آبباریکه؛ حق اصفهان از زایندهرود نیست
حقابه اصفهان از جریان دائمی زایندهرود به آبباریکهای آنهم از سرریز انتهای یکی از دریچههای سد نکوآباد تبدیل شده است. دو روز پیش جریان آب مثل یک جوی باریک به اصفهان رسید و بخش اندکی از تن وسیع خشک و تفتیده بستر زایندهرود را طی کرد.

حقابه اصفهان از جریان دائمی زایندهرود به آبباریکهای آنهم از سرریز انتهای یکی از دریچههای سد نکوآباد تبدیل شده است. دو روز پیش جریان آب مثل یک جوی باریک به اصفهان رسید و بخش اندکی از تن وسیع خشک و تفتیده بستر زایندهرود را طی کرد. مقدار آب آنچنان ناچیز است که بسیاری از مردم آن را مثل یک شوخی با اصفهان میدانند. از طرفی گفته شده این میزان آب را فقط برای آبیاری 16 هزار هکتار درخت، باغات و فضای سبز شهری اصفهان و جریان آن در مادی رها کردهاند؛ اما میزان آبی که الان در بستر رودخانه جریان دارد آنقدر نیست که بتواند تنش آبی که سالهاست درختان و فضای سبز اصفهان با آن درگیر هستند را جبران کند. بهخاطر شدت گرما و تشنگی بستر رودخانه بخش زیادی از این آب از دست میرود و به این درختان و باغات هم نمیرسد.سؤالی که مطرح است این است که آیا سهم اصفهان از حقابه زایندهرود همین آبباریکه است و دولت نمیخواهد به وعدههایی که داده عمل کند؟ در حال حاضر وضعیت ذخیره سد هم که خوب است و نزدیک به نیمی از ظرفیت سد زایندهرود پر است و دیگر بهانهای برای رهانکردن آب ندارند.
با این وجود وزارت نیرو تصمیم ندارد بخشی از این آب را به اصفهان اختصاص دهد و حقابه محیطزیست و کشاورزان آن را از این ذخیره آبی جبران کند؟
از سوی دیگر آب شرب مردم بخصوص در کلانشهر اصفهان و برخی شهرهای استان در روزهای گذشته قطع یا دچار افت فشار شد. این در حالی است که همیشه دولت اعلام کرده خطقرمزش آب شرب مردم است. اما در برخی مناطق برای چند روز آب برای شرب و نیازهای اولیه وجود نداشت و تنها چاره آبرسانی با تانکر بود.
از طرفی قرار بود در خردادماه با اجرای پروژه فاز اضطراری سامانه دوم آبرسانی به اصفهان ۱.۶ مترمکعب بر ثانیه آب به شبکه آب شرب تحویل داده شود تا با اجرای آن بخش زیادی از مشکل تأمین آب شرب اصفهان حل شود؛ اما خرداد هم گذشت و این وعده هم به مرحله اجرا درنیامد.
در این روزهای گرم سال که نیاز آب شرب شهرها و روستاهای تحت پوشش سامانههای آبرسانی اصفهان به بیش از ۱۶ هزار لیتر در ثانیه میرسد تنها ظرفیت خروجی تصفیهخانه باباشیخعلی ۱۱۵۰۰ و ظرفیت چاههای متفرقه حداکثر ۱۰۰۰ لیتر در ثانیه است؛ بنابراین ضرورت بهرهبرداری از سامانه دوم بیشازپیش احساس میشود.
از سوی دیگر هم به دلیل جاری نبودن آب در رودخانه زایندهرود ظرفیت چاههای فلمن کاملاً از بین رفته و آبی هم در چاههای سطح شهر باقی نمانده است.
حالا اینکه وزارت نیرو منتظر چیست تا بخواهد به وعدههایش جامه عمل بپوشاند مشخص نیست. تنش آبی اصفهان تا کجا باید پیش برود تا فکری به حال آن کنند؟ آیا چند روز قطعی آب شرب خطقرمز دولت را رد نکرده است و خشکشدن درختان و باغها و افتادن هر روزه تعدادی از درختها بر روی مردم و یا آتشگرفتن بخشی از مراتع خشک شده در محدوده خطقرمز دولت نیست؟ فرونشستی که نهتنها جلوی آن گرفته نشده؛ بلکه هر روز پهنه آن گستردهتر و عمق آن بیشتر میشود زنگ بحران را برای مسئولان به صدا درنیاورده است؟ 100 درصد از تالاب گاوخونی هم که خشک شده و حالا گردوخاکهای برخاسته از آن هوای شهرهای استان بخصوص کلانشهر اصفهان را آلوده کرده است هم آژیر خطر را برای دولتمردان به صدا درنیاورده است؟
درست است که روزگاری مردم قانع اصفهان به آبباریکهای که در زندگیشان جاری بود قناعت میکردند و روزگار میگذراندند و خدا را شاکر بودند؛ اما حالا بحث بر سر حیات 5 میلیوننفری است که در این استان زندگی میکنند. صحبت از محیط زیستی است که ادامه زیستش به حقابهای بسته است که روزگاری دائمی بوده و حالا به آبباریکهای تبدیل شده که آیا به مقصد برسد یا نه.
وقت آن شده که دولت کمی به وعدههایی که داده عمل کند و به خطقرمزهایی که پیشازاین مشخص کرده نگاه کند و مدیریت آب در حوضه آبریز زایندهرود را جدیتر دنبال کند؛ جلوی برداشتهای بیرویه در بالادست را بگیرد، طرحهای آبی استان را پیگیری کند و حقابهای که حق اصفهان است را رها کند.