گسستهسازی زایندهرود
غروب از نیمه گذشته است. در شرق اصفهان، حاجرحیم رحمانی ۶۲ ساله کنار کانال نشسته است. کانالی که باید صدای جریان زندگی باشد، اما بیشتر شبیه خطی از انتظار خشکشده است.
عاطفه علیان: غروب از نیمه گذشته است. در شرق اصفهان، حاجرحیم رحمانی ۶۲ ساله کنار کانال نشسته است. کانالی که باید صدای جریان زندگی باشد، اما بیشتر شبیه خطی از انتظار خشکشده است.
به گزارش اصفهان امروز ، او دستش را به سمت مزرعه میگیرد و میگوید: «پارسال همین موقع گندم داشتیم. وقتی رفت توی مرحله دانهبستن، آب را بستند... همهچیز از بین رفت. امسال هم همین ترس با ماست، فقط اسم محصول عوض شده، شده ذرت.
زایندهرود از سد آغاز میشود، اما سرنوشتش در فلات مرکزی نوشته میشود.
ظرفیت اسمی سد مخزنی زایندهرود یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون مترمکعب است. اما طبق آخرین اطلاعات حجم فعلی آن حدود ۶۰۰ میلیون مترمکعب گزارش شده؛ کمتر از نیمی از ظرفیت.
متوسط ورودی به سد هم حدود ۱۱۲ مترمکعب در ثانیه و متوسط خروجی حدود ۱۹ مترمکعب در ثانیه است؛ اختلافی که نشان میدهد مسئله فقط کمبود آب نیست، بلکه نحوه مدیریت و توزیع آن است.
اما این اعداد در شرق اصفهان به زبان دیگری نقل میشوند:
قطع، انتظار، و ریسک.
بر اساس دادههای رسمی، خروجی سد زایندهرود برای نخستینبار در سال جاری از ۱۷ اردیبهشت با هدف تأمین آب باغهای غرب استان افزایش یافت، اما در همان مرحله آب در بستر رودخانه در کلانشهر و شرق اصفهان جریان نیافت.
در ادامه، با افزایش خروجی از ۱۰ خرداد، آب از شهر اصفهان گذر کرد و به پاییندست رسید.
کشاورزی دیگر در دشت اصفهان، فرآیندی وابسته به «نوبت آب» است.
حافظه کشاورزان هنوز درگیر سال گذشته است. سالی که به گفته آنان، کشت گندم تا مرحله حساس دانهبستن پیش رفت، اما آب قطع شد.
حاجرحیم میگوید:
«گندم هفت تا هشت نوبت آب میخواهد، اما چهار نوبت بیشتر ندادند.»
او مکث میکند و ادامه میدهد:
«وقتی آب نرسید، فقط محصول از بین نرفت... زندگیمون هم ضربه خورد. هیچکس هم پاسخگو نبود»
امسال حدود ۲۵ درصد زمینهای شرق اصفهان زیر کشت رفته است. محصول غالب، ذرت علوفهای و ارزن است.
اما ذرت، برخلاف ظاهرش، محصولی حساس است.
یکی از کشاورزان جوان میگوید:
«ما با کمآبی کنار میآییم، اما با قطع و وصل نه. نمیدانیم آب هست یا نه. این یعنی ممکن است بلای گندم پارسال امسال هم سرمان بیاید."
از خرداد تاکنون، سه نوبت رهاسازی آب انجام شده است؛ الگویی ثابت: دو هفته جریان، یک هفته قطع، دوباره تکرار.
کشاورزان این الگو را «فرساینده» میدانند.
در نشست ۲۶ خرداد در منطقه «وجاره»، حسین وحیدا، رئیس اتاق اصناف کشاورزی اصفهان، صریح گفت:
«جریان آب به هیچوجه نباید قطع شود؛ رودخانه باید با دبی کم اما دائمی زنده بماند.»
او تأکید کرد مسئله، حجم نیست؛ «پایداری جریان» است.
در سوی دیگر، متولیان توزیع آب از جمله شرکت میراب و شرکت آب منطقهای معتقدند شبکههای سنتی برای دبی پایین طراحی نشدهاند.
از نگاه آنان، جریان کم و پیوسته ممکن است در مسیر هدر برود یا به مقصد نرسد؛ بنابراین قطع و وصل، یک ضرورت فنی است نه انتخاب.
اما این توضیح برای کشاورزان قانعکننده نیست.
یکی از آنان میگوید:
«اگر آب هست، چرا به زمین نمیرسد؟ اگر نیست، چرا باز میکنند و دوباره میبندند؟»
در کنار بحران آب، هزینه تولید نیز افزایش یافته است.
کودهای شیمیایی مانند اوره و فسفات چند برابر شدهاند. برخی اقلام مانند کود فسفات به حدود ۷ میلیون تومان برای هر کیسه ۵۰ کیلویی رسیدهاند.
سموم نیز به سطوحی از قیمت رسیدهاند که برای بسیاری از کشاورزان قابل تأمین نیست.
در همین حال، آفات نیز در شرق اصفهان، بهویژه در کشت ذرت و ارزن، شدت گرفتهاند.
کشاورزان میگویند:
«نه آب داریم، نه توان هزینه کردن. اگر هزینه کنیم و آب نیاد، همه چیز تمومه.»
بر اساس اعلام رسمی، ۶۸ تیم نظارتی در مسیر رودخانه و کانالها مستقر شدهاند تا برداشتها کنترل و جریان مدیریت شود.
کشاورزان معتقدند بخشی از آب در مسیر انتقال از بین میرود.
در برخی روایتها، این اتلاف تا حدی است که «بخشی از آب قبل از رسیدن به زمینها گم میشود».
این موضوع، اعتماد به کل سیستم را تضعیف کرده است.
زایندهرود برای کشاورزان شرق و غرب اصفهان دیگر یک رودخانه طبیعی نیست؛ یک سیستم تنظیمشونده است.
سیستمی که باز و بسته میشود، نه جاری و پیوسته.
هر بار که باز میشود، امید برمیگردد.
هر بار که بسته میشود، بخشی از زندگی متوقف میشود.
حاجرحیم دوباره به کانال نگاه میکند.
آب نیست.
میگوید:
«اگر قرار است آب بیاد و بره، ما چطور کشت کنیم؟»
زایندهرود امروز فقط مسئله کمآبی نیست؛ مسئله اعتماد است.
در یک سو، سد، عددها و برنامههای توزیع قرار دارد.
در سوی دیگر، زمینهایی که با هر قطع و وصل، بخشی از آینده خود را از دست میدهند.
و در میان این دو، کشاورزانی که باید تصمیم بگیرند: بکارند یا نکارند، هزینه کنند یا عقب بکشند.