یادداشت / ایمنی ترافیک اصفهان
جان بانوان موتورسوار در صف انتظار گواهینامه
مرگ یک زن جوان موتورسوار در اصفهان بار دیگر خلأ آموزش و گواهینامهی بانوان را پیش کشید. برخلاف تصور رایج، قانون موتورسواری زنان را ممنوع نکرده؛ منع قانونی برداشته شده اما سازوکار عملی صدور و آموزش هنوز فراهم نیست. در شرایطی که سهم موتورسواران از تلفات درونشهری اصفهان به ۷۶ درصد رسیده، رها کردن این خلأ یعنی افزودن به آمار قربانیان.
مرگ یک زن جوان موتورسوار در اصفهان، که بنا بر گزارشها در منطقهی صنعتی دولتآباد و در برخورد با کامیون رخ داد، بار دیگر پرسشی قدیمی را زنده کرد: چرا زنانی که هر روز ناگزیر پشت فرمان موتور مینشینند، نه آموزش رسمی دیدهاند و نه گواهینامهای دارند؟
نکته را باید درست دید. مسئله این نیست که قانون، موتورسواری زنان را «ممنوع» کرده باشد. مرکز امور زنان و خانوادهی وزارت کشور تصریح کرده که در قانون منعی برای صدور گواهینامهی موتور زنان وجود ندارد و مسیر قانونی آن باز شده است؛ آنچه هنوز شکل نگرفته، سازوکار عملی صدور و آموزش رسمی است. همین خلأ اجرایی است که عملا زنان را به موتورسواری بیگواهینامه و بیآموزش میراند؛ درست همانجا که ایمنی رنگ میبازد و خطر مینشیند.
تصویر آماری هشداردهنده است. به گفتهی مقامهای رسمی، سهم موتورسیکلتسواران از تلفات تصادفات درونشهری اصفهان به ۷۶ درصد رسیده و در مجموع، ۵۳ درصد جانباختگان سوانح رانندگی استان موتورسوارند. هرچند تلفات درونشهری حدود ۵ درصد و برونشهری حدود ۷ درصد کاهش یافته، سهم کمرشکن موتور از قربانیان تغییر نکرده است. در شهری که بخش بزرگی از سفرهای روزانه بر دوش موتورسیکلت است، افزودهشدن زنانِ بیآموزش و بیبیمه به این جریان، چیزی جز افزودن به همین آمار نیست.
زنان امروز دیگر در حاشیهی خیابان نمیمانند. آنان در مسیر تحصیل، کار و زندگی شهری، گاه ناگزیر از موتورند. وقتی سازوکاری برای آموزش و گواهینامهی رسمیشان نباشد، این نیاز از میان نمیرود؛ فقط به شکل ناایمن و پنهان ادامه مییابد. کشورهایی مانند اندونزی و مالزی سالهاست زنان را بهرسمیت آموزش میدهند و گواهینامه میدهند؛ تجربهای که میگوید پاسخ درست به این نیاز، آموزش استاندارد است، نه نادیدهگرفتن آن.
یک ضلع ماجرا هم به خانوادهها برمیگردد. آموزش درست موتورسواری، برای فرزند — چه دختر چه پسر — مهمتر از خریدن خودِ موتور است. حتی یک موتور کوچک و برقی هم میتواند جان بگیرد؛ سپردن آن به دست نوجوانی که یک ساعت آموزش ایمنی ندیده، ریسکی است که بهای آن گاه بازگشتناپذیر است.
پس خواسته روشن است: پلیس راهور صدور گواهینامهی موتور بانوان را عملیاتی کند و سازوکار آموزش ویژهی زنان، با مربی و پیست و افسر زن، فراهم شود. این نه مطالبهای تجملی و نه صرفا بحثی دربارهی برابری، که پیش از هر چیز اقدامی برای ایمنی و کاهش تلفات است. پیش از آنکه تیتر تلخ دیگری بنویسیم و از دست رفتن این جانها برایمان عادی شود، بهتر است خلأ را همین حالا پر کنیم.