سینمای اصفهان؛ از خاطرههای روشن تا زیستفرهنگی امروز
سینما در اصفهان، از سالنهای خاطرهانگیز و صفهای طولانی گذشته تا پردیسهای مدرن و تجربههای چندوجهی امروز، مسیری پرتحول را پیموده است؛ مسیری که نه از خاموشی، بلکه از دگرگونی معنای «تماشای فیلم» در جهان معاصر حکایت دارد.
شهرزاد فلاح:
سینما در اصفهان، از سالنهای خاطرهانگیز و صفهای طولانی گذشته تا پردیسهای مدرن و تجربههای چندوجهی امروز، مسیری پرتحول را پیموده است؛ مسیری که نه از خاموشی، بلکه از دگرگونی معنای «تماشای فیلم» در جهان معاصر حکایت دارد.
اصفهان، شهری که روزگاری نور تابلوهای سینما بخشی از هویت شبانهاش بود، امروز در چهرهای تازه با پردیسهای مدرن، سالنهای چندگانه و فضاهای فرهنگی، تفریحی نوین دیده میشود. خاطره سینماهای قدیمی چون ایران، ساحل و قدس هنوز در حافظه جمعی شهر زنده است، اما در کنار آنها نسل تازهای از فضاهای نمایشی سر برآوردهاند که بازتابی از تغییر سبک زندگی و تجربهٔ فرهنگی مردماند. در این میان، نگاه تحلیلی پژمان نظرزاده آبکنار، پژوهشگر سینما تصویری عمیقتر از این دگرگونی ارائه میدهد؛ تصویری که سینما را نه صرفاً یک سالن نمایش، بلکه پدیدهای در حال بازتعریف میبیند.
نظرزاده اظهار کرد: رشد سالنهای سینما در یک دهه اخیر، پدیدهای طبیعی و همسو با تحولات جهانی است و نمیتوان آن را اتفاقی مقطعی یا جدا از روندهای فرهنگی جهان دانست. شکلگیری پردیسهای چندمنظوره که سینما را در کنار مراکز خرید، رستورانها و فضاهای فرهنگی قرار میدهند، نشانهای از فهم زمانه و شناخت نیازهای مخاطب امروز است. سینما دیگر تنها هنر روشنفکران نیست، بلکه پیش از هر چیز یک سرگرمی اجتماعی است و اگر قرار باشد دوباره در متن زندگی مردم جای بگیرد، باید با دیگر جنبههای تفریحی و اجتماعی پیوند بخورد و تجربهای فراتر از صرفاً دیدن فیلم ارائه دهد.
وی افزود: افزایش تعداد سالنهای سینما نهتنها تهدیدی برای فرهنگ نیست، بلکه میتواند فرصتی برای گسترش تنوع فرهنگی و پویایی بازار فیلم باشد. زمانی که مخاطب بتواند میان گونههای مختلف سینمایی انتخاب کند، جریان فرهنگی زندهتر و متکثرتر میشود. درعینحال بر ضرورت بررسی نسبت جمعیت با تعداد سالنها باید تأکید کرد. اگر دیگر صفهای طولانی مقابل سینماها دیده نمیشود، این نشانه بحران نیست، بلکه بیانگر تعادل میان عرضه و تقاضاست. تجربه سینما دیگر محدود به سالن نیست و تماشاگر امروز با گوشی تلفن همراه، لپتاپ و تلویزیونهای خانگی نیز فیلم میبیند؛ بنابراین شکل تجربه تغییر کرده، نه اصل علاقه به سینما.
این پژوهشگر سینما بیان کرد: این دگرگونیها بازتاب تحولات فرهنگی عصر دیجیتالاند و نباید از آنها تصویری بحرانی ساخت. سینما دیگر تنها پدیده بیرقیب فرهنگی نیست و در کنار آن پلتفرمهای نمایش خانگی، بازیهای ویدئویی و شبکههای گسترده سرگرمی حضور دارند. بهجای نگرانی، باید مفهوم سینما را دوباره تعریف کرد و نقش تازه آن را در جهان معاصر شناخت؛ جهانی که در آن رقابت میان اشکال مختلف تجربه فرهنگی، امری طبیعی است.
نظرزاده توضیح داد: در مواجهه با سینماهای قدیمی، نگاه صرفاً نوستالژیک نمیتواند راهگشا باشد. نوستالژی اگر با روزآمدی همراه نشود، به فرسودگی میانجامد و نمیتوان همچنان با قواعد دهههای گذشته زندگی کرد. سالنهای تکسالنه با ظرفیتهای بسیار بزرگ دیگر پاسخگوی شیوه زیست امروز نیستند و هویت سینمای قدیم باید در قالبی تازه و متناسب با نیازهای جدید بازتولید شود تا بتواند دوباره در زندگی شهری نقش ایفا کند.
وی ادامه داد: پراکندگی جغرافیایی سالنهای سینما موضوعی مهم است و تمرکز آنها در محدوده مرکزی شهر میتواند به کاهش حضور فرهنگی در مناطق دیگر بینجامد. رونق سینما باید در همه نقاط شهر احساس شود، زیرا سینما تنها یک مکان نیست؛ بلکه بخشی از حیات فرهنگی شهر است. بااینحال، این رفتار مخاطب است که تعیین میکند کدام فضا زنده میماند و کدام خاموش میشود و برنامهریزی فرهنگی باید بر شناخت این رفتار استوار باشد.
این پژوهشگر سینما و نویسنده بیان کرد: وضعیت امروز سینما نه بحرانی است و نه نیازمند توسعهٔ بیمحابا. نبود صفهای طولانی نشاندهنده برقراری تعادل است و باید بهجای تصویرسازی از گذشته، واقعیت رفتار مخاطب امروز را فهمید. سینما همچنان جایگاه خود را دارد، اما این جایگاه تغییر کرده و باید با نگاه واقعگرایانه به آن نگریست.
نظرزاده تصریح کرد: در موضوع گرانی بلیت نیز نباید تنها به عامل اقتصادی توجه کرد. افزایش هزینهها تنها یکی از عوامل است و تغییر شیوه مصرف فرهنگی مردم نقش مهمتری دارد. با گسترش پلتفرمهای آنلاین و تلویزیونهای خانگی، تجربه تماشای فیلم از انحصار سالن خارج شده و مسئله بیش از آنکه اقتصادی باشد، به تغییر نگرش فرهنگی مربوط میشود؛ نگرشی که شکل تازهای از رابطهٔ مخاطب با تصویر و روایت را رقم زده است.
وی توضیح داد: خاطرات من از سینما قدس، بخشی از حافظه فرهنگی شهر است؛ سالنی که سالها پاتوق سینمادوستان اصفهانی بود و در دورههای مختلف، از شکوفایی تا خاموشی، مسیر پرنوسانی را طی کرد این سینما در آغاز تنها یک سالن داشت، سپس دو سالنه شد، پس از انقلاب دچار آتشسوزی شد، بازسازی گردید و در دوران کرونا بار دیگر خاموش ماند. من تجربههای نوجوانی خوبی از جشنواره کودک و از شور تماشاگران در این سینما دارم که امروز از آن همه هیجان، بیشتر خاطرهای درذهنم باقیمانده است.
این پژوهشگر تأکید کرد: اگر قرار باشد سینما قدس یا سالنهای مشابه دوباره احیا شوند، باید در قالبی نو متولد شوند و صرف بازسازی فیزیکی کافی نیست. سینما باید در کنار فضاهایی چون رستوران، کتابفروشی، مراکز خرید و پارکینگ قرار گیرد، زیرا مردم امروز به دنبال تجربه هستند، نه صرفاً تماشای فیلم. این شکل زیست معاصر است که باید در طراحی سینماها لحاظ شود.
نظرزاده تصریح کرد: مفهوم پاتوق فرهنگی بودن سینما، از خود سالن مهمتر است. درگذشته تماشاگر تنها برای دیدن فیلم به سینما میرفت، اما امروز میخواهد ساعاتی را در کنار خانواده و دوستان بگذراند و تجربهای اجتماعی داشته باشد. سینماهای چندمنظوره پاسخی به همین نیاز هستند و در جهان امروز، سینما باید چیزی فراتر از پرده و صندلی ارائه دهد تا بتواند در رقابت میان انواع سرگرمیها جایگاه خود را حفظ کند.
وی افزود: آینده سینمای اصفهان در امتداد روندهای جهانی پیش میرود. ممکن است سهم سینما از سبد فرهنگی مردم کمتر شود، اما حضور آن همچنان ضروری است و نفس وجود سالنهای سینما دلگرمکننده است. هرجا چراغی از فرهنگ روشن بماند، امیدی زنده است و سینما همچنان یکی از این چراغهاست.
این پژوهشگر سینما در پایان خاطرنشان کرد: هرچند دوران صفهای طولانی به پایان رسیده، اما نفس وجود سالنهای سینما هنوز گرما و معنا دارد. سینما، حتی اگر کمرنگتر از گذشته باشد، همچنان بخشی از حافظه فرهنگی جامعه است و هرجا که فیلمی روی پرده میرود، شهر نفسی تازه میکشد و زندگی فرهنگی در آن جریان مییابد.
سینمای اصفهان امروز در میانه خاطره و واقعیت ایستاده است؛ نه اسیر گذشته مانده و نه از تحولات زمانه جدا شده است. پردهها شاید خلوتتر از گذشته باشند، اما نورشان هنوز خاموش نشده است. در این فضاها، خاطره و تجربه، گذشته و حال، و هنر و زندگی در هم میآمیزند.
سینما دیگر تنها محل تماشای فیلم نیست؛ جایی است که لحظهها به خاطره بدل میشوند و هر نسل، جهان را از زاویهای تازه تجربه میکند. شاید شکلها تغییر کرده باشند، اما امید به دیدن، تجربهکردن و زیستن در پرتو تصویر، همچنان زنده است؛ و تا زمانی که چراغ سینما روشن باشد، نبض فرهنگ در شهر خواهد تپید.