تغییر واژگان، مشکلی را حل نمیکند
«فروریزش»، «فرونشست» «فرورفتگی» واژههایی است که ۱۰ روز گذشته برای باز شدن دهان زمین و ریزش آن در چهار نقطه اصفهان در رسانهها استفاده شده است. در ۱۰ روز اخیر۴ نقطه اصفهان درگیر پدیده فرونشست بوده است هرچند نامش را و حتی علتش را به مسائل مختلف گره زندهاند اما حقیقت این است که با بازی با کلمات، نمیتوان اهمیت این فاجعهی خاموش را کم کرد. این روزها زیر پای اصفهان خالی میشود، اما بیشتر از اینکه نگران فرونشست دشتها و بحران ریشهای شهر باشیم، درگیر انتخاب واژهها هستیم تا مبادا بار روانی این کلمات، آرامش خاطری را به هم بزند.
راضیه چنگیز نائین:
«فروریزش»، «فرونشست» «فرورفتگی» واژههایی است که ۱۰ روز گذشته برای باز شدن دهان زمین و ریزش آن در چهار نقطه اصفهان در رسانهها استفاده شده است. در ۱۰ روز اخیر۴ نقطه اصفهان درگیر پدیده فرونشست بوده است هرچند نامش را و حتی علتش را به مسائل مختلف گره زندهاند اما حقیقت این است که با بازی با کلمات، نمیتوان اهمیت این فاجعهی خاموش را کم کرد. این روزها زیر پای اصفهان خالی میشود، اما بیشتر از اینکه نگران فرونشست دشتها و بحران ریشهای شهر باشیم، درگیر انتخاب واژهها هستیم تا مبادا بار روانی این کلمات، آرامش خاطری را به هم بزند.
خودمان را گول نزنیم. اینکه در عرض چند روز، زمین در نقطههای مختلف شهر فروبنشیند و آسفالت دهان باز کند، یک اتفاق تصادفی ساده یا یک ریزش معمولی ناشی از ترکیدگی لوله نیست؛ این آژیر خطر است. سالهاست متخصصان و زمینشناسان فریاد میزنند که برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، مرگ زایندهرود و بارگذاری غلط، فلات مرکزی را به لبهی یک پرتگاه هولناک کشانده است. اما پاسخ چه بوده؟ بازی با اصطلاحات و گرهزدن بحران، صرفا به فرسودگی شبکهی آبرسانی!
شاید تصور میشود اگر بهجای «فرونشست»، بگوییم «فروریزش موضعی» یا «فرورفتگی ناشی از حادثه»، مشکل حل شده و زمین سر جای خودش میایستد. این تقلاهای واژگانی، بیشتر شبیه پاککردن صورتمسئله است. وقتی سفرههای آب زیرزمینی جارو شده و خاک متراکم زیر پای اصفهان مثل یک اسفنج خشک فشرده میشود، شهر دارد در خودش فرومیرود دیگر واژهها اهمیتی ندارد.
حال، مسئله دردناک اینجاست که در مواجهه با این فاجعهی ساختاری، بهجای درمان ریشهای، احیای زایندهرود و توقف بارگذاریها، واقعیت، کوچک جلوه داده میشود. پروژههای سنگین ادامه پیدا میکند، سیمان و آهن روی زمین بیجان تلنبار میشود و وقتی زمین دهان باز میکند، با دستپاچگی به دنبال مقصران میگردیم.
حرف آخر اینکه، تا زمانی که فکر اساسی برای نجات آبهای زیرزمینی و بازگرداندن حیات به بستر خشک رودخانه نشود، تغییر واژگان، هیچ گرهای از کار اصفهان باز نخواهد کرد. با کلمات زیبا و بازی با اصطلاحات رسانهای نمیشود جلوی این حوادث را گرفت. زمین با ما حرف میزند؛ و این حفرههایی که پیدرپی در تن شهر ظاهر میشوند، زبان بیرمق اصفهان است. کاش پیش از آنکه کل شهر در این شکافهای عمیق فروبرود، مسئولین و متولیان و تصمیمگیران فکری به حال این پیکر رنجور کنند تا دیر نشده و راه چارهای هست.