آرامش در حضور خطر
آن زمان وقتی داروغهها نیمهشب پیهسوز به دست در کوچههای تاریک گام برمیداشتند و فریاد برمیآوردند «شهر در امنوامان است، آسوده بخوابید» تنها کسانی این نوید را باور میکردند که با پشت پردهها آشنایی نداشتند و نمیدانستند فردا صبح وقتی به بازار رفتند با مغازههای دروپیکر شکسته خالی از اموال روبرو خواهند شد که شب قبل نویدش را از نهیب داروغه و شبگردها شنیده بودند

آن زمان وقتی داروغهها نیمهشب پیهسوز به دست در کوچههای تاریک گام برمیداشتند و فریاد برمیآوردند «شهر در امنوامان است، آسوده بخوابید» تنها کسانی این نوید را باور میکردند که با پشت پردهها آشنایی نداشتند و نمیدانستند فردا صبح وقتی به بازار رفتند با مغازههای دروپیکر شکسته خالی از اموال روبرو خواهند شد که شب قبل نویدش را از نهیب داروغه و شبگردها شنیده بودند. در اینجا میتوان اشارهای داشت به پاسخ محمد درویش کارشناس محیطزیست به گزارشگری که از پرسیده بود فکر میکنید چه هشداری میتواند برای مسئولان تلنگری جدی در بهبود عملکردشان پیرامون بحران فرونشستها باشد؟ که او جواب داده است «باید همه امکانات آبی استان معطوف به اجرای طرح تعادلبخشی سفرههای زیرزمینی شود، اما ما داریم آب را هدر میدهیم و سرمایهمان را میسوزانیم. درست مثل خانوادهای که تمام پولهایشان را روی هیزم شومینهخانهشان میسوزانند، بعد دست به دعا میشوند و از خدا برای حل مشکلاتشان کمک میخواهند. بهترین کاری که میتوانیم انجام دهیم، این است که چیدمان توسعه را بهسرعت تغییر دهیم و اقتصادی را در کشور توسعه دهیم که آبمحور نباشد. هرچقدر سریعتر
این کار را انجام دهیم، بیشتر میتوانیم به آینده ایران امیدوار باشیم. در غیر این صورت، باید شاهد از بین رفتن شهرهایی که درگیر فرونشست شدهاند، باشیم.» تصاویر فرونشست متنوع و متعدد در سراسر کشور که آخرین آنها خیابان صفه اصفهان و بزرگراه کاشان بود، درحالیکه هنوز هم در حواشی زایندهرود باغ ویلاهایی در حال احداث هستند و با چاههای آب مجاز و غیرمتعارف استخرهای روباز و سرپوشیده احداث میکنند تا زیر آفتابگیر کنار آن به استراحت پس از شنا بپردازند و همچنان این خانه باغها و استخرهای در آن را با آبهای غیرقابلجبران سفرههای زیرزمینی پر و آبیاری کنند؛ اما این افراد از چه طریق و چگونه میتوانند چاههای به خشکی نشسته و عمق 15 متری را تا 130 متر حفاری نموده و از آبهای ژرف نیز بهره ببرند؟ درحالیکه ارقام محاسباتی بهمنظور رسیدن به این ایده آل حرف از میلیارد میزنند! واقعا دیگر قدم برداشتن هم در اینگونه مکانها که از قبل مناطق فرونشست ذکر شده، کمی ترسناک به نظر میرسد. دهههای متمادی است کارشناسان پیرامون پدیده فرونشست زمین هشدار میدهند، اما انگار گوش متولیان پر از پنبه شده که توجهی به این دلسوزیها ندارند تا فریاد
در حلقوم بخشکد. تنها اقدامشان برگزاری جلسات و نشستهای پیدرپی و تکان دادن سر از روی تأسف است! حالآنکه وضعیت وخیمتر از این حرفهاست زیرا فرونشست ۵۴ سانتیمتری زمین در استان فارس را جدی نمیگیرند که در حال انقراض است، آنچه در اصفهان هم اتفاق میافتد نوعی سادهانگاری است تا به دلیل ایجاد شکاف زمین، شش دکل فشارقوی برق جابجا شود! مخاطرات فرونشست زمین را آحاد جمعیت کشور میدانند و هریک بر اساس میزان اطلاعاتی که دارند نگران آن هستند و وزیر نیرو هم در اولین جلسه شورای عالی آب که مهرماه 1400 برگزار شد در حضور رئیسجمهور بهصراحت اعلام کرد «ایرانیان از اول پیروزی انقلاب تا سال 1399 مقدار 130 میلیارد مترمکعب بیشتر از آن چیزی که وارد سفرههای آب شده، برداشت کردهاند. موضوعی که خطرات زیادی ازجمله فرونشست زمین را به دنبال دارد» که رئیسجمهور با شنیدن این آمار، ابراز تأسف کرد و دستور پیگیری داد، اما در ظرف مدت یکسال و نیمی که از این نشست میگذرد تراز منفی آبها از 130 میلیارد مترمکعب به 143 میلیارد مترمکعب افزایش یافته تا تأسفها را بیشتر کند! اما به قول بعضیها آیه یأس نمیخوانیم بلکه واقعیات را مستند و شفاف ارائه
میدهیم که این رسالت یک روزنامهنگار است تا توجهی به ملاحظات و خوش آمدن و بد آمدن کسی نداشته باشد و حقایق را آنچه هست عریان کند. دکتر غلامرضا صادقیان سردبیر روزنامه جوان در سرمقاله دهم تیرماه جاری خود مینویسد: «متأسفانه طرفداران محیطزیست معمولاً از ایده خود بد دفاع میکنند. آنان یکباره سدسازی یا طرحهای خودکفایی کشاورزی را چنان میکوبند که نه از تاک، نشان میماند و نه از تاکنشان! اگر سدسازیها و کشاورزی نبود، این تمدن جدید هم نبود و ما هم نبودیم که حمله یا دفاع کنیم. رودخانهها میماند برای ماهیها و سنجاقکها! مسئله اصلی، مدیریت آب است. 65 درصد آب استحصالشده در ایران (بنا به ادعای وزارت جهاد کشاورزی) و 90 درصد آن (بنا به ادعای وزارت نیرو) در کشاورزی مصرف میشود که با توجه به شیوه غالباً سنتی، بیشتر آن هدر میرود. در تصفیه پسابهای شهری و صنعتی و بازگرداندن آن به آبهای زیرزمینی هم بسیار عقبیم.
مدیریت آبخیزداری کشور هم بسیار ضعیف است؛ و مدیریت صادرات آب مجازی نیز فیلم تلویزیونی مستند تهیه میکند به اسم کارآفرینی که جوانی در کنار مزرعه خود در کوههای زاگرس ایستاده است و میگوید این خاک، بکر است و برای نخستین بار است که کشت میشود و من کلم میکارم و فقط به عربستان صادر میکنم! و سپس یک کلم بهاندازه یک بره در بغل میگیرد و به دوربین نشان میدهد! اسم این کار و اسم هلو کاشتن در باغات مدرن بالادست زایندهرود و صادرات به اروپا و امارات، کارآفرینی نیست، هیولا آفرینی است. خربزه تایباد صادر میشود به امارات و خیار اهواز هم؛ و این آب را به بهای ارزان صادر میکنیم. دفاع خوب از منابع آب باید با حمله به مدیریتها باشد. اکنون حفظ آب یک مدیریت فراقوهای میطلبد. فرصت اندک است. مردم نیز در غفلتاند. در همان اصفهان با آن هشدارها، بسیاری در شهرهای اطراف زایندهرود ویلا ساختهاند.» حالا باید چرتکه را برداشت و حساب دودوتاچهارتا کرد که با این تفاسیر میتوانیم راحت بخوابیم؟!
ادامه دارد