توقف روزنامهها خاموشی مطالبات اصفهان است
حذف آگهیهای مناقصه و مزایده از روزنامهها و انتقال کامل آنها به سامانههای دولتی، در استانی مانند اصفهان، محدود کردن یکی از مهمترین بسترهای پیگیری مطالبات عمومی و توسعهای استان است.
امیر اکبری: حذف آگهیهای مناقصه و مزایده از روزنامهها و انتقال کامل آنها به سامانههای دولتی، در استانی مانند اصفهان، محدود کردن یکی از مهمترین بسترهای پیگیری مطالبات عمومی و توسعهای استان است.
اصفهان در نقشه رسانهای کشور همیشه جایگاهی فراتر از یک استان معمولی داشته است. روزنامههای این استان در سالهای گذشته بارها نقش پیشبرنده مطالبات استان را برعهده گرفتهاند و در بسیاری از موضوعات، پیش از آنکه مسئلهای به سطوح رسمی تصمیمگیری برسد، آن را به دغدغه عمومی تبدیل کردهاند. از حقابه زایندهرود و بحران فرساینده خشکی آن گرفته تا هشدار درباره گاوخونی، از مطالبه قطار سریعالسیر اصفهان-تهران تا ضرورت راهاندازی ایرلاین اختصاصی اصفهان، از بازگشت مالیات صنایع بزرگ به استان تا لزوم تخصیص تسهیلات بانکی متناسب با منابعی که از اصفهان به شبکه بانکی کشور وارد میشود؛ در همه این سالها، روزنامههای استان در صف اول ایستادهاند.

این کارنامه، ارزش روزنامه را در اصفهان روشن میکند. روزنامه در استان بخشی از سازوکار توسعهخواهی اصفهان است. همین رسانههای مکتوب بودند که اجازه ندادند بسیاری از مسائل استان در ازدحام اخبار روزمره کشور گم شود. آنها موضوعات کلیدی اصفهان را زنده نگه داشتند، به مسئولان یادآوری کردند، افکار عمومی را درگیر کردند و برای خواستههای استان تداوم و حافظه ساختند. این نقش را نمیتوان تنها با معیارهای اقتصادی سنجید.
در چنین شرایطی، نگاه تقلیلگرایانه به مطبوعات، خطایی پرهزینه است. وقتی در برخی سطوح تصمیمگیری، روزنامه خصوصی فقط بهعنوان یک کسبوکار دیده میشود، طبیعی است که هرگونه حمایت یا تسهیل برای آن نیز امتیازدهی به یک بنگاه تلقی شود. حال آنکه مسئله در استانهایی مانند اصفهان بسیار فراتر از این حرفها است. تضعیف روزنامه ضعیف شدن امکان مطالبهگری منظم، کاهش قدرت پیگیری رسانهای و کمرنگ شدن صدای استان در سطوح ملی است.
این ضعف در شرایط امروز، تبعاتی سنگینتر پیدا میکند. کشور در وضعیت فشار اقتصادی و شرایط جنگی قرار دارد و اصفهان نیز بهطور مستقیم از این وضعیت آسیب دیده است. صنایع بزرگ و زیرساختی کشور در این استان متمرکز هستند و هر آسیبی به آنها، فراتر از مرزهای اصفهان، بر اقتصاد ملی اثر میگذارد. در چنین موقعیتی، اصفهان بیش از هر زمان دیگری به رسانههای زنده، پرتلاش و ریشهدار نیاز دارد؛ رسانههایی که هم واقعیتهای استان را روایت کنند و هم نگذارند حقوق و اولویتهای آن از دستور کار ملی خارج شود. خاموشی روزنامهها در چنین زمانی، خاموشی بخشی از فضای مطالبهگری استان است.

مسئله فقط تعطیلی یک مجموعه رسانهای یا کوچک شدن چند تحریریه نیست. پشت هر روزنامه، جمعی از نیروهای فرهیخته و باتجربه حضور دارند؛ خبرنگار، دبیر، نویسنده، ویراستار، طراح، صفحهآرا، نیروهای فنی و اجرایی. اینها در کوتاهمدت تجربه کسب نکردهاند. سالها زمان برده تا در بستر مطبوعات استانی شناسایی شوند، آموزش ببینند، تجربه کسب کنند و به نیروی حرفهای اثرگذار تبدیل شوند. با ضعیف شدن روزنامهها، این سرمایه انسانی هم پراکنده میشود. مسیر طبیعی تربیت و رشد نیروهای فکری در حوزه رسانه کندتر میشود و چهبسا در برخی بخشها از هم بپاشد. این خسارت، از جنس خسارتهایی نیست که بهسرعت جبران شود.
از سوی دیگر، روزنامههای اصفهان در میان کمحاشیهترین و قانعترین کسبوکارهای استان بودهاند. با کمترین امکانات، تلاش کردهاند بیشترین نفع عمومی را مطالبه کنند. اثرشان را باید در زنده ماندن مطالبات استان، در افزایش حساسیت عمومی نسبت به بحرانها، در حفظ پیوستگی گفتوگوهای توسعهای و در تقویت مطالبهگری مدنی دید. در چنین وضعیتی، توقف همین آبباریکههای محدود اقتصادی، نتیجهای جز فرسایش بیشتر رسانههای محلی و استانی ندارد.
اصفهان، امروز بیش از هر زمان دیگری به روزنامههای خود نیاز دارد. استانی با این حجم از مسئله، ظرفیت، سهم ملی و مطالبه انباشته، بدون رسانههای حرفهای و ماندگار، قدرت دفاع از منافع خود را از دست میدهد. این فقط دغدغه اصحاب رسانه نیست؛ دغدغه هر شهروندی است که میخواهد مسائل استانش دیده شود، شنیده شود و در سطح ملی پیگیری شود.
امروز انتظار روشن و صریح از استاندار اصفهان، نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی و دیگر مسئولانی که در سطوح کلان کشور امکان پیگیری دارند، آن است که در برابر این روند سکوت نکنند. اصفهان در سالهای گذشته بارها نشان داده که از مسیر رسانههای خود توانسته مطالباتش را زنده نگه دارد. اکنون وقت آن است که مدیران ارشد استان و نمایندگان مردم، در دولت، مجلس و دیگر سطوح حاکمیتی، توقف این روند را با جدیت دنبال کنند؛ هم برای آنکه حذف آگهیها و فشارهای مضاعف بر روزنامهها متوقف شود و هم برای آنکه سازوکارهای پایدار
حمایت از مطبوعات استانی حفظ و تقویت شود. این مطالبه؛ دفاع از توان اصفهان برای پیگیری حق خود است. هرچه روزنامههای استان ضعیفتر شوند، صدای اصفهان در سطح ملی ضعیفتر خواهد شد و استانی با این حجم از مسائل باز و مطالبات معطل، بیش از هر چیز به رسانههایی نیاز دارد که بمانند، پیگیری کنند و چراغ مطالبهگری را روشن نگه دارند.