جشنواره‌ای در سکوت؛ وقتی قصه‌ها زیر گنبدهای فیروزه‌ای بی‌صدا روایت شدند

بیست‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی در اصفهان، آرام آغاز شد و شب گذشته نیز در همان سکوت به پایان رسید؛ رویدادی فرهنگی با عنوانی بزرگ، اما نشانه‌هایی کم‌رنگ از یک جشنواره پرطنین. نه شور افتتاحیه‌ای در کار بود، نه هیاهوی رسانه‌ای، و نه نشانه‌های گسترده یک رویداد بین‌المللی؛ تنها قصه‌ها بودند که بی‌صدا آمدند، روایت شدند و گذشتند.

جشنواره‌ای در سکوت؛ وقتی قصه‌ها زیر گنبدهای فیروزه‌ای بی‌صدا روایت شدند

شهرزلد فلاح:

بیست‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی در اصفهان، آرام آغاز شد و شب گذشته نیز در همان سکوت به پایان رسید؛ رویدادی فرهنگی با عنوانی بزرگ، اما نشانه‌هایی کم‌رنگ از یک جشنواره پرطنین. نه شور افتتاحیه‌ای در کار بود، نه هیاهوی رسانه‌ای، و نه نشانه‌های گسترده یک رویداد بین‌المللی؛ تنها قصه‌ها بودند که بی‌صدا آمدند، روایت شدند و گذشتند.

یکی بود، یکی نبود؛ زیر گنبدهای فیروزه‌ای نصف‌جهان، قصه‌گوها گرد هم آمدند تا روایت کنند. نه طنین نوای آغاز، نه هیجان جمعی و نه ازدحام رسانه‌ای؛ تنها سکوتی بود که در آن، واژه‌ها آرام جان می‌گرفتند. قصه‌ها زنده بودند، اما جشنواره بی‌صدا نفس می‌کشید.

بیست‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، بدون مراسم رسمی افتتاح، با اطلاع‌رسانی محدود و حضور کم‌رنگ رسانه‌ها آغاز شد و در همین فضا نیز به پایان رسید. در حالی که رویدادهای بین‌المللی معمولاً با جریان‌سازی فرهنگی، پوشش رسانه‌ای گسترده و فضاسازی شهری همراه‌اند، این جشنواره بیشتر در محدوده سالن‌های اجرا باقی ماند.

در روزهای برگزاری، قصه‌گوها از شهرهای مختلف کشور روی صحنه رفتند و روایت‌هایی از فرهنگ، آیین، زندگی، امید و تجربه را با زبان قصه بیان کردند. اجراها از صبح تا شب ادامه داشت؛ ساده، بی‌تشریفات و صمیمی. صحنه‌ها یکی پس از دیگری طی شد، قصه‌گوها آمدند و رفتند، و مخاطبان محدود، اما همراه، در سکوت شنیدند. فضایی که بیش از آنکه یادآور یک جشنواره بین‌المللی باشد، حال‌وهوای یک گردهمایی فرهنگی کوچک و آرام را تداعی می‌کرد.

این جشنواره با حضور ۶۱ قصه‌گو در ۹ بخش «کلاسیک»، «با ابزار»، «ایثار و قهرمانان»، «دینی»، «زبان اشاره»، «منظوم»، «قصه‌های نو»، «آیینی و سنتی» و «برگزیدگان سال پیش» برگزار شد. تنوع بخش‌ها نشان‌دهنده ظرفیت غنی هنر قصه‌گویی بود؛ هنری که ریشه در فرهنگ و حافظه جمعی دارد و می‌تواند میان نسل‌ها پیوند ایجاد کند. با این حال، کیفیت محتوایی اجراها در برخی بخش‌ها قابل توجه بود، اما فضای کلی جشنواره کمتر رنگ‌وبوی یک رویداد فراگیر فرهنگی را داشت.

در کنار اجراهای اصلی، برنامه‌هایی محدود نیز در برخی مدارس و مراکز فرهنگی برگزار شد؛ تلاشی برای رساندن قصه به جامعه. اما نبود تبلیغات گسترده، فضاسازی شهری و اطلاع‌رسانی مؤثر، باعث شد این جریان کمتر دیده شود. جشنواره‌ای با عنوان «بین‌المللی» معمولاً نیازمند حضور پررنگ در سطح شهر، مشارکت عمومی و بازتاب رسانه‌ای است؛ عناصری که می‌توانند یک رویداد را از سطح اجرا، به سطح «اتفاق فرهنگی» ارتقا دهند.

یکی از نکات قابل تأمل این دوره، کم‌رنگ بودن حضور رسانه‌ها بود. رسانه‌ها می‌توانند روایتگر یک جشنواره باشند، شور ایجاد کنند و قصه‌ها را فراتر از سالن‌ها به جامعه منتقل کنند. اما در این دوره، صندلی‌های خالی خبرنگاران، به اندازه سکوت سالن‌ها قابل توجه بود. در نتیجه، جشنواره کمتر در افکار عمومی بازتاب یافت و ظرفیت‌های آن، آن‌گونه که شایسته است دیده نشد.

قصه‌گویی، اما همچنان زنده و صمیمی بود. قصه‌گوها بی‌ادعا آمدند و از انسان گفتند؛ از امید، از رنج، از زندگی، از فرهنگ. قصه‌ها بی‌نیاز از هیاهو، راه خود را به دل مخاطبان باز کردند. شاید همین سادگی، زیباترین بخش جشنواره بود؛ جایی که کلمات آرام گفته می‌شدند و عمیق شنیده می‌شدند.

با این حال، فاصله‌ای میان «ظرفیت جشنواره» و «آنچه دیده شد» وجود داشت؛ از ضعف اطلاع‌رسانی و کم‌رنگی حضور رسانه‌ها گرفته تا نبود فضاسازی شهری، برنامه‌های جانبی گسترده و شور فرهنگی. جشنواره‌ای که می‌توانست ویترینی برای نمایش توان قصه‌گویی ایران در سطح جهانی باشد و پلی میان فرهنگ‌ها بسازد، این‌بار آرام و کم‌صدا برگزار شد.

شاید سکوت، بخشی از ذات قصه باشد؛ اما جشنواره‌ای با عنوان بین‌المللی، در کنار این سکوت شاعرانه، نیازمند دیده‌شدن، جریان‌سازی و حضور اجتماعی نیز هست. قصه‌ها باید شنیده شوند، نه فقط در سالن‌ها، بلکه در شهر، در جامعه و در حافظه فرهنگی مردم.

بیست‌وهفتمین جشنواره قصه‌گویی، آرام آغاز شد و آرام به پایان رسید؛ چراغ‌ها خاموش شد، صحنه خالی ماند و قصه‌ها در سکوت پراکنده شدند. رویدادی که می‌توانست پرطنین باشد، این‌بار در سکوت گذشت؛ زیر همان گنبدهای فیروزه‌ای، جایی که قصه‌ها همیشه راهی برای زنده ماندن پیدا می‌کنند حتی وقتی هیچ هیاهویی در کار نیست.

انتهای پیام

 

ارسال نظر

اخرین اخبار
پربیننده‌ترین اخبار