وقتی اصفهان دوباره صدای آب را می‌شنود

سال‌های زیادی است که خبر باز شدن زاینده‌رود می‌آید، مردم به کنار پل‌ها می‌روند، عکس می‌گیرند، قدم می‌زنند و چند هفته بعد دوباره همان بستر خشک و همان حسرت همیشگی برمی‌گردد. برای همین این بار هم خیلی‌ها خبر جاری شدن آب را با شوقی محتاطانه دنبال می‌کنند؛ خوشحالند، اما نگران. لبخند می‌زنند، اما ته دلشان یک سؤال قدیمی هنوز باقی است: «تا کی؟»

وقتی اصفهان دوباره صدای آب را می‌شنود

راستش را بخواهید، اصفهانی‌ها دیگر یاد گرفته‌اند خیلی زود خوشحال نشوند.

سال‌های زیادی است که خبر باز شدن زاینده‌رود می‌آید، مردم به کنار پل‌ها می‌روند، عکس می‌گیرند، قدم می‌زنند و چند هفته بعد دوباره همان بستر خشک و همان حسرت همیشگی برمی‌گردد. برای همین این بار هم خیلی‌ها خبر جاری شدن آب را با شوقی محتاطانه دنبال می‌کنند؛ خوشحالند، اما نگران. لبخند می‌زنند، اما ته دلشان یک سؤال قدیمی هنوز باقی است: «تا کی؟»

با این حال نمی‌شود انکار کرد که زاینده‌رود برای اصفهان چیز دیگری است.

2002595_158

کافی است عصر یکی از همین روزها سری به سی‌وسه‌پل یا خواجو بزنید. آنجا می‌شود فهمید که ماجرا فقط آب نیست. پیرمردی که سال‌هاست هر روز مسیر پیاده‌روی‌اش را کنار رودخانه می‌آید، خانواده‌ای که بچه‌هایشان برای اولین بار زاینده‌رود پرآب را می‌بینند، جوان‌هایی که روی پله‌های پل نشسته‌اند و فقط به جریان آب نگاه می‌کنند؛ همه این‌ها نشان می‌دهد زاینده‌رود در اصفهان همیشه بیشتر از یک رودخانه بوده است.

شاید برای کسی که از بیرون به ماجرا نگاه می‌کند، این حجم از دلبستگی عجیب باشد. اما حقیقت این است که اصفهان بدون زاینده‌رود، چیزی کم دارد. همان‌طور که تصویر میدان نقش‌جهان بدون گنبد مسجد شیخ لطف‌الله کامل نیست، تصویر اصفهان هم بدون آب زیر پل‌های تاریخی‌اش کامل نمی‌شود. خشکی زاینده‌رود فقط زمین را خشک نکرد. حال شهر را هم گرفت. سال به سال که بستر رودخانه خالی‌تر شد،

2002603_757

انگار بخشی از نشاط شهر هم از بین رفت. گردشگرانی که با رؤیای دیدن اصفهان کارت‌پستالی می‌آمدند، با رودخانه‌ای خشک روبه‌رو می‌شدند. کسب‌وکارهای اطراف رودخانه آسیب دیدند و مهم‌تر از همه، مردم کم‌کم به نبودن آب عادت کردند؛ عادتی که هیچ‌وقت نباید شکل می‌گرفت.حالا آب دوباره برگشته است.

شاید برای سه ماه، شاید بیشتر و شاید کمتر. اما همین بازگشت موقت هم یک یادآوری مهم دارد؛ اینکه اصفهان هنوز زنده است و هنوز می‌تواند دور زاینده‌رود جمع شود.این روزها خیلی‌ها از من می‌پرسند آیا باید خوشحال باشیم یا نه؟ پاسخ ساده است؛ بله، باید خوشحال باشیم. شهر به این شادی نیاز دارد. مردم به این لبخندها نیاز دارند.

بعد از سال‌ها خبرهای تلخ درباره فرونشست، آلودگی هوا، کم‌آبی و مهاجرت، دیدن تصاویری از خانواده‌هایی که کنار زاینده‌رود قدم می‌زنند اتفاق کوچکی نیست.اما در کنار این خوشحالی، نباید مطالبه اصلی فراموش شود. آرزوی مردم اصفهان فقط دیدن چند ماه آب نیست. مطالبه واقعی، زاینده‌رودی است که حضورش در شهر عادی باشد، نه یک اتفاق ویژه. رودخانه‌ای که جاری بودنش خبر نباشد و خشک شدنش تیتر اول رسانه‌ها شود.شاید روزی برسد که باز شدن زاینده‌رود دیگر سوژه یادداشت و گزارش نباشد. روزی که آب در بستر رودخانه آن‌قدر طبیعی باشد که کسی برای دیدنش به خیابان نیاید. آن روز، می‌توان گفت مسئله زاینده‌رود حل شده است.اما تا آن روز، اصفهانی‌ها حق دارند از شنیدن دوباره صدای آب خوشحال باشند.

صدایی که سال‌هاست برای این شهر، شبیه صدای زندگی است.

4991289

ارسال نظر

اخرین اخبار
پربیننده‌ترین اخبار