تماشای فراگیر سریال‌های اینترنتی

همه سرگرم تماشای تلویزیون هستند. از هیچ‌چیز آن برنمی‌آید که فیلمی از صداوسیما باشد. می‌پرسم: «چی دارین می‌بینین؟» برادرزاده بی‌آنکه چشم از تلویزیون بردارد، می‌گوید: «پوست شیره. سریال خفنیه! نمی‌بینیش عمه؟»

تماشای فراگیر سریال‌های اینترنتی


همه سرگرم تماشای تلویزیون هستند. از هیچ‌چیز آن برنمی‌آید که فیلمی از صداوسیما باشد. می‌پرسم: «چی دارین می‌بینین؟» برادرزاده بی‌آنکه چشم از تلویزیون بردارد، می‌گوید: «پوست شیره. سریال خفنیه! نمی‌بینیش عمه؟»
انگار چاره‌ای ندارم جز دیدن آن. پرکشش است و خیلی بهتر از این سریال‌های بی‌کشش و حوصله سربر تلویزیون.
خاله، شوهرخاله و دخترهایشان به همراه نوه‌ها غرق تماشای تلویزیون هستند. کمی که نگاه می‌کنم حدس می‌زنم همان سریال «پوست شیر» باشد که چند شب پیش خانواده برادرم تماشا می‌کردند. باز هم چاره‌ای نیست سرگرم تماشای آن می‌شوم. سرگرم‌کننده است. دخترخاله بلافاصله بعد از تمام شدن این قسمت، قسمت بعدی را می‌گذارد. آن یکی دخترخاله بی‌آنکه چشم از صفحه تلویزیون بردارد از خواهرش می‌پرسد: «تا قسمت چندم «جیران» دیده‌ای؟» این دخترخاله که غرق تماشای سریال است، متوجه نمی‌شود و جواب سوال خواهرش را نمی‌دهد.
خاله که نزدیکم نشسته، چند لحظه نگاهش را از صفحه تلویزیون برمی‌دارد و می‌پرسد: «سریال «نیسان آبی» را می‌بینی؟ خیلی خنده‌داره. این سریال را دیدند می‌گویم برایت بگذارند تا از خنده غش کنی.» نوه شش ساله خاله هم که لم‌داده به خاله و دارد «پوست شیر» را که تماشای آن برای سنش مناسب نیست می‌بیند، می‌گوید: «مامان «نیسان آبی» را بگذار». مامان هم بی‌آنکه چشم از صفحه تلویزیون بردارد وعده می‌دهد که بعد از دیدن این سریال حتماً «نیسان آبی» را می‌بینند.
شوهرخاله هم که سرگرم دیدن سریال است نگاهی به ساعت می‌اندازد و می‌گوید که بزنند به شبکه آی‌فیلم تا سریال «یوسف پیامبر» را تماشا کند. همه جز خاله نگاهشان را از صفحه تلویزیون می‌گیرند و با چشم غره به او نگاه می‌کنند. نوه هشت‌ساله خاله با صدای بلند می‌گوید: «بابابزرگ خسته نشدی از دیدن این یوزارسیف؟!»


ارسال نظر