گردشگری در کما

اصفهان، این موزه‌ی زنده‌ی تاریخ، همیشه به مهمان‌نوازی‌اش زنده بوده است. اما این روزها اگر سری به لابی هتل‌ها بزنید یا از صاحبان اقامتگاه‌های بومگردی سراغی بگیرید، سکوتی سنگین‌تر از همیشه تحویلتان می‌دهند. حقیقت تلخ و عریان این است که گردشگری اصفهان، دیگر نفس نمی‌کشد؛ بلکه زیر دستگاه تنفس مصنوعی، دارد آخرین تقلاهایش را می‌کند.

گردشگری در کما

اصفهان امروز_ راضیه چنگیز نائین: اصفهان، این موزه‌ی زنده‌ی تاریخ، همیشه به مهمان‌نوازی‌اش زنده بوده است. اما این روزها اگر سری به لابی هتل‌ها بزنید یا از صاحبان اقامتگاه‌های بومگردی سراغی بگیرید، سکوتی سنگین‌تر از همیشه تحویلتان می‌دهند. حقیقت تلخ و عریان این است که گردشگری اصفهان، دیگر نفس نمی‌کشد؛ بلکه زیر دستگاه تنفس مصنوعی، دارد آخرین تقلاهایش را می‌کند. بیست روز قطعی اینترنت، فقط خاموش شدن چند سایت و  پیام‌رسان و شبکه‌های اجتماعی نبود؛ بلکه کشیدن ضامن انفجاری بود که ترکش‌هایش مستقیم قلب اقتصاد گردشگری را نشانه رفت.

خودمان را گول نزنیم؛ در دنیای امروز، «اینترنت» برای گردشگر حکم اکسیژن را دارد. وقتی ما ۲۰ روز تمام ، جهان را پشت دیوار بی‌خبری گذاشتیم، عملاً به تمام دنیا پیغام دادیم: «اینجا نیایید!». آن توریست خارجی که قرار بود دلار و یورو خرج صنایع دستی میدان نقش‌جهان کند، وقتی می‌بیند نه می‌تواند هتلی رزرو کند و اگر هم به کشورمان آمد نمی‌تواند حتی خبری از خانواده‌اش بگیرد، عطای سفر به نصف‌جهان را به لقایش می‌بخشد. این «خاموشی بزرگ»، تیر خلاصی بود بر پیکر نحیف اعتمادی که سال‌ها ذره‌ذره جمع شده بود.

اما درد ما فقط قطعی اینترنت نیست. هنوز زخم‌های آن «جنگ ۱۲ روزه» و التهابات و حوادث اخیر التیام پیدا نکرده بود که این شوک جدید وارد شد. یادمان نرفته که بعد از آن ۱۲ روز پرالتهاب، چطور تورها یکی پس از دیگری لغو شدند و اصفهان ماند و هتل‌های خالی. واقعیت این است که «ثبات» و «امنیت»، بستر اصلی گردشگری است. نمی‌شود در اخبار دنیا تیتر یک تنش و ناآرامی باشیم، در داخل ۲۰ روز اینترنت را قطع کنیم و همزمان انتظار داشته باشیم توریست‌های اروپایی و آسیایی برای دیدن عالی‌قاپو صف بکشند. سرمایه‌گذاری روی گردشگری خارجی با این وضعیت سینوسی و غیرقابل‌پیش‌بینی، شبیه خانه‌سازی روی شن‌های روان است.

نتیجه‌ی این وضعیت آشفته را امروز در چهره‌ی غمگین فعالان گردشگری می‌بینیم. هتل‌هایی که زمانی جای سوزن انداختن نداشتند، حالا چراغ‌هایشان را یکی‌یکی خاموش می‌کنند تا هزینه برق ندهند. اقامتگاه‌های بومگردی که قرار بود موتور محرک اقتصاد روستایی باشند، حالا یا تعطیل شده‌اند و یا با تعدیل نیرو، جوانان آموزش‌دیده را به خانه فرستاده‌اند. آشپز، راهنما، پذیرشگر و راننده‌ای که نانش به آمدن مسافر گره خورده بود، حالا قربانی حوادثی شده‌اند که هیچ نقشی در آن‌ها نداشته اند.

مسئله دردناک اینجاست که مسئولان ما هنوز در رویای آمارهای کاغذی‌اند، در حالی که واقعیت چیز دیگری را فریاد می‌زند. گردشگری با دستور و بخشنامه و شعار رونق نمی‌گیرد؛ با «اطمینان» رونق می‌گیرد. وقتی یک روز خبر جنگ است، یک روز خبر ناآرامی و بیست روز هم حبس دیجیتالی، کدام سرمایه‌گذار پولش را در هتل‌سازی و زیرساخت خرج می‌کند و کدام گردشگر خارجی به سفر به ایران علاقه‌مند می‌شود.

حرف آخر اینکه، تا زمانی که سایه‌ی ناامنی بر سر گردشگری سنگینی می‌کند و تا وقتی که «ارتباط با جهان» به عنوان یک حق اولیه تضمین نشود، صحبت از جذب توریست و ارزآوری، شوخی تلخی بیش نیست. اصفهان دارد خالی می‌شود؛ نه فقط از توریست، بلکه از امید کسانی که سرمایه و جوانی‌شان را پای این صنعت گذاشتند. کاش متولیان و تصمیم‌گیران و سیاست گذاران بشنوند که صدای بسته شدن در هتل‌ها و بومگردی‌ها، صدای شکستن استخوان‌های اقتصاد گردشگری است.

 

ارسال نظر

اخرین اخبار
پربیننده‌ترین اخبار