اینچنین نشد تا کسانی که پشتوانه مالی لازم را ندارند به آخرین گزینه یعنی مهاجرت به شهرها بپردازند و روند زندگی را از بد، بدتر نمایند. حالا دیگر نه‌تنها چهارراه‌ها، بلکه مترو و اتوبوس‌های شهری در انحصار گروهی قرار گرفته تا با انواع خدمات تحمیلی ازجمله فروش گل شاخه‌ای، پاک کردن شیشه خودرو، فالگیری در پارک‌ها و جستجو در سطل‌های زباله، درصدد تأمین معاش باشند. امروز می‌رود تا این زخم چرکین بر پیشانی یک جامعه در حال تحول و برون‌رفت از زنجیر فقدان توسعه همچنان باقی مانده و سر باز کند؛ اما سید محمد موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران دراین‌باره اینگونه اظهارنظر می‌کند که «اولین کاری که باید برای کودکان کار انجام شود این است که جامعه تأمین اجتماعی را در ایران اجرایی کنیم، موضوعی که در قانون برنامه دوم توسعه کشور، در قانون ساختار نظام جامع رفاه تأمین اجتماعی سال 83، در قانون احکام دائمی برنامه‌های توسعه ماده 51 در سال 96 و همچنین امسال در سیاست‌های کلی تأمین اجتماعی دیده شده است. در حال حاضر حمایت‌ها از خانواده‌های نیازمندی که شناسایی ‌شده و تحت پوشش قرار گرفته‌اند نیز کافی نبوده است، چرا که ماهانه برای هر فرد خانواده یک‌نفره (420 هزار تومان) و برای خانواده 5 نفره یا بیشتر یک میلیون و سیصد و بیست هزار تومان در نظر گرفته شده بود که این مبلغ از آبان ماه سال جاری سی درصد افزایش پیدا کرد، عددی که کفاف زندگی خانواده‌های نیازمند را نمی‌دهد. از همین رو خیلی از خانواده‌های نیازمند تصمیم می‌گیرند که کودک خود را برای کاری به خیابان‌ها یا کارگاه‌ها بفرستند و بتوانند منبع درآمدی داشته باشند. بنابراین من عقیده دارم که با این روندی که در پیش گرفته‌ایم حذف کار کودکان امکان‌پذیر نیست. به جرأت می‌توانم بگویم برخی از سازمان‌هایی که در آیین‌نامه ساماندهی کودکان کار مسئولیت دارند، حتی نمی‌دانند که در این زمینه مسئولیتی بر عهده‌شان است چه برسد به اینکه بخواهند کاری انجام دهند. در چنین شرایطی توقع داریم که تعداد کودکان کار کاهش پیدا کند؟ قطعاً مشکلی در قانون نداریم بلکه مشکل اصلی ساختار مدیریت حوزه رفاه و تامین اجتماعی است که توانایی پاسخگویی به نیاز‌ها و مطالبات گروه نیازمند جامعه را ندارد و یکی از دلایلش این است که تا امروز نتوانستیم یک نظام هوشمند و فراگیری را در حوزه رفاه و تامین اجتماعی داشته باشیم.» قوانین چهارده سازمان و نهاد را در قبال کودکان کار و خیابانی موظف کرده است که ممکن است از خود اقدامات زیادی انجام داده باشند اما خروجی عملکرد آن‌ها نشان می‌دهد که تا امروز اتفاقات چندان خوبی برای کودکان کار رقم نخورده
است.
ادامه دارد

ارسال نظر