فیلم| سال تحویل زوج پرستار در بیمارستان امین اصفهان
زوج پرستار بخش ICU بیمارستان امین اصفهان به عنوان یکی از محلهای نگهداری بیماران کرونایی را به چالش کشیدیم تا ببینیم آنها و خانوادههایشان چگونه با چالشهای این روزهایشان کنار میآیند.

زوج پرستار بخش ICU بیمارستان امین اصفهان به عنوان یکی از محلهای نگهداری بیماران کرونایی را به چالش کشیدیم تا ببینیم آنها و خانوادههایشان چگونه با چالشهای این روزهایشان کنار میآیند.
به گزارش فارس، انگار ازدواج پرستاران با هم خودش یک اپیدمی است که اکثر این زوجهای همکلاسی زندگی زیر یک سقف را انتخاب میکند؛ شاید هم فضای کلاسهای درسشان و دشواریای مسیر آموزشی آن با بقیه متفاوت است که آنها را به هم دیگر میرساند.
نرگس غضنفرپور کارشناس پرستاری فارغ التحصیل دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان) کمی از این موضوع متعجب است و آن را باور نداشت ولی سیدمحمد صادق هوشمند همسر و همکلاسی او با این موضوع آشناتر بود.
در روزهایی که همه از کرونا و نقش سربازان و فرماندهان خط مقدم مبارزه با آن در بیمارستان و خارج از آن صحبت میکنند، این زوج پرستار فارغالتحصیل سال ۹۸ کارشناسی پرستاری که ۶ ماه است در بخش آیسیو جنرال بیمارستان امین اصفهان دوران طرح خود را در پیشانی جنگ در ICU بیمارستان و محل نگهداری بیماران کرونایی میگذرانند را به چالش دعوت کردیم.
غضنفرپور با پرستاری از طریق عمه پرستارش آشنا شده بود اما تا زمانی که وارد این رشته شده، نمیدانسته که چقدر به آن علاقه داشته است و هوشمند نیز به واسطه تقدس آن به سمتش کشیده شده است؛ آنجایی که پرستاران با بیماران ارتباط تنگاتنگی دارند و حیطههای درمانی و روحی روان به آنها کمک میکنند و این کمک کردن چه لذت وصف ناشدنی دارد.
تقدس کمک کردن به خلق انگیزه انتخاب پرستاری
حتی اگر کرونا هم نبود، انتخاب پرستاری به عنوان رشته و پیشه دل شیر میخواهد مرد کهن و شاید بسیاری از خانوادهها هم راضی به این انتخاب نباشند اما خانواده این زوج با اینکه از سختیها و مشقتهایش خبر داشتند، مخالفتی با انتخاب فرزندانشان نکردند تا امروز به سربازانشان در خط مقدم دفاع از وطن افتخار کنند.
شاید هیچگاه مردم آنقدر با پرستاری نزدیک نشده بودند، پرستاری که در پیشبرد فرآیند درمان بیماران نقش مهمی دارد و مرکزیت کادر درمانی در بیمارستان محسوب میشود؛ آن قدر که به گفته هوشمند، پرستاران بیشتر از پزشکان و هر قشر دیگری در بیمارستان با بیماران در ارتباط هستند.
البته نگاهها به پرستاری همیشه اینگونه نیست و گاها آنها را در حد و اندازه یک وصل کننده سرم میبینند که این موضوع پرستاران را ناراحت میکند، به خصوص زوج پرستار ما را.
بیمارستان خانه پرستارها
آن طور که غضنرفرپور میگوید، بیمارستان خانه یک پرستار است که به صورت کامل در آن حضور دارد و در این روزهای سخت است که تازه مشخص میشود آنها چه نقش مهمی در بحرانها دارند.
قطعا روزی که یک پرستار این رشته را انتخاب میکند، با سختیهای آن هم کنار آمده ولی شاید هیچگاه فکرش را نمیکرده که در شرایطی مثل امروز قرار بگیرد؛ همان طور که غضنفرپور هم میگوید زمانی که مشخص شده در این شرایط کار کند، اندکی استرس داشته است.
این استرس قطعا برای خانوادهها بیشتر است به طوری که زوجه پرستار میگوید آنها هربار احساس میکنند ما وارد جنگ میشویم و بر میگردیم و قبل و بعد از هر شیفت کاری تماس میگیرند و جویای احوال می شوند.
میگویند شغل پرستاری همانطور که بیان کردیم، زندگی شخصی را تحت تأثیر قرار میدهد و الان در این برهه زمانی با توجه به تماس مستقیم ما با مددجویان مبتلا و از آنجایی که سلامتی خانواده در اولویت قرار دارد، به ناچار ارتباط ما در حد تماس تلفنی شده و به هرحال دور بودن از کانون گرم خانواده بسیار سخت و این دلهره و ترس پدر و مادر که در لحن و کلام و موج صدایشان کاملاً مشهود هست، ناراحتکننده است؛ اما بهخاطر وظیفه مهمی که روی دوش ما هست و آن بهبودی بیماران و بازگشتشان به کانون گرم خانواده است، این سختی برای ما هموار میشود.
اما جنگیدن در خط مقدم شرایط خاص خودش را هم دارد، آنجایی که این پرستاران خودشان را هم باید قرنطینه کنند و حتی زمانی هم که شیفت نیستند، در قرنطینه هستند.
کرونا پاندمیک شد ولی مردم همچنان در سفر!
جایی که هردو این پرستار و چه بسا کل کادر درمانی کشور را نگران کرده، جدی نگرفتن موضوع توسط مردم است، به طوریکه هوشمند در اهمیت آن این موضوع را مطرح میکند که بیماری پاندمیک یا جهانگیر اعلام شده است.
البته او معتقد است شرایط با مردم کاری کرده که با مشکلات همیشه با شوخی برخورد میکنند ولی باید در کنار شوخی سایر جنبههای مشکل را نیز در نظر بگیرند ؛ چندین هفته است که از شیوع کرونا میگذرد اما مردم همچنان سفر میکنند و خیابانها شلوغ است.
هوشمند میگوید: بیمارانی داشتیم که وضعیت خوبی داشتند و با آنها صحبت میکردیم اما بعد از چند ساعت با کاهش سطح هوشیاری به دستگاه متصل شدند و با وجود تلاش کادر درمانی فوت کردند و این تاکیدی بر اهمیت دادن به این بیماری است.
روحیه فولادین هم جایی میشکند/ پیام رهبری امید دوباره بود
تصور کنید زمانی که کادر درمانی نیاز به روحیه فولادین دارد، مرگ عزیزان خودشان را ببیند، آن موقع است که بار روانی آن در کیفیت خدمات آنها هم تاثیر میگذارد؛ آنهایی که به دنبال ارائه بهترین خدمات هستند و هدفشان صرفا بهبودی بیماران است.
در حالی که همه کادر بیمارستان در حال تلاش هستند تا این بیماری زودتر خاتمه پیدا کند، ولی همچنان میزان سفرها نگران کننده است، اینها را هوشمند میگوید و تاکید دارد اگر شرایط به همین گونه پیش برود، باید برای کادر درمان پرستار بگیریم و تعداد مبتلایان دیگر بسیار زیاد شده است.
غضنفرپور پیام رهبری در روزهای اول این بیماری را دلگرم کننده دانست و اما او هم از دیدن خیابانهای شلوغ ناراحت میشود که چرا مردم این بیماری را هنوز جدی نگرفتهاند.
چرا انقدر کلیپ از پرستاران بیرون میآید؟
کلیپهای رقص پرستاران هم این روزها تبدیل به سوژهای در شبکههای اجتماعی شده است؛ موضوعی که هوشمند در واکنش به آن میگوید: وضعیت روحی بیمار مهم است و اضطراب بیمار برای ما نگرانکننده است؛ ممکن است برای بهبود شرایط بیمار کلیپهای رقص و آواز درست شده باشد.
او میگوید شوخیهایی انجام میدهیم ولی باید بدانید در یک شیفت آنقدر فشار کاری زیاد است که شاید نتواند یک جرعه آب خورد ؛ خواب پرستار با همان لباس معروف فضایی است اما با این حال سعی میکنیم با برخورد خوب بر بالین بیمار حاضر شوید؛ شاید خنده با این لباسها و تجهیزات دیده نشود اما از چشمها و لحن صحبت مشخص است و اینکه یک بیمار میگوید « خدا خیرت بدهد مادر » خیلی لذتبخش است.
غضنفرپور هم میگوید ما در بخش آی سی یو اکثر بیماران سطح هوشیاری پایینی دارند و نمیتوانند صحبت کنند و این خیلی سخت است؛ آنها حتی همراهی ندارند و برای اینکه روحیه خود را حفظ کنیم، گاهی اوقات با همدیگر شوخی میکنیم ولی ما که وقت نداریم از چنین کلیپهایی پر کنیم!
وی ادامه میدهد وقتی از شیفت به خانه برمیگردیم فقط وقت میکنیم بخوابیم؛ با این وضعیت بیرون هم نمیشود رفت و فقط میتوانیم در خانه باشیم.
از لباس فضانوردان تا کار گلخانهای
نوع پوششی که پرستاران دارند، شاید در ایران کمی متفاوت با سایر نقاط دنیا باشد و لباس آنها کمی شبیه به لباس فضانوردان است؛ لباسی که صحبت کردن از آن داغ دل این زوج پرستار را تازه کرد.
از کیفیت جنس آن که بگذریم، در سختی کار پرستاران همین بس که در طول یک دوره 13 ساعته شیفت یک دست لباس بیشتر ندارند و این یعنی امکان رفتن به سرویس بهداشتی هم برایشان مقدور نیست چون امکان تعویض لباس وجود ندارد
غضنفرپور در موردش میگوید: پوشیدن و درآوردن لباس ترتیب خاص خودش را دارد و اگر ترتیب را رعایت نکنیم، ممکن است آلوده شویم ولی به محض پوشیدن آن گویی وارد گلخانه میشویم. همسرش میگوید آن قدر در این لباسها عرق میکنیم که با آمدن یک باد، بدن قدرت تشخیص خود را از دست میدهد که اکنون سرد است یا گرم!
اما با این حال روحیه خود را هم از دست ندادهاند و غضنفرپور میگوید در این گلخانهها رشد موهایمان چندبرابر شده و آنقدر عرق کردهایم که تا پایان کرونا احتمالا چندین کیلو وزن کم میکنیم ؛ همسرش هم در باب این که نمیتوانند در شیفت به سرویس بهداشتی بروند، میگوید ما کلیههایمان را از دست دادهایم.
اما ایران پر است از این عاشقان؛ کافی است فقط عرصه جانفشانی باز شود تا جوانان برای وطن جان خود را فدای آن کنند؛ جای جای تاریخ پر است از این رشادتها و بار دیگر نسل جوان نشان داد که کافی است عرصه جانفشانی باز شود.غضنفرپور دعایش هنگام سال تحویل را عادی شدن شرایط بود و به راحتی میتوان خستگی از این شرایط را در چهرههایشان مشاهده کرد ؛ با اینکه همچنان پر انگیزه و امید رو به جلو ادامه میدهند اما برگشتن به شرایط قبلی تنها خواسته آنهاست با همه این سختیها ولی میگویند اگر زمان به عقب بازگردد بازهم همین پرستاری را انتخاب میکنند.برنامهشان برای پساکرونا، بعد از خوابیدن و استراحت کردن سفر به شیراز و دیدن خانواده هوشمند است و از شیفت سال تحویل میگویند که فقط با روشن کردن تلوزیون بخش توانستند کنار هم باشند و عزیزانشان را در فکرشان کنارشان داشتند