اصفهان امروز در اولین شماره پرونده «روایت خانههای تاریخی اصفهان» به سراغ «خانه تاریخی شهید اول» واقع در محله ابواسحاقیه رفته و از زبان مالک آن روایتهای ناگفته این خانه تاریخی را جویا شده است
بر اساس اسناد و آخرین آماری که موجود است شورای اسلامی شهر اصفهان سال 91 در گزارشی، تعداد خانههای تاریخی شناساییشده در طرح تفصیلی اصفهان را 5 هزار واحد اعلام کرد و همان موقع درباره کاسته شدن و تخریب این خانهها به همه مسئولان شهری و استانی هشدار داد. سه سال بعد از ارائه این آمار مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری استان اصفهان تعداد این خانهها را 4 هزار واحد اعلام کرد و گفت که حدود 30 درصد آنها با مشارکت دولت و بخش خصوصی تغییر کاربری دادهاند.
از طرفی شهرداری اصفهان آمار متفاوتی دارد، بر اساس بانک اطلاعاتی سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری، دادههای 300 خانهی تاریخی ثبتشده است و از مجموع این 300 واحد شناساییشده فقط 81 واحد یا 27 درصد آن در شرایط مطلوب به سر میبرد اگر این محاسبه در مقیاس بزرگتر، یعنی با آن هزار خانهای که در طرح تفصیلی جانمایی شد صورت گیرد، این نتیجه حاصل میشود که فقط هشت درصد خانههای تاریخی اصفهان حال خوش دارند.
هرچند این آمار برای شهری که از آن بهعنوان شهر موزه ایران یاد میشود تاسف بار است اما میطلبد از این تعداد اندک باقیمانده حفظ و حراست شود، جدا از وظایف دستگاهها و نهادهای متولی همچون میراث فرهنگی، استانداری، اداره مسکن و شهرسازی ، شهرداری برای حفظ و حراست این خانهها میطلبد که ادبیات و گفتمان جدیدی در فضای رسانهای استان و شهر اصفهان حاکم شود، ادبیاتی که فقط تخریب و نابودی خانه تاریخی بهعنوان ارزش خبری محسوب نشود، بلکه بیان روایت و ناگفتههای این خانهها برای عموم شهروندان در اولویت قرار گیرد، زیرا امروزه این روایتها است که خانهها و فضاهای ارزشمند شهری را از کارکرد کالبدی خود خارج کرده و بهعنوان عنصر ارزشمند که با خاطره جمعی شهروندان در ارتباط است،نقشآفرینی میکند، ازاینرو روزنامه اصفهان امروز با ایجاد پروندهای بهعنوان«روایت خانههای تاریخی اصفهان» به دنبال این مهم است تا بلکه بتواند بابیان این روایتها و حساس سازی شهروندان از نابودی و تخریب هر چه بیشتر این خانهها جلوگیری به عمل آید، نکتهای که باید در اینجا متذکر شد، این پرونده تاریخ شفاهی نیست بلکه روایت مالکان، ساکنین و فعالان میراث فرهنگی
از این خانهها است و ممکن است در بیان این روایتها اشتباهات یا بهنوعی عدم مغایرت با سرگذشت این خانه وجود داشته باشد، لذا از تمامی خوانندگان و مخاطبان روزنامه اصفهان امروز تقاضا داریم بابیان روایت خود در ارائه هر چه صحیحتر روایت این خانهها به ما یاری رسانند.
اصفهان امروز در اولین شماره پرونده «روایت خانههای تاریخی اصفهان» به سراغ «خانه تاریخی شهید اول» واقع در محله ابواسحاقیه رفته و از زبان مالک آن روایتهای ناگفته این خانه تاریخی را جویا شده است که در ذیل ازنظر میگذرانید.
ضمن معرفی خود درباره این خانه تاریخی توضیحات تکمیلی را بیان بفرمایید؟
عباس شهید اول فرزند کاظم، یکی از مالکین عمارت شهید اول هستم. مستأجر این عمارت آقای حمید مظاهری نام این عمارت را به پنجدری تغییر دادهاند که ثبتشده است و مدتی همخانهی ملکالتجار نامگذاری کرده بوده که ادارهی اوقاف ادعا کردهاند که اگر متعلق به ملکالتجار باشد، وقف ادارهی اوقاف میشود که نامش را عوض میکنند. اما در اصل این بنا به خانه یا عمارت «شهید اول معروف» است که درگذشته بخشی از خانهی امامجمعهی دوره صفویه بوده است.
در ابتدا خانهی امامجمعه دوره صفویه چند هکتار بوده و اکنون این خانه در چه وضعیتی قرار دارد؟
خانه امامجمعه که بخشی از آن را عمارت شهید اول تشکیل میداده است در ابتدا حدود یازده باغخانه بوده است که باهم در ارتباط بودند که هماکنون سمت شرق این خانه تبدیل به حوزهی علمیه شده است. در سال ٨٠ شهرداری دو تا از اتاقهای عمارت شهدی اول را که در غرب خانه امامجمعه بوده را تخریب میکند.
بخشی دیگر از خانه امامجمعه را که حدود سه خانه باغ میشده فردی معتمدی به نام «حسن دندانطلا» خریداری میکند و بعد از انقلاب این خانهها به دست میراث فرهنگی و مسکن و شهرسازی میافتد اما به دلیل عدم رسیدگی به این سه خانه، در سالهای اخیر طاقهای این سه خانه فرومیریزد و عملا تخریب میشوند. این سه خانه از میان یازده خانه باغ امامجمعه از ویژگیهای منحصربهفردی برخوردار بودند درواقع تزئینات و معماری که در این سه خانه وجود داشت آنها را نسبت به هشت خانه باغ دیگر متمایز میکرد، اما افسوس این سه خانه شاخص در اثر عدم رسیدگی بهنوعی تخریب کامل شد.
درواقع بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اقدامی برای مرمت این خانههای ارزشمند صورت نمیگیرد؟
پدر من به خاطر مرمت خانه با میراث فرهنگی در تعامل بود و آن زمان به آقای باقر آیتاللهزاده شیرازی که در منزل آقای شهشهانی زندگی میکردند، فشار میآورد که زیرزمین این خانه را مرمت کنند که مرحوم شیرازی آن زمان پیشنهاد دادند که اطراف این خانه و مسجد عتیق را خالی و مانند انگشتری در یک قاب قرار دهیم، حتی چهار فاز اجرایی برای این پروژه در نظر گرفته بودند، که در این چهار فاز بسیاری از خانهها و بافتهای ارزشمند تاریخی این منطقه تخریب شد. به یاد دارم آن زمان به آقای شیرازی گفتم که گوشوارهای این خانه را به دلیل آینهکاری منحصربهفردی که دارد خراب نکنند؛ اما در پاسخ گفتند مسئلهای نیست و سپس این گوشوارهای منحصربهفرد ازلحاظ تزئینات آینهکاری را تخریب کردند. و همین تخریب که درسمت شرق عمارت شهید اول اتفاق افتاده است باعث شده در طی این سالها به این عمارت آسیبهای جدی وارد شود درواقع در اثر تخریب کوچهای به ارتفاع دو متر بالاتر در سمت شرق این خانهاین خانهایجاد شد و همین امر باعث شد که این خانهها در طی این سالها با نم گرفتگی، پوسیدگی و ریزش تزئینات روبهرو شود و اگر فکری برای مرمت آن نشود، این خانه در طی سالهای آتی
تخریب خواهد شد. و نکته تاسف بارتر که طی این چند سال اخیر متوجه آن شدیم بخش اعظم بناها و خانههای این محله(ابواسحاقیه) توسط اوقاف خریداری برای ساختوساز خریداری و ایجاد مراکز فرهنگی خریداریشده است در صورتیکه این محله ثبت یونسکو است و نقشههای آن در شهرداری موجود است و این خریداری توسط اداره اوقاف و ساختوساز بهنوعی خیانت بزرگ در حق مردم اصفهان و تاریخ این شهر است.
تاکنون خانه ارزشمندی در این محله توسط اداره اوقاف تخریبشده است؟
محله ابواسحاقیه فقط مختص این منطقه نیست بلکه بخش شهشهان و دردشت هم جز این محله محسوب میشوند و این محله در زمان صفویه بسیار مهم و استراتژی بوده بهگونهای که تازه متوجه شدهاند حتی خانهی عمهی شاهعباس که به آقای شیخ بهایی داده بوده، اکنون در این محله و نزدیک عمارت شهید اول است، اما در اثر خریداری زمینها این محله توسط اداره اوقاف نزدیک هشتتا خانههای ستارهدار این محله توسط فردی به نام آقای کشکولی برای تاسیس دانشگاه علم و حدیث در این منطقه تخریبشده است.
در زمان آقای باقر آیتاللهزاده شیرازی که ریاست دفتر حافظت آثار باستانی اصفهان بر عهده داشت، عمارت شهید اول و خانههای تاریخی اطراف آن با چه اتفاقات ناگوار دیگری روبهرو شد؟
آقای شیرازی دغدغه حفاظت آثار باستانی داشت اما نکتهای که قابل تامل این است که از میان ده طرح برای تخریب خانهها وبافتهای تاریخی منطقه ابواسحاقیه، یکی از این طرحها با موافقت آقای وی تصویب شد که این بالاترین خیانت بود؛ زیرا این منطقه ثبت یونسکو بود. همزمان با این تخریب، شهرداری هم تخریب زیادی انجام داد، از نزدیک مسجد جامع که پیش میرویم، تمام طاقیها را که خانواده در آنها زندگی میکرده خرآبکردن حتی صاحب بقالی محله(آقای امینی)، مدعی بود که خانوادهاش در اتاقهای این خانهها زندگی میکردند، که از شهرداری یک روز بدون اطلاع قبلی آمدند و تمام وسایل ما را بیرون ریخته و سپس اقدام به تخریب خانه کردند.
حتی نکته تاسف بارتر اینکه به دلیل اینکه گچبریهای این خانه بسیار نفیس و در نوع خود منحصربهفرد بود، بریده و برای تزئینات هتل عباسی که آن زمان در حال ساخت بود، استفاده میگردد
بعد از دورهی مرحوم شیرازی، آقای عبدالله جبل عاملی، رئیس وقت میراث فرهنگی اصفهان در سال ۶٧-۶٨ به پدرم پیشنهاد فروش عمارت شهید اول را دادند و پدرم با این استدلال که یکی از پسرهای من خارج است و نظر وی را باید جویا شوم، از فروش عمارت امتناع کرد بعد از آقای جبل عاملی، آقای ملکمدنی شهردار وقت اصفهان تلاشهای زیادی برای خرید این عمارت کردند اما به دلیل اینکه من خارج از کشور بودم، قضيهی خرید ملغی شد.
آقای جبلعاملی بهعنوان رئیس میراث فرهنگی وقت اصفهان چه نگاهی به عمارت شهید اول داشتند؟
وی میخواستند این خانه را خریداری و خود از آن نگهداری کند، اما خدا را شکر که ما نفروختیم زیرا بهطور قطع این خانه تخریب میشد.
در زمان آقای جبلعاملی چه اتفاقی دیگر برای عمارت شهید اول میافتد؟
من از سال 68 به مدت هجده سال ایران نبودم و در آن زمان پدرم فوت میکند و مدیریت این خانه به پدرم میرسد با ت.جه به اینکه برادرم آزاده بود و بعد از هفت سال اسارت در رژیم بعثی عراق حال روحی خوبی نداشت، عمارت شهید اول را بدون دریافت هزینهای در اختیار یک خانواده افغانی قرار میدهد و این روند تا زمانی که من به کشور بازگردم ادامه داشت. در این مدت 18 سال شهرداری و میراث فرهنگی در کمیسیون ماده 5 استانداری تصویب میکنند که دیوار این خانه 2.5 متر بالا برود و در اثر این اقدام گوشوارههای این خانه بهطور کامل تخریب میشود.
رویکرد احمد منتظر، رئیس وقت میراث فرهنگی اصفهان نسبت به حفظ و حراست از این خانه تاریخی چه بود؟
من در دوره مدیریت آقای منتظر ایران نبودم ، اما وی از طریق یکی از دوستان مشترک به من پیام دادند در صورت تمایل مرمت این خانه را شخصا بر عهده میگیرم که من در پاسخ اعلام کردم که در حال حاضر بودجهای برای مرمت این خانه در اختیار ندارم.
درواقع قرار بود آقای منتظر این خانه را از طریق میراث فرهنگی مرمت کنند؟
آیا مهندس منتظر قصد مرمت این خانه را داشته ولی میراث فرهنگی بودجه در اختیارش نگذاشته است؟
خیر، منظور مهندس منتظر این بود که من مبلغی در اختیار ایشان بگذارم که خود خانه را مرمت کنند. اما با توجه به وسعت این خانه و آسیب جدی که به این خانه طی این سالها به آن واردشده بود، توان تهیه مبلغ برای مرمت این خانه را نداشتم ضمن اینکه نهادها و ادارههایی که باعث ویرانی این خانه شدهاند باید به فکر مرمت این خانه تاریخی ارزشمند باشند.
با توجه به اینکه آنطرف سهطبقه و زیرزمین و اینطرف ١٠٠٠ متر است، نیاز به بودجهی کلانی دارد که از توان ما خارج است، ضمن اینکه کسی که خراب کرده است باید بیاید و درست کند. به همین منظور من منتظر هستم کار کمیسیون مادهی ۵ دربارهی این کوچه تمام شود و بعد دنبال شکایت از افرادی باشم که اینجا را خراب کردهاند و ساخت مجدد آن را به خود آنها بسپارم. بنابراین حالا حالاها باید دوید.
در مدت 18 سال که این عمارت در اختیار خانواده اتباع قرار گفته بود، چه آسیبهایی به این خانه وارد شد؟
بسیاری از تزئینات و وسایل منحصربهفرد این خانه نه توسط اتباع و ساکنین آن بلکه توسط افراد دیگر که متأسفانه برخی ازآنها آشنا بودند، به سرقت برده شد. در این دوران دو تا از دربهای وسط سمت شرقی خانه که آینهکاری و منبتکاری بوده، آینهکاری که روی آن سورهی نور نقش بسته بود، به سرقت رفت و ظاهراً فردی که این کار را کرده آشنا بوده است و در حال حاضر از دنیا رفته است.
بعدازاینکه از خارج از کشور بازگشتید، برای این عمارت تاریخی چه تصمیمی گرفتید؟
وقتی بعد سالها به کشور بازگشتم به اداره کل میراث فرهنگی اصفهان برای مرمت این خانه مراجعه کردم در آن زمان مرحوم کازرونی که مرمت کار و مسئول قراردادها اداره میراث فرهنگی را بر عهده داشت شخصی به نام حمید مظاهری تهرانی که استاد دانشگاه بودند را برای مرمت این خانه به من معرفی کردند و پس از آشنایی و گفتوگوی اولیه این خانه را برای مرمت در اختیار آقای مظاهری اجاره دادم که درازای اجازه بها این خانه را مرمت کند و هرساله هم پیگیر مرمت این خانه بودم اما آقای مظاهری طی سالهایی که در این خانه زندگی میکردند، مرمتی در این خانه انجام ندادند و بیشتر این مکان حکم دفتر کار برای وی داشت و در طی این سالها آقای مظاهری با حضور در این عمارت، برای خودش اعتبار زیادی کسب کرده بود. وی کمکم این ساختمان را از عملکرد اولیهاش خارج کرد و تبدیل به بومگردی و کافیشاپ و مکانی برای برگزاری جشنها کرد، که حدود سیزده سال طول کشید و مدعی شده بود که اینجا را خریداری کرده است، تا اینکه بالاخره با حکم دادگاه ایشان را از آن خانه خارج
کردیم.
آیا میراث فرهنگی طی این سیزده سال به آقای مظاهری اخطار نداد؟
خیر، میراث فرهنگی یک ادارهی بیضابطهای است و با شهرداری معمولا مشکلدارند. میراث فرهنگی پیشازاین ظاهراً بایگانی هم نداشته، و یکی دو سال پیش مکانی را برای این امر بازسازی کردند، در کل این اداره بودجهی زیادی را هدر داده و تا کنون کار مطلوبی ارائه نکرده است.
در زمان آقای مظاهری چه خسارات و ایراداتی به این خانه وارد شد؟
خساراتی که وی به این خانه وارد کرد این بود که روی آجرها سرامیک کردند و باغچهها جابجا کردند، مطبخ را تبدیل به رسپشن یا همان پذیرش کردند و یک طاق کوچک زدند که زیر آن فعلا ماشین میگذاریم. تقریبا حدود ٢۵ درصد طرف شمال خانه را تعویض کرد اما خوشبختانه نتوانست طرف شاهنشین این خانه را تغییر دهد.
آیا در زمان مرحوم فریدون اللهیاری و علیرضا ایزدی مدیران وقت اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان برای مرمت این خانه اقدامی صورت گرفت؟
خیر، از زمان آقای جبلعاملی دیگر هیچ مرمتی صورت نگرفت، تا زمان آقای حسن روانفر که وی قبل از مرحوم اللهیاری مدیرکل میراث فرهنگی بودند.
خانه امامجمعه که بخشی از آن عمارت شهید اول است چند درصد تخریبشده و چند درصد احتیاج به مرمت اساسی نیاز دارد؟
٨٠ درصد آن به مرمت اساسی نیاز دارد. من بارها برای مرمت آن به اماکن مربوطه مراجعه کردهام، اما چون بالغبر ١٠٠٠ متر از این خانه صافشده است و باید به دستور خود میراث فرهنگی به کمک بیل و کلنگ آهسته بهطرف پایین پیش برویم و حفاری کنیم تا به پایههای خانهای که تخریبشده است برسیم و بازسازی کنیم.
اکنون این خانه، ستارهدار است؟
بله، به گفتهی پدرم، این خانه با این زیرزمین، تمام هنرهای ایرانی - اسلامی را در خود جایداده است. از عهد صفوی به اینطرف قدمت دارد و فقط طلای آبشده و نقش بسته روی دیوارها، حدود ١٠٠ سکهی اشرفی است.
چه زمانی دستگاه حفاری و طلایاب در این عمارت پیدا کردید؟
دو سال پیش همسایگان این عمارت دیده بودند که در ساختمانهای دیگر عمارت شهید اول طلایاب میگردانند و خودم هم که آمدم، دیدم در زیرزمین هم حفاری کردند و کوره طلا هم درست کرده بودند و آقای مظاهری که در اینجا زندگی میکرد، پشت اتاق گوشواره را دیوار کشیده بود که درب را تعویض نکند و آنجا را انباری و پلهها را مسدود کرده بود. درمجموع ما اینجا دستگاه طلایاب و کوره و دستگاه حفاری را پیدا کردیم.
البته ما دو احتمال میدهيم؛ یکی اینکه طلاهای که پیدا میکردند، آب میکردند که بتوانند استفاده کنند، و دیگر اینکه احیانا فردی پیدا میکرده و به آنها تحویل میداده تا برایش این طلاها را آب کند تا دیگر طلاها پیداشده را نتوان پیگیری کرد.
آبکردن طلا برای طلاکاریهای عمارت هم صورت گرفت؟
خير، این طلاها را اینجا نمیتوانند آب بکنند؛ چون آنها را پودر میکردند و با مواد دیگر مخلوط میکردند و بعد روی آن نقاشی میکردند. زمانی که من آمدم، دیدم که کولرآبی در اینجا تعبیه کردهاند که رطوبت آن باعث ریختن گلوبوتههای نقشبسته روی دیوارها شده است. آقای مظاهری اطلاع نداشته است که اینجا نباید از کولرآبی استفاده کند و به خاطر اینکه رطوبت را بگیرد، از بخاری استفاده کرده است تا هوا متعادل شود که بتواند از مهمانان پذیرایی کند. تا زمان آقای روانفر هیچ مرمتی نشد، تا آن زمان هم من با تا آن زمان هم من با پافشاری بسیار زیاد توانستم تا اینجا کار را پیش ببرم و ترکها را مرمت کنم.
عمارت شهید اول تا چه اندازه در معرض تخریب است؟
بسیار شدید. به خاطر کوچهی که وسط این محله انداختند و تردد مادام وسایل نقلیه باعث تنش و آثار تخریبی فراوانی در این خانهها شده است. همچنین سطح کوچه را دو متر و نیم بالا آوردهاند که به نمای خانه لطمه زده و در معرض تخریب است. نکتهی دیگر اینکه جایی از خانه را که میراث فرهنگی و شهرداری تخریب کردند، باعث شده است که اتاق عمارت به سمت شرق کشیده و کج شود و دربها که به پنجدری معروف است، هیچکدام باز نمیشود. از طرفی ساختمان هم تا حدودی نشت کرده است. درمجموع نظر من این است که عمارت شهید اول و خانههای پشت آن را باید در هم ادغام کنند و یکچیزی مانند هتل عباسی درست کنند؛ هزینهی سنگینی دارد اما درآمد بالایی هم از آن عاید میشود. آنچه مسلم است، بدون درآمد، هیچکس نمیتواند کاری را پشتیبانی کند .
از طرفی خانههای دیگر هم هستند که باید آنها را هم در نظر گرفت. همچنین باید نام کوچهها را به نام اولیهاش برگردانند که وقتی گردشگر در این کوچهها قدم میزند از حال و هوای دورهی صفوی و سلجوقی و قاجار مطلع شود. بعضی از این خانهها را هم میتوانند تبدیل به خانهی فرش یا سایر هنرهای ایرانی، اسلامی بکنند که گردشگران از آن بهرهمند شوند . من تصور میکنم کلیت این مجموعه را باید به این شیوه مرمت و معماری و بازسازی کرد تا اصالت آن بهگونهای حفظ شود .