خشونت عریان در کف خیابان؛ جامعه نیازمند گفت‌وگوست

دی ماه ملتهب نیز طی شد. امروز با نگاهی به روزهای گذشته بخشی از آنچه که در خیابان‌های شهرهای مختلف کشور بخصوص در اصفهان رخ داد را می‌توان مرور کرد. آشوبی که به خیابان‌های شهر راه پیدا کرد و آتش به جان گوشه گوشه آن انداخت. جان‌هایی که از نوجوان و جوان گرفته تا میانسال و سالخورده در شهرهای مختلف ایران از دست رفت.

خشونت عریان در کف خیابان؛ جامعه نیازمند گفت‌وگوست

دی ماه ملتهب نیز طی شد. امروز با نگاهی به روزهای گذشته بخشی از آنچه که در خیابان‌های شهرهای مختلف کشور بخصوص در اصفهان رخ داد را می‌توان مرور کرد. آشوبی که به خیابان‌های شهر راه پیدا کرد و آتش به جان گوشه گوشه آن انداخت. جان‌هایی که از نوجوان و جوان گرفته تا میانسال و سالخورده در شهرهای مختلف ایران از دست رفت.

بخشی از این حوادث گویای خشونت عریان در کف خیابان بود. خشونتی که این بار تا سنین پایین و حتی در میان دختران و بانوان هم در آتش زدن، شکستن، خورد کردن و ... دیده شد.

سالهاست که کارشناسان و جامعه‌شناسان هشدار می‌دهند که خشونت دیگر در حاشیه جامعه رخ نمی‌دهد و امروز به متن زندگی روزمره آمده؛ آنچه این روزها در کف خیابان، در خانه‌ها، در مدرسه‌ها و در شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم، نه یک سلسله اتفاقات پراکنده، بلکه نشانه‌های آشکار از یک وضعیت اجتماعی بحرانی است. وضعیتی که در آن خشم انباشته‌شده، راهی برای بیان عقلانی پیدا نکرده و خود را به عریان‌ترین شکل ممکن نشان می‌دهد.

از مسائل و دخالت‌های خارجی و مولفه‌های بیرونی در حوادث اخیر که عبور کنیم؛ باید بر این موضوع اذعان کرد که میزان خشونت در حوادث دی‌ماه ، صرفاً واکنش هیجانی چند فرد نبود. مواردی از این خشونت محصول زیست طولانی‌مدت آنها در شرایطی بود که ناامنی اقتصادی، فرسایش اعتماد اجتماعی، شکاف عمیق نسلی و ضعف سازوکارهای گفت‌وگو، هم‌زمان بر جامعه فشار آورده‌اند. بخشی از جامعه که سال‌ها تحت فشارهای مداوم قرار می‌گیرد، به‌تدریج آستانه تحملش کاهش پیدا می‌کند و در نهایت با کوچک‌ترین جرقه به مرز انفجار می‌رسد یا مورد سوء‌استفاده قرار می‌گیرد.

خشونت از خانه آغاز می‌شود. جایی که اضطراب معیشتی، ناتوانی در گفت‌وگو و شکاف ارزشی میان نسل‌ها، روابط را به میدان تنش بدل کرده است. والدینی که خود زیر فشارهای اقتصادی و روانی فرسوده شده‌اند، ناخواسته خشم را بازتولید می‌کنند و فرزندانی که در چنین فضایی رشد می‌کنند، خشونت را نه یک استثنا، بلکه راهی برای حل مسئله می‌آموزند. آن وقت است که این خشونت خانگی، به هر بهانه به خیابان سرریز می‌شود. شهروندی که به شهر و محیط زندگی خود آسیب می‌زند و حیات شهروندان دیگر را به مخاطره می‌اندازد. 

در سطح جامعه نیز برخی بی‌عدالتی‌ها و نابرابری‌ها، سوخت این خشم را فراهم می‌کند. وقتی افرادی می‌بینند فرصت‌ها ناعادلانه توزیع شده، قانون بازدارنده نیست و برخی از مصونیت عملی برخوردارند، احساس محرومیت نسبی به خشم تبدیل می‌شود. 

 خشمی که در موقعیتی مناسب به شکل ضرب‌وشتم، تحقیر، انتقام‌جویی، آتش زدن و حتی قتل فوران می‌کند.بعد دیگر این وضعیت، نمایشی‌شدن خشونت است. در فضایی که دیده‌شدن به کالایی کمیاب تبدیل شده، خشونت برای برخی به ابزار جلب توجه بدل شده است. فیلم‌برداری از اعمال خشونت‌آمیز و انتشار آن در شبکه‌های اجتماعی، نشانه‌ای از یک بحران عمیق‌تر است؛ فروپاشی معیارهای اخلاقی و اجتماعی و جایگزین‌شدن «دیده‌شدن به هر قیمت» به جای مسئولیت اجتماعی.

16815432_430

خشونت عریان، زنگ خطر افت شدید سرمایه اجتماعی است. سرمایه‌ای که بر پایه اعتماد، گفت‌وگو و احساس عدالت شکل می‌گیرد و وقتی فرسوده می‌شود، به‌جای همدلی به سمت تقابل حرکت می‌کند. در چنین شرایطی، برخورد صرفاً انتظامی با این قشر از جامعه نه‌تنها راه‌حل نیست، بلکه می‌تواند چرخه خشونت را تشدید کند.

مهار خشونت نیازمند نگاهی ریشه‌ای است؛ بازسازی گفت‌وگو در خانواده و جامعه، کاهش ناامنی اقتصادی، اصلاح قوانین بازدارنده، آموزش مهارت‌های کنترل خشم و همدلی و مهم‌تر از همه، پذیرش مسئولیت جمعی. خشونت امروز، نتیجه سال‌ها بی‌توجهی به همین مؤلفه‌هاست.

خشونت عریان را باید جدی گرفت؛ نه به‌عنوان انحراف چند فرد، بلکه به‌مثابه نشانه‌ای از جامعه‌ای که مدت‌هاست فریاد می‌زند و شنیده نمی‌شود.

هر بار در بحبوحه ملتهب شدن فضای جامعه و کشور قول باز شدن فضای گفتگو بخصوص با نوجوانان و جوانان داده می‌شود اما پس از عبور از بحران به فراموشی سپرده می‌شود تا بعد. 

 

 

ارسال نظر

اخرین اخبار
پربیننده‌ترین اخبار