بیوگرافی مریم ماهور بازیگر مینی سریال دختران کوچه غم
بیوگرافی مریم ماهور بازیگر و همسرش را با اطلاعاتی از خانواده، سن، قد و وزن، اینستاگرام، فیلم های وی را با مصاحبه و عکس های جدید آورده ایم.

مریم ماهور(Maryam Mahour) مجری و بازیگر است که جدیدترین اثرش مینی سریال دختران کوچه غم از شبکه نمایش خانگی از دوشنبه 13 اسفند پخش می شود.در ادامه این مطب همراه ما باشید تا اطلاعاتی از بیوگرافی مریم ماهور را در اختیار شما قرار دهیم:
مشخصات مریم ماهور
مشخصات فردی
نام کامل |
مریم ماهور |
تاریخ تولد |
30 آبان 1377 |
محل تولد |
تهران |
شغل |
مجری و بازیگر |
نماد ماه تولد |
عقرب |
مشخصات فیزیکی
قد |
160 سانتی متر |
وزن |
55 کیلو |
رنگ چشم |
قهوه ای |
رنگ مو |
مشکی |
چپ دست یا راست دست |
راست دست |
مشخصات خانوادگی
نام برادران |
علیرضا محمدی |
مشخصات تحصیلی
رشته تحصیلی |
مهندسی عمران |
مدرک |
کارشناسی |
بیوگرافی کامل مریم ماهور
کودکی و اوایل زندگی
مریم محمدی با نام مستعار مریم ماهور در روز شنبه 30 آبان 1377(سال پلنگ) مصادف با 21 نوامبر سال 1988 میلادی و 1 شعبان سال 1419 هجری قمری در تهران به دنیا آمد و هم اکنون 26 سال سن دارد.نماد ماه تولد وی عقرب است و متولدین آبان افرادی خوشبین، خونگرم و خودآگاهی هستند.
اطلاعات دقیقی از قد و وزن مریم ماهور در دسترس نیست ولی از روی ظاهر می توان حدس زد که وی حدودا 160 سانتی متر و 55 کیلو وزن دارد.از دیگر مشخصات ظاهری وی می توان به موی مشکی، چشم قهوه ای و راست دست بودن اشاره کرد.
خانواده
خانواده مریم ماهور کم جمعیت است.وی تنها یک برادر بزرگتر به نام علیرضا محمدی دارد که دکترای عمران می باشد و 7 ثبت اختراع دارد.اطلاعاتی از اسم و شغل پدر و مادر این بازیگر در سایت ها موجود نیست.
تحصیلات
تحصیلات مریم ماهور در مقطه کارشناسی در رشته مهندسی عمران است.
شروع فعالیت
شروع فعالیت مریم ماهور از طریق گذراندن دوره اجرا در مدرسه عالی رسانه شروع شد و مدتی در دانشکده خبر و شاگرد رضا رشیدپور مجری بود. وی از طریق معرفی پرویز نشاط و بعد از تست وارد گروه مجریان گزارشگر برنامه صبحگاهی حالا خورشید شد و بعد از مدتی بعنوان مجری داخل استودیو به اجرای زنده هم پرداخت.
وی علاوه بر خبرنگاری و گویندگی ، تدریس هم می کند . وی در مقاطع هفتم ، هشتم و نهم دروس کار و فناوری ، کامپیوتر و ادبیات تدریس می کند. علاوه بر این مریم ماهور در پروژه های عمرانی نیز فعالیت می کند.
علایق و تفریحات
مریم ماهور در کنار فعالیت های خود از ورزش نیز غافل نیست و در رشته کیک بکس ، فوتبال و شنا فعالیت می کند.وی به موسیقی سنتی بسیار علاقمند است و از طرفداران پر و پا قرص همایون شجریان است.مریم ماهور ورزشکار نیز هست . وی به ورزش های رزمی چون کیک بوکس و همینطور فوتبال و شنا نیز علاقمند است.
مریم ماهور و همسرش
اطلاعاتی از وضعیت مجرد یا تاهل مریم ماهور در سایت ها موجود نیست و ظاهرا مجرد می باشد.
اینستاگرام مریم ماهور
اینستاگرام مریم ماهور به آدرس maryammahour است که 51.4 هزار فالور دارد، 1578 صفحه را دنبال می کند و تاکنون 247 پست بارگذاری کرده است.وی فعالیت در اینستاگرام را به تاریخ 5 اوت 2018 آغاز کرد.

فیلم های مریم ماهور
نام |
سال |
توضیحات |
عطسه |
1399 |
مجری |
دختران کوچه غم | 1400 | کارگردان: علی جعفرآبادی بازیگران: پانتهآپناهیها، المیرا دهقانی |
راز بقا |
1401 |
کارگردان: سعید آقاخانی بازیگران:بهرام افشاری، نیما شعباننژاد |
مگه تموم عمر چند تا بهاره | 1402 |
کارگردان: سروش صحت بازیگران: علی مصفا، قدرتالله ایزدی |
آریا شهر دو نفر | 1402 |
کارگردان: حمید بهرامیان بازیگران: محسن کیایی، مهران احمدی |
مصاحبه مریم ماهور
مصاحبه مریم ماهور با روزنامه هفت صبح را به تاریخ تیر 1403 را بخوانید:
ابایی ندارد که بگوید: «من فوتبالی نیستم؛ اما دارم تلاشم را میکنم.» صندلی مجریگری که مریم ماهور امروز در یک برنامه فوتبالی اینترنتی به دست آورده محصول چند سال بگیر و ببند حضور زنان در برنامههای فوتبال مردان بوده. میداند این کرسی راحت به دست نیامده و میگوید: «چشمهای ما دیگر از دیدن مردهای تکراری، پشت میزهای برنامههای فوتبالی خسته شده بود.»
وقتی نظر همکارانم را درباره مجریگری مریم ماهور میپرسم بدون استثنا همه میگویند که اجرای پرهیجانی داری. یک جورهایی سعی میکنی دوربین را سمت خودت بکشانی.
تازه دست و بالم آنجا خیلی بسته است.
چطوری و از چه لحاظ بسته است؟
نه اینکه تذکر بدهند یا سانسور کنند ولی خب ببینید به خاطر لباست نباید خیلی جلوی دوربین تحرک داشته باشی. مثلا بینندهها در چت میگویند چرا روپایی نمیزنی؟ من میتوانم روپایی بزنم ولی یکسری چیزهایی هست که خودت میدانی. مثلا دیشب توپ را فرستادم و فقط یک روپایی زدم. هنوز ریسک دارد که کاری مثل روپایی زدن بکنم. مشکل فقط روپایی نیست.
مشکل تابوشکنی است که به نظرم دارد اتفاق میافتد. اگر من به ترسم غلبه کنم، قطعا دو نفر دیگرهم میگویند پس ما هم میتوانیم. تازه من که اصلا فوتبالی نبودم. ولی شاید تنها رسالت حضور من این باشد که یک نفر با خودش بگوید: «اِ باحاله که زن مجری برنامه فوتبال باشه. اصلا خیلی جاها فوتبال هم بلد نیست، همین که اظهارنظر میکنه، باحاله.» کاش یک انجمن برای خانمهای فوتبالی درست شود. زنهای مطلعی داریم ولی اعتماد به نفس اظهار آن را ندارند.
احتمالا خودت میدانی در جایگاهی نشستی که یک بار آزاده صمدی، بار دیگر آزاده نامداری نشسته بودند و به برنامه بعدی نرسیده حذف شدند؛ به خاطر همین هم اجرای تو در یک برنامه فوتبالی معنادار است.
شاید چشمهای ما از دیدن آقایان تکراری با همان بحثهای تکراری خسته شده است. شما در مهمانی هم که باشید، صحبت مردها از جایی به بعد برایتان جذاب نیست. مثلا عادل فردوسیپور دیگر خدای این کار است، یا نوید استادرحیمی بچه مطلعی است که به نظرم آنقدر که باید هنوز به حقش نرسیده. ولی حضور یک زن حتی اگر دارد در کنار برنامه جستوجو میکند و راجع به فوتبال یاد میگیرد میتواند نمک برنامهای باشد که قبلا مردانه بوده.
پس گفتی فوتبالی نیستی.
من بچه بودم اصلا عروسک بازی نمیکردم. فقط توپ داشتم و فوتبال بازی میکردم. عاشق این بودم که برای بازی بروم بیرون، با پسرها بازی و دعوا کنم و با پاهای زخمی و خونی برگردم. به خاطر این سبک زندگیام بوده که حالا هم بین زن و مرد تفاوتی قائل نیستم. 10،9سالگی خیلی از کارهایم با پدرم بود. میتوانستم با او بروم و محیطهای مردانه را آزمایش کنم. من با پدرم تا 9سالگی آرایشگاه مردانه میرفتم. از یک سنی به بعد آرایشگر گفت که این دیگر بزرگ شده و اینجا نیاوریدش. آنقدر سوار موتورهای اسنپ شدم که کادوی تولد برایم موتور خریدند و گفتند: بسه. بلند شو خودت برو.
استادیوم هم رفتی؟ اولین مواجههات با زمین چمن را به خاطر داری؟
بله، 7سالگی استادیوم رفتم. یک بار که پرسپولیس بازی داشت پدرم من را یواشکی استادیوم برد. بعد از آن دیگر استادیوم نرفتم. تماشاچی حرفهای نبودم ولی عاشق این بودم در زمین چمن بازی کنم. راستی حمید استیلی، دایی ناتنی من میشود.
به کدام نزدیکتر هستی به مریم بازیگر؟ مریم مجری؟
ناخودآگاه مجریگری رابلدم. تصمیم گرفته بودم دیگر مجریگری نکنم ولی سیستم مافیایی سینما را که در کشور دیدم مجریگری را قبول کردم. قبل از این برنامه داشتم برای یک نقش قرارداد میبستم. به خودم گفتم مریم این همان فرصتی است که گل میشود. شبی که میخواستند برای قرارداد صدایم بزنند، متوجه شدم فلان خانم سوپراستار که همه هم میشناسند، نقش را قبول کرده. وقتی که اینطوری شد گفتم هیچ عدالتی وجود ندارد.
شاید علاقهام به بازیگری به خاطر این است که هنوز قلهاش را لمس نکردم. رفتن روی بیلبورد یکی از فانتزیهای ذهن من است و میدانم وقتی این اتفاق هم بیفتد همهچیز عادی میشود. بالاخره باید چیزی داشته باشید که برایش بجنگید. دو روز بعد از آن شوک، این پیشنهاد را از آپارات گرفتم. روز اولی که رفتم، آقای احمدی تهیهکننده کار را دیدم و گفتم من میآیم و خودم را هم میرسانم، ولی بیا این را با همدیگر از اول توافق کنیم که من فوتبالی نیستم. این جزئیاتی که نوید راجع به بازیکنان میداند، من نمیدانم ولی خودم را میرسانم. به نظرم این استرس همان انگیزه حیات و انگیزه ادامه دادن است.
کار در تلویزیون را چطور شروع کردی؟
رضا رشیدپور در 18-19سالگیام به من این فرصت را داد که مجریگری کنم. آن موقع کلاس کیک بوکسینگ میرفتم. مثلا اگر کمربند زرد بودم با کمربند قهوهای فایت میکردم. مادرم برای اینکه این کار از سرم بیفتد، یک روز گفت مدرسه عالی رسانه یک دوره مجریگری گذاشته، بیا برو آنجا. رفتم آنجا تست دادم و قبول شدم. دستیار صدا بودم، دستیار تصویر بودم. در خیابان برای گزارش و مصاحبه آدم جمع میکردم.
مردم هم همیشه گاردی برای جلوی دوربین آمدن دارند و این کار راحت نیست. هرروز ساعت 4صبح بیدار میشدم، تا 5-5:30 پلاتوهایم را خودم مینوشتم. چون گریمور زن نداشتیم، خودم گریم میکردم. میخواهم بدانید چقدر حجم کار فشرده بود. همزمان دانشگاه میرفتم، به دلیل اینکه رشتهام عمران بود سر ساختمان هم میرفتم. همزمان به دانشکده خبر میرفتم و درمیان دانشجوهای آقای رشیدپور مینشستم. اینطور باب این آشنایی باز شد. به علاوه اینکه در 19-20سالگی در یک مدرسه غیرانتفاعی هم ریاضی تدریس میکردم.
چطور به همه اینها رسیدی؟
من 6ماه در املاک کار میکردم. با موتور میرفتم املاک و به مشتریها فایل نشان میدادم. در آن 6-7 ماهی که بودم 8قرارداد نوشتم. همه اینها به تو یکسری تواناییهای کوچک مثل متقاعد کردن مردم میدهد. مثلا کار املاک یا تدریس انجام میدهی، میفهمی با هر قشری یا هر سنی چطور رفتار کنی که متقاعدشان کنی که بیا از من خانه بگیر یا من واحدت را اجاره میدهم.
احساس نمیکنی که آدمها زیاد در حرفهایت میپرند؟ مثلا بازی هلند و فرانسه را داشتم چک میکردم. حتی کارشناس از حضورت تشکر کرد و نشان دادند خوشحال هستند از اتفاقی که افتاده است. اما گاهی احساس میکنم آدمها ناخودآگاه فراموش میکنند تو هم آنجا حضور داری و باید نظر بدهی و حرف بزنی.
به نظرم به خاطرحجم زیاد اطلاعاتی که مثلا پارتنر من در اجرا نوید دارد که آن لحظه احساس میکند الان باید این را بگوید. بارها شده نوید در گفتوگوها وسط آنتن پیام میدهد که این را هم بپرس یا این هم سوال خوبی است. آنتن زنده است و من هم بارها وسط بحث پریدم و این یک موضوع دوطرفه است.
مجریگری برنامههای فوتبالی چه چالشی برایت داشت؟
چالش اول اینکه من یک آدم صفر کیلومتر هستم و در حالی که همه قدم میزنند، باید میدویدم که به آنها نزدیک شوم؛ به آنها حتما نمیرسم اما برای اینکه توی ذوق مخاطب نخورد باید این کار را بکنم. این به کنجکاو و پرسشگر بودنم هم ربط دارد. مثلا ما یک بخشی داشتیم که برای اولینبار در برنامه اضافه شد که ببینیم ناگلزمان، سرمربی تیم آلمان، ترکیب تیمش را چطور چیده، چه بازیکنهایی در ترکیب به کار برده است و استراتژی فوتبال او را پیدا میکنیم. همینطور که میگفتم در این بازی پرس تیم اینجا ضعیف بود، دفاعشان را سفت و سخت چیده بودند و ... بچهها از بالا من را نگاه میکردند و میخندیدند. میگفتند مریم معنی اینها را میفهمی؟
پس با انتقاد زیاد مواجه شدی؟
یادم است آقای رشیدپور آن سالها میگفت بشین کامنتهای بد خانمهای خانهدار را بخوان. به رنگ لباست فحش میدهند، با چهرهات مشکل دارند، میگویند چرا شالت کج است؟ ولی یکباره میبینی لابهلای آن کامنتها چیزی است که واقعا مشکل و باگ تو است. آن را شکار کن و برای خودت بگیر. به همین دلیل الان به من نقد هم شود ناراحت نمیشوم..
احساس میکنم هیچ ابایی نداری از اینکه بگویی من به فوتبال مسلط نیستم اما آمدهام که راهی را باز کنم.
میخواهم بگویم میشود فوتبالی شد. میخواهم یاد بگیرم و الان انگار در این مدتی که در یورو گذشته یک اعتیادی پیدا کردم به فوتبال. شلوغکاری و شرط بستن و اذیتکردن آدمها برای من در هر چیزی، لذتبخش است. در فوتبالدستی حریف میطلبم. بیلیارد، در بسکتبال همه را میزنم و مدرک غریق شنایم را گرفتهام.
ماجرای برنامه صداتو و اینکه مردم گفتند با تقلب جایزه 200میلیون تومانی به تو رسیده چه بود؟
من در اولین قسمت صداتو به عنوان مهمان رفتم. خیلی هیت از مردم دیدم که چرا اینقدر جیغ میزنی دختره جیغجیغو. همانقدر که کامنت مثبت میدادند یک عده هم میگفتند این از خودشان است که با داورها راحت رفتار میکند. من داورها را اولینبار آنجا میدیدم. با خودم میگفتم این ضبط صفر است برای همین تا جایی که توانستم سعی کردم که حرف بزنم و فضای صمیمی شکل بگیرد که فرم برنامه دربیاید ولی بعضی از مردم گوش نمیدهند.
عکس مریم ماهور
سخن آخر
در این مطلب عکس و بیوگرافی مریم ماهور بازیگر را خواندید.اگر شما اطلاعات بیشتری از هنرمند جوان دارید با ما درمیان بگذارید.