اصفهان؛ تنها بازنده صندلی بیقرار مدیریت محیطزیست
در سالهایی که اصفهان بیش از هر زمان دیگری زیر فشار بحرانهای زیستمحیطی نفس میکشد، از فرونشست زمین گرفته تا آلودگی هوا و تنش آبی، شاید انتظار بدیهی این باشد که مهمترین نهاد متولی این حوزه یعنی اداره کل محیط زیست استان، از ثبات، تداوم و تمرکز برخوردار باشد. اما آنچه در واقعیت دیده میشود، چرخهای از تغییرات پیدرپی مدیریتی است.
در سالهایی که اصفهان بیش از هر زمان دیگری زیر فشار بحرانهای زیستمحیطی نفس میکشد، از فرونشست زمین گرفته تا آلودگی هوا و تنش آبی، شاید انتظار بدیهی این باشد که مهمترین نهاد متولی این حوزه یعنی اداره کل محیط زیست استان، از ثبات، تداوم و تمرکز برخوردار باشد. اما آنچه در واقعیت دیده میشود، چرخهای از تغییرات پیدرپی مدیریتی است؛ تغییراتی که به گفته احمد شریعتی، عضو هیئت رئیسه شورای اسلامی شهر اصفهان، در سه تا چهار سال گذشته به جابهجایی چهار تا پنج مدیرکل انجامیده است.
این حجم از ناپایداری در سطح مدیریت، تنها یک مسئله اداری ساده نیست؛ بلکه در شهری مانند اصفهان که هر تصمیم یا هر تأخیر در تصمیمگیری میتواند پیامدهای بلندمدت برای خاک، هوا و منابع آب آن داشته باشد، عملاً به معنای فرسایش سیاستگذاری محیطزیستی است. مدیری که هنوز فرصت شناخت دقیق از پیچیدگیهای استان را پیدا نکرده، یا درگیر ساختارهای اداری و میدانی نشده، جای خود را به فرد دیگری میدهد؛ و این چرخه، فرصت شکلگیری یک رویکرد پایدار را از بین میبرد.
نکتهای که در سخنان عضو شورا نیز برجسته بود، همین مسئله است که برخی از این انتصابات، نه بهعنوان مقصد مدیریتی، بلکه بهعنوان سکوی پرتاب به سطوح بالاتر سازمانی تعریف میشوند. اگر چنین نگاهی بر روند انتصابها غالب شود، طبیعی است که اولویتها از «حل مسئله در اصفهان» به «عبور سریع از اصفهان» تغییر کند. در چنین شرایطی، شهری که با مسائل انباشته و پیچیده روبهروست، عملاً به ایستگاهی موقت در مسیر ارتقای اداری تبدیل میشود؛ نه میدان حل مسئله.
این در حالی است که بحرانهای زیستمحیطی اصفهان، بحرانهای کوتاهمدت و ساده نیستند. فرونشست زمین، نتیجه سالها برداشت بیرویه و مدیریت ناکارآمد منابع آب است؛ آلودگی هوا، حاصل ترکیب صنعت، حملونقل و الگوهای توسعه شهری است؛ و تنش آبی، ریشه در سیاستهای فراتر از مرزهای استان دارد. مواجهه با چنین مسائلی، نه با تصمیمهای مقطعی، بلکه با استمرار، شناخت میدانی و پیگیری بلندمدت ممکن است. دقیقاً همان چیزی که تغییرات پیدرپی مدیریتی آن را تضعیف میکند.
در کنار این نقدها، اشاره به انتصاب سرپرست جدید اداره کل محیط زیست استان که از نیروهای بومی است، نکتهای امیدوارکننده تلقی شده است. بومی بودن البته بهتنهایی تضمینکننده موفقیت نیست، اما یک مزیت مهم دارد: شناخت زیسته از زمین، مردم و مسئله. کسی که در همین خاک زندگی کرده، با زخمهای آن بیگانه نیست و شاید بهتر بتواند عمق بحران را درک کند. با این حال، این فرصت زمانی معنا پیدا میکند که ثبات مدیریتی از حالت شعار خارج شود و به یک رویکرد واقعی تبدیل گردد.
انتقاد دیگر عضو شورا به کوتاهیهای گذشته در حوزه آب نیز یادآور یک واقعیت تلخ است: بسیاری از بحرانهای امروز، نتیجه تصمیمها یا بیتصمیمیهای دیروز هستند. مرور این تاریخ، صرفاً برای سرزنش گذشته نیست، بلکه برای درک این نکته است که ادامه دادن مسیر بیثباتی و تصمیمهای کوتاهمدت، هزینههای سنگینتری بر آینده تحمیل خواهد کرد.
در نهایت، مسئله اصلی اصفهان در حوزه محیط زیست، تنها تغییر یک مدیر یا آمدن یک نام جدید نیست. مسئله این است که آیا میتوان برای حل بحرانهایی که ریشه در دههها دارند، فرصت کافی برای فهم، برنامهریزی و اجرا به مدیران داد یا نه. تا زمانی که مدیریت محیط زیست استان در چرخهای از تغییرات سریع و نگاههای گذرا قرار داشته باشد، امید به بهبود پایدار، بیش از آنکه یک برنامه عملی باشد، یک آرزو باقی خواهد ماند.
اصفهان امروز بیش از هر چیز به «ثبات تصمیمگیری» نیاز دارد؛ ثباتی که اجازه دهد سیاستها به نتیجه برسند، مدیران مسئولیت بپذیرند و مسائل، فرصت حل شدن پیدا کنند. بدون این ثبات، حتی بهترین برنامهها نیز در میانه راه متوقف میشوند و بحرانها، تنها شکل خود را تغییر میدهند، نه ماهیتشان را.